شهر قرآنی شهر قرآنی سعی در چشاندن لذت یك شهر قرآنی واقعی را به شما كاربر گرامی دارد. http://www.bartarresins.ir 2018-12-12T09:48:44+01:00 text/html 2018-12-11T15:13:00+01:00 www.bartarresins.ir لیست خرید لوازم التحریر برای شروع سال تحصیلی مدارس http://www.bartarresins.ir/post/66 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> در این مقاله مطالبی درباره لیست خرید لوازم التحریر را به صورت مختصر و مفید بررسی خواهیم کرد. وقتی به اواخر شهریور ماه نزدیک می شویم، اکثر خانواده ها به شدت درگیر مدارس ‏فرزندان‌شان می شوند. اما بخش بااهمیتی که کمی جلوتر از مهر ماه می بایست به آن ‏توجه ویژه‌ای شود، تهیه لوازم ضروری مدرسه برای بچه هاست. منظورمان لوازم التحریر ‏است</span><span dir="LTR" style="font-size: 10pt; line-height: 115%">.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> اگر یک بار دغدغه‌ی تهیه‌ی لیست خرید لوازم التحریر را داشته اید، حتماً درک خواهید کرد ‏که چه کار مهم و طاقت فرسایی است.‏ ما در این مقاله قصد داریم در خصوص لوازم التحریر بچه هایی صحبت کنیم که هنوز ‏پیش دبستانی هستند یا نهایتا به کلاس اول می روند</span><span dir="LTR" style="font-size: 10pt; line-height: 115%">.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> آن چیزی که عیان است، سن و ‏سال کم این‌گونه دانش آموزان است که تهیه لیست خرید لوازم التحریر را سخت‌تر می کند، چرا که در ‏درجه اول باید وسایل را طوری انتخاب کنیم که سلامت آنها را به خطر نیندازد. حال با ‏ما همراه باشید تا به شما بگوییم که می بایست چه نکاتی را رعایت کنید.‏</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> &nbsp;</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> لیست خرید لوازم التحریر</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> از دو لحاظ می توان این مورد را بررسی کرد. اول اینکه مدادها به روش های مختلفی ‏تولید می شوند. یعنی ممکن است در تولید آنها از ترکیباتی مانند: خاک رس، گرافیت و ‏اندکی دوده استفاده شود</span><span dir="LTR" style="font-size: 10pt; line-height: 115%">.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> حال میزان هر کدام از این ترکیبات، می تواند متفاوت باشد. ‏بنابراین، باید مدادی را خریداری کنید که نوکش سفت تر باشد. هم به این دلیل که زود ‏نشکند و به صرفه باشد و هم اینکه نیاز به تراش کردن نداشته باشد، چرا که بچه ها در ‏آن سن و سال شاید به خوبی روش تراش کردن را ندانند</span><span dir="LTR" style="font-size: 10pt; line-height: 115%">.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> البته از خریدن مدادهای با ‏نوک خیلی سفت هم جداً خودداری کنید، چون نوشتن با این‌گونه مدادها دشوارتر است و ‏اگر زمان تراشیده شوند، نوک‌شان خیلی تیز می شود و ممکن است در صورت شیطنت، ‏به بچه آسیب برساند.‏</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> انتخاب صحیح خودکار</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> &nbsp;</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> متعجب نشوید! استفاده از خودکار، دیگر دبستانی و غیر دبستانی نمی شناسد، فقط ‏کافیست در انتخاب آن کمی دقت کنید. توصیه می کنیم خودکاری که جنس بدنه‌اش ‏سبک‌تر باشد را انتخاب کنید</span><span dir="LTR" style="font-size: 10pt; line-height: 115%">.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> همچنین حتما خودکاری خریداری شده در داشته باشد. ( ‏اگر جوهر پس نداد، کیف و کتاب را خراب نکند ). شما والدین عزیز باید دقت کنید که ‏اگر فرزندتان آلرژی دارد و یا کلاً بچه‌ی حساسی است، برایش خودکارهای معطر ‏خریداری نکنید، چون ممکن است در طول زمان آزارش دهد. بهتر است خودکارهایی را ‏انتخاب کنید که پوشش پلاستیکی دارند؛ همچنین خودکار با مقطع سه گوش بهتر در ‏انگشتان دست قرار می گیرد.‏</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> انتخاب مداد تراش خوب</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> اگر می خواهید برای فرزندتان، وسایلی مانند: گونیا، خط کش، پرگار و یا حتی نقاله ‏بخرید، توصیه می کنیم که از جنس پلاستیکی استفاده کنید، چرا که همه این وسایل ‏نوک‌های تیز دارند، و امکان آسیب رسانی‌شان زیاد است</span><span dir="LTR" style="font-size: 10pt; line-height: 115%">.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> &nbsp;</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> برای مداد تراش نیز حتما از ‏نوع مخزن دارش خریداری کنید. برای خرید پاک‌کن هم از انواعی استفاده کنید که بند ‏دارند، چرا که به دلیل کوچک بودنشان امکان گم شدن این‌گونه وسایل بالاست.‏</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> انتخاب صحیح ماژیک</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> ماژیک و یا مداد شمعی ها از وسایلی‌اند که بچه ها زیاد به دنبال آنها هستند. اما والدین ‏باید مراقب باشند تا از طرف این‌گونه وسایل به بچه ها آسیبی نرسد. اکثر این موارد، یا ‏آلرژی‌زا هستند و یا سمی. پس توصیه می کنیم که حتما این گونه وسایل را روکش‌دار ‏تهیه کنند. برای ماژیک ها هم حتما از مارک‌های معتبر بهره ببرید. برای خرید این ‏ابزارها نیز از رنگ هایی استفاده کنید که چشم ها را کمتر خسته می کند، مانند: رنگ ‏های فسفری و یا هر رنگ روشن دیگری.‏</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> &nbsp;</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> انتخاب صحیح دفتر</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> برای بچه های کوچک معمولاً دفاتری را باید استفاده کرد که کم حجم باشند. اول اینکه ‏نباید خیلی دیر تمام شود، چون حوصله بچه را سر می برد، دوم اینکه دفاتر با قطرهای ‏بزرگ، سنگین است و جابجا کردنش را برای بچه سخت خواهد کرد. توصیه هم می کنیم ‏که دفاتر را رنگارنگ و با جلدهای مختلف تهیه کنید تا ضمن تنوع و احساس خوب ‏برای بچه، دفترهای مخصوص هر درس را گم اشتباه نگیرد.‏</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 2 Badr" lang="FA"> شما میتوانید برای خرید لوازم التحریر با کیفیت ، متنوع و ارزان به <a href="http://baharino.ir/">فروشگاه اینترنتی بهارینو</a> مراجعه نمایید و به صورت آنلاین خرید نمایید</span><span dir="LTR" style="font-size: 10pt; line-height: 115%">.</span></font></p> text/html 2018-12-01T16:46:07+01:00 www.bartarresins.ir اجاره ماشین http://www.bartarresins.ir/post/65 &nbsp;<div class="contents" dir="rtl">&nbsp; <a href="https://ejarebazar.com">اجاره ماشین</a>&nbsp; شرایطی را مهیا میکند که فرد ماشین مورد نظر خود را در اختیار داشته اما مالک آن نباشد.<br><p dir="rtl" align="right">&nbsp; همچنین رنت ماشین یک راه اقتصادی و به صرفه برای کسانی است که میخواهند سرمایه خود را صرف کسب و کارشان کنند.<br>&nbsp; با اجاره خودرو میتوانید رانندگی با ماشین دلخواهتان را با هزینه اندک اجاره خودرو تجربه کنید.<br>&nbsp; از دیگر مزیت های اجاره خودرو معاف بودن از هزینه های جانبی تعمییر و نگه داری و &nbsp; بیمه و … است.</p>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">تمام ماشین های موجود در اجاره خودرو توسط اشخاص و شرکت ها به اشتراک گذاشته شده اند</p>&nbsp; &nbsp; <h2 dir="rtl" align="right">لازمه ها دقت در انتخاب شرکت یا شخص اجاره دهنده &nbsp; ماشین بدون راننده</h2>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">تصور کنید برای مسافرت خود یا یک قرار کاری مهم یا &nbsp; حتی جهت استفاده شخصی از خدمات اجاره خودرو استفاده کرده اید.<br>حال ماشین شما دچار مشکل و خرابی شود و همه برنامه های شما به هم بریزد.<br>به همین جهت است که سالم بودن و عدم نقص فنی ددر هنگام اجاره خورو یکی از مهمترین &nbsp; معیارهاست.<br>علاوه بر این ها میزان کارکرد نقش تعیین کننده و اساسی را در کیفیت خدمات اجاره خودرو دارد.</p>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">ما در اجاره بازار قصد داریم شما را با افرادی که قصد اجاره خودرو خود را دارند آشنا کنیم.<br>در این صورت میتوانید شرایط مختلف اجاره ماشین را باهم مقایسه کنید و از بین آن ها بهترین را از نظر خود انتخاب کنید.<br>همچنین اگر شما مالک یک ماشین هستید میتوانید از خودرو خود درآمد زایی کنید.<br>به این صورت که آگهی شخصی خود برای کرایه ماشین تان را در سایت اجاره بازار ثبت کنید.<br>حتی اگر مالک یکی از شرکت های اجاره خودرو هستید میتوانید آگهی های بیشتری برای رنت ماشین بسازید.</p>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">&nbsp; <img class="alignnone size-full wp-image-1055 aligncenter" src="https://ejarebazar.com/wp-content/uploads/2018/11/ebslider02_ecb0adf7374dd373fe531be8e9124069.jpg?x51559" srcset="https://ejarebazar.com/wp-content/uploads/2018/11/ebslider02_ecb0adf7374dd373fe531be8e9124069.jpg 910w, https://ejarebazar.com/wp-content/uploads/2018/11/ebslider02_ecb0adf7374dd373fe531be8e9124069-50x22.jpg 50w, https://ejarebazar.com/wp-content/uploads/2018/11/ebslider02_ecb0adf7374dd373fe531be8e9124069-200x88.jpg 200w, https://ejarebazar.com/wp-content/uploads/2018/11/ebslider02_ecb0adf7374dd373fe531be8e9124069-768x338.jpg 768w, https://ejarebazar.com/wp-content/uploads/2018/11/ebslider02_ecb0adf7374dd373fe531be8e9124069-500x220.jpg 500w, https://ejarebazar.com/wp-content/uploads/2018/11/ebslider02_ecb0adf7374dd373fe531be8e9124069-100x44.jpg 100w, https://ejarebazar.com/wp-content/uploads/2018/11/ebslider02_ecb0adf7374dd373fe531be8e9124069-150x66.jpg 150w" sizes="(max-width: 910px) 100vw, 910px" width="350" height="153"></p>&nbsp; <h2 dir="rtl" align="right">همچنین ما در پلتفرم اجاره خودرو اجاره بازار شرایطی &nbsp; را مهیا کرده ایم</h2>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">که میتوانید در آن مشخص کنید که شرایط اجاره ماشین با راننده یا اجاره خودرو بدون راننده را دارید.<br>میتوانید حتی در مورد رنت ماشین با راننده توضیحات بیشتری در مورد راننده خود بدهید.</p>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">اگر شما یک کاربر هستید که برای اجاره خودرو به سایت اجاره بازار مراجعه کرده به راحتی میتوانید به اجاره خودرو مورد نظر خود برسید.<br>در ابتدا باید تعیین کنید که به دنبال رنت ماشین با راننده یا اجاره ماشین بدون راننده هستید.<br>سپس در دسته انتخاب شده میتوانید به دنبال ماشین مورد نظر خود را از بین استان های موجود بگردید.<br>یا میتوانید با فیلترهایی مانند قیمت روزانه اجاره خودرو درد زمان کمتری به نتیجه دلخواهتان برسید.<br>حتی اگر قصد اجاره خودرو برای میهمان خارجی خود را دارید میتوانید</p>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">به اجاره ماشین با راننده گانی اقدام کنید که به یکی از زبان های خارجی تسلط دارند.<br>یکی از مزایای اجاره بازار این است که شما میتوانید زبان خارجی راننده کرایه ماشین را انتخاب کنید و تنها به زبان انگلیسی بسنده نکرده ایم.</p>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">اما آیا میدانید اجاره خودرو چه مزایایی برای شما به همراه خواهد داشت؟</p>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">اجاره ماشین شرایطی را مهیا میکند که فرد ماشین مورد &nbsp; نظر خود را در اختیار داشته اما مالک آن نیست.<br>همچنین اجاره خودرو یک راه اقتصادی و به صرفه برای کسانی است که میخواهند سرمایه خود را صرف کسب و کارشان کنند.<br>با اجاره ماشین میتوانید رانندگی با ماشین دلخواهتان را با هزینه اندک اجاره &nbsp; خودرو تجربه کنید.<br>از دیگر مزیت های اجاره خودرو معاف بودن از هزینه های جانبی تعمیر و نگه داری و بیمه و … است.</p>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">اجاره خورو لوکس نه تنها به کسانی که نمیخواهند سرمایه خود را برای خرید خودرو خرج کنند یا حتی کسانی که سرمایه کافی ندارند</p>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">کمک شایانی میکند بلکه هزینه های نگه داری بی جهت خوردو شخصی را نیز کاهش میدهد.</p>&nbsp; &nbsp; <h2 dir="rtl" align="right">موارد اجاره خودرو</h2>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">صنعت اجاره ماشین کاربردهای زیادی دارد.<br>مثلا اگز میهمان خارجی دارید میتوانید با اجاره خودرو ماشین لوکس از وی استقبال کنید.<br>بسیاری از افراد نیز برای عروسی خود اجاره ماشین را ترجیح میدهند.</p>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">شما حتی میتوانیدد برای قرارهای کاری و مهم از خدمات اجاره خودرو بهره ببرید.<br>حتی اگر دوست دارید تجربه سوار شدن در یک ماشین لوکس را بدون زحمت رانندگی داشته باشید</p>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">اجاره خودرو بدون راننده انتخاب خوبی برای شماست.</p>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">حتی میتوانید برای استفاده روزانه و شخصی خود از اجاره خودرو کمک بگیرید</p>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">تا سرمایه خود را در گردش نگه دارید و صرف سرمایه گذاری روی ایده های خود کنید.</p>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">امروزه اجاره خودرو نه یک کسب و کار لوکس و تجملاتی بلکه یک ضرورت محسوب میشود.</p>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">این ضرورت را میتوان در سرایت کردن فرهنگ اجاره خودرو رد اقشار ضعیف جامعه به خوبی دید.</p>&nbsp; <h2 dir="rtl" align="right">انواع خدمات اجاره خودرو</h2>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">خدمات رنت ماشین اجاره بازار به دو شکل اجاره خودرو روزانه و اجاره خودرو بالای هفت روز میباشد.</p>&nbsp; <p dir="rtl" align="right">با استفاده از کرایه ماشین میتوانید علاوه بر صرفه جویی در هزینه و وقت خود تجربه سوار شدن در ماشین دلخواه خود را نیز کسب کنید.</p></div> text/html 2018-11-25T14:14:20+01:00 www.bartarresins.ir سیره پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) در تفسیر قرآن http://www.bartarresins.ir/post/64 <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><span lang="AR-SA"> باقى میماند طریقه ای كه رسول</span> <span lang="AR-SA">خدا صلى الله علیه</span> <span lang="AR-SA">و آله و سلم و امامان اهل بیت او در تفسیر سلوك نموده اند، رسولى كه خدا قرآنرا</span> <span lang="AR-SA">نخست به او تعلیم كرده ، و او را معلم سایرین قرار داده ، و فرموده</span> <span dir="ltr">: </span> <span lang="AR-SA">نزل به الروح الامین ، على قلبك</span> <span lang="AR-SA">، </span><span dir="ltr">)</span> <span lang="AR-SA">روح الامین آنرا بر قلب تو نازل كرده )، و</span> <span lang="AR-SA">نیز فرموده</span> <span dir="ltr">: </span><span lang="AR-SA">و انزلنا الیك الذكر،</span> <span lang="AR-SA">لتبین للناس ما نزل الیهم، </span><span dir="ltr">)</span> <span lang="AR-SA">ما كتاب را</span> <span lang="AR-SA">بر تو نازل كردیم ، تا براى مردم بیان كنى ، كه چه چیز براى آنان نازل شده )...، و</span> <span lang="AR-SA">نیز فرموده</span> <span dir="ltr">: </span><span lang="AR-SA">یتلوا علیهم آیاته ، و</span> <span lang="AR-SA">یزكیهم ، و یعلمهم الكتاب و الحكمه</span> <span lang="AR-SA">،</span> <span dir="ltr">)</span> <span lang="AR-SA">آیات آنرا بر شما میخواند و شما را تزكیه نموده ، كتاب و حكمت را تعلیمتان مى</span> <span lang="AR-SA">دهد</span> <span dir="ltr">(</span><br> <span lang="AR-SA">و امامان اهل بیت كه <a href="http://bartarresins.ir" target="" title="">رسول خدا</a> صلى الله علیه و آله و سلم ایشانرا در</span> <span lang="AR-SA">حدیث مورد اتفاق بین شیعه و سنى</span> <span lang="AR-SA">انى</span> <span lang="AR-SA">تارك فیكم الثقلین ، ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا بعدى ابدا، كتاب الله و عترتى ،</span> <span lang="AR-SA"> اهل بیتى ، و انهما لن یفترقا، حتى یردا على الحوض</span> <span lang="AR-SA">، من دو چیز گران در شما جانشین مى گذارم ، كه مادام به آن</span> <span lang="AR-SA">دو تمسك جوئید، ابدا بعد از من گمراه نمى شوید، یكى كتاب خدا، و یكى عترتم اهل بیتم</span> <span lang="AR-SA">را، و این دو حتى چشم بر هم زدنى از یكدیگر جدا نمى شوند، تا كنار حوض بر من</span> <span lang="AR-SA">درآیند، منصوب براى چنین مقامى كرده ، و خدا هم تصدیقش كرده ، كه فرموده</span> <span dir="ltr">:</span><a data-cke-saved-href="http://www.borhan.rasekhblog.com" href="http://www.borhan.rasekhblog.com" target="_blank"> </a></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><span lang="AR-SA"> انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و</span> <span lang="AR-SA">یطهر كم تطهیرا، و نیز علم به قرآن را</span> <span lang="AR-SA">از غیر ایشان كه مطهرین اند نفى كرده ، و فرموده</span> <span dir="ltr">: </span><span lang="AR-SA">انه لقرآن كریم ، فى كتاب مكنون ، لا یمسه الا المطهرون به درستى كه این قرآن كتابى است كریم</span> <span lang="AR-SA">و خواندنى در كتابى مكنون كه احدى جز مطهرین با آن تماس ندارد</span> <br> <span lang="AR-SA">این پیغمبر و</span> <span lang="AR-SA">این امامان اهل بیت علیهم السلام ، طریقه شان در تعلیم و <a href="http://bartarresins.ir" target="" title="">تفسیر قرآن كریم</a> ، بطوریكه</span> <span lang="AR-SA">از احادیث تفسیرى آنان بر مى آید، همین طریقه اى است كه ما بیان كردیم ، و ما بزودى</span> <span lang="AR-SA">آن احادیث را در ضمن بحث هاى روایتى این كتاب از نظر خواننده عزیز مى گذرانیم ،</span> <span lang="AR-SA">آنوقت خواهید دید كه هیچ اهل بحثى در آن همه روایت حتى به یك حدیث برنمیخورد، كه</span> <span lang="AR-SA">رسول خدا و یا <a href="http://bartarresins.ir" target="" title="">ائمه اهل بیت</a> علیهم السلام در تفسیر آیه اى از حجت و برهانى علمى و</span> <span lang="AR-SA">نظرى و یا فرضیه اى علمى كمك گرفته باشند</span> <span dir="ltr">.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><span lang="AR-SA"> منبع: کتاب تفسیر المیزان جلد 1</span></font></p> text/html 2018-11-23T14:11:50+01:00 www.bartarresins.ir قرآن، تنها كتاب آسمانى در اختیار انسان‏ http://www.bartarresins.ir/post/63 <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify"> <font size="2" face="Tahoma"><span lang="AR-SA">اگر بخواهیم به همه آنچه درباره قرآن در نهج ‏البلاغه آمده است بپردازیم بحث بسیار طولانى مى‏شود. امام على (ع) در بیش از بیست خطبه نهج ‏البلاغه به معرفى قرآن و جایگاه آن پرداخته است و گاه بیش از نصف خطبه به تبیین جایگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظیفه آنان در قبال این كتاب آسمانى اختصاص پیدا كرده است. ما در این جا تنها به توضیح پاره‏اى از توصیف پاره‏اى از <a href="http://bartarresins.ir" target="" title="">توصیف‏ هاى نهج ‏البلاغه درباره قرآن كریم</a> بسنده مى‏كنیم. امام علیه‏السلام در خطبه 133 مى‏فرماید:</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><span lang="AR-SA">و كتاب الله بین اظهر كم ناطق لا یعیى لسانه<br> قرآن در دسترس و جلوى روى شماست. بر خلاف كتب آسمانى ادیان دیگر از قبیل كتاب حضرت موسى و حضرت عیسى علیه‏السلام، قرآن در اختیار شماست. گفتنى است كه امم گذشته و به خصوص در بین <a href="http://bartarresins.ir" target="" title="">یهود بنى اسرائیل</a> كتاب مقدس در اختیار عموم مردم نبوده است؛ بلكه تنها نسخه‏ هاى محدودى از تورات در نزد علماى یهود موجود بوده و براى عموم امكان مراجعه به تورات وجود نداشته است.<br> درباره <a href="http://bartarresins.ir" target="" title="">كتاب آسمانى حضرت عیسى</a> علیه‏السلام وضع از این هم نگران كننده‏تر بوده و هست؛ زیرا آنچه امروز به نام انجیل در میان مسیحیان شناخته مى‏شود كتابى نیست كه بر حضرت عیسى مسیح علیه‏السلام نازل شده؛ بلكه مطالبى است كه به دست افرادى گردآورى و به نام اناجیل اربعه معروف شده است. </span> <a data-cke-saved-href="http://aquaquest.parsaspace.ir/Images/Borhan/Quran-Ommolketab-God-Borhan_Big_www.borhan.rasekhblog.com(2).jpg" href="http://aquaquest.parsaspace.ir/Images/Borhan/Quran-Ommolketab-God-Borhan_Big_www.borhan.rasekhblog.com(2).jpg" target="_blank">&nbsp;</a></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><span lang="AR-SA"> بنابراین امم پیشین از دسترسى به كتب آسمانى محروم ماندند. اما وضعیت در مورد قرآن متفاوت است. كیفیت نزول قرآن و قرائت و تعلیم آن از جانب پیامبر صلى الله علیه و آله به گونه‏اى بود كه مردم مى‏توانستند آن را فرا بگیرند و آیاتش را حفظ كنند و قرآن به طور كامل در دسترسشان باشد. از دیگر ویژگى‏هاى مهم این كتاب آسمانى آن است كه خداوند متعال بر امت اسلام منت نهاده و خود، حفظ قرآن كریم را از هر گونه تهدیدى به عهده گرفته است. به علاوه پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله به قدرى به فراگیرى مسلمانان و حفظ آیات الهى اهتمام داشتند كه در همان زمان رسول الله، عده زیادى از مسلمانان حافظ قرآن بودند و نسخه‏هایى از آیاتى كه جدیدا نازل مى‏شد در اختیار داشتند و به تدریج آنها را حفظ مى‏كردند و به هر حال از طریق تكثیر این نسخه ‏ها یا نقل سینه به سینه از حافظى به حافظ دیگر، قرآن در اختیار همگان قرار مى‏گرفت.<br> حضرت على علیه‏السلام مى‏فرماید: كتاب الله بین اظهركم؛ كتاب خدا در میان شماست، در دسترس شماست. ناطق لا یعیى لسانه. بجاست روى این جمله تاكید و تكیه شود. حضرت مى‏فرماید: این كتاب گویاست و زبانش به كندى نمى‏گراید، از سخن گفتن خسته نمى‏شود و هرگز لكنت پیدا نمى‏كند، بنایى است كه پایه هایش فرو نمى‏ریزد و پیروزمندى است كه یارانش شكست نمى‏خورند.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><span lang="AR-SA"> منبع: کتاب آن در آیینه نهج</span> <span lang="AR-SA">‏البلاغه‏</span></font></p> text/html 2018-10-30T13:09:00+01:00 www.bartarresins.ir عکس نوشته های جدید عاشقانه و غمگین برای عکس پروفایل http://www.bartarresins.ir/post/62 حتما تا به حال شده که با توجه به حس و حالی که داشتید، عکس پروفایل خودتون رو در شبکه های اجتماعی مختلف مانند تلگرام، اینستاگرام، واتساپ و... تغییر بدید. در سایت کافه پیکس شما میتوانید مجموعه ای کامل از عکس نوشته های زیبا و جدید در موضوعات مختلف پیدا کنید و به عنوان عکس پروفایل خودتون استفاده کنید.سایت کافه پیکس دارای دسته بندی های گوناگون در زمینه <a href="http://cafepix.ir/"><strong>عکس نوشته</strong></a> می باشد، مانند: عکس نوشته عاشقانه، عکس نوشته غمگین، عکس نوشته آهنگ های مختلف، عکس نوشته مرتبط با خدا، عکس نوشته های خنده دار، مذهبی، مناسبتی، تولد و...چند نمونه از عکس نوشته های موجود در کافه پیکس:<p style="text-align: center;"><strong><a href="http://cafepix.ir/category/romantic/">عکس نوشته عاشقانه</a></strong>&nbsp;دل من با دل تو خوشه بدجوری دوریت منو میکشه برای پروفایل</p><div align="center"><img class="aligncenter" title="عکس نوشته عاشقانه&nbsp;دل من با دل تو خوشه" src="http://cafepix.ir/wp-content/uploads/2018/08/romantic_0002_cafepix.ir_.jpg" alt="عکس نوشته عاشقانه&nbsp;دل من با دل تو خوشه" width="450" height="450"></div><p style="text-align: center;"><a href="http://cafepix.ir/category/sad/"><strong>عکس نوشته غمگین</strong></a> پاییزی،&nbsp;&nbsp;پاییز اومده، پی نامردی…</p><div align="center"><img class="aligncenter" title="عکس نوشته غمگین پاییزی،&nbsp;&nbsp;پاییز اومده، پی نامردی" src="http://cafepix.ir/wp-content/uploads/2017/09/sad_0008_shajarian_ahay_khabardar_cafepix.ir_.jpg" alt="پاییز اومده، پی نامردی" width="450" height="517"></div> text/html 2018-10-11T09:31:26+01:00 www.bartarresins.ir امانت و خیانت در روایات اسلامى http://www.bartarresins.ir/post/61 <p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font size="2"><span lang="FA">در احادیثى كه از پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) به ما رسیده است اهمیت فوق&nbsp;العاده&nbsp;اى به این مسأله داده شده گاه از امانت به عنوان یكى از اصول اساسى مشترك در میان همه ادیان آسمانى یاد شده، و گاه به عنوان نشانه اصلى ایمان و گاه به عنوان سبب جلب و جذب رزق و روزى و اعتماد مردم، سلامت دین و دنیا و غنا و بى&nbsp;نیازى یاد شده است كه گلچینى از این روایات را در ذیل از نظر مى&nbsp;گذرانیم:</span></font></p> <p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font size="2"><span lang="FA">1ـ در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خطاب به على(علیه السلام) مى&nbsp;خوانیم كه فرمود:</span> «یا اَبَالْحَسَنِ اَدِّ الاَمانَةَ اِلَى الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ فِى ما قَلَّ وَجَلَّ حَتّى فِى الخَیْطِ وَ الَْمخِیطِ; اى ابوالحسن! امانت را چه مربوط به شخص نیكوكار باشد یا بدكار، چه كم باشد چه زیاد به صاحبش برسان، حتى در نخ و سوزن»<span lang="FA">.(1)</span></font></p> <p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font size="2"><span lang="FA">على(علیه السلام) مى&nbsp;گوید این سخن را <a href="http://bartarresins.ir/" target="" title="">پیامبر اكرم</a>(صلى الله علیه وآله) ساعتى پیش از وفاتش به من فرمود و سه بار آن را تكرار كرد.</span></font></p> <p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font size="2"><span lang="FA">2ـ در حدیث دیگرى از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) مى&nbsp;خوانیم كه فرمود:</span> «لا اِیْمانَ لِمَنْ لا اَمانَةَ لَهُ; كسى كه<a style="TEXT-DECORATION: none" href="http://qorancity.mihanblog.com/"> امانت</a> را رعایت نمى&nbsp;كند ایمان ندارد»<span lang="FA">.(2)</span></font></p> <p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font size="2"><span lang="FA">3ـ در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) آمده است: </span>«اِنَّ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَمْ یَبْعَثْ نَبِیّاً اِلاّ بِصِدْقِ الْحِدِیثِ وَ اَداءِ الاَْمانَةِ اِلَى الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ; خداوند هیچ پیامبرى را مبعوث نكرد، مگر این كه راست گویى و اداء امانت نسبت به نیكوكار و بدكار جزء تعلیمات او بود»<span lang="FA">.(3)</span></font></p> <p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font size="2"><span lang="FA">این تعبیر نشان مى&nbsp;دهد كه در تمام ادیان آسمانى راستى و امانت جزء مهمترین تعلیمات بوده و از اصول ثابت ادیان الهى شمرده مى&nbsp;شود.</span></font></p> <p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font size="2"><span lang="FA">4ـ از همان امام بزرگوار نقل شده كه براى آزمایش ایمان مردم فرمود:</span> «لا تَنْظُرُوا اِلَى طُوْلِ رُكُوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ، فَاِنَّ ذلِكَ شَئْىٌ اِعْتادَهُ فَلَو تَرَكَهُ اِسْتَوْحَشَ لِذلِكَ وَلكِنْ اُنْظُرُوا اِلى صِدْقِ حَدِیثِهِ وَ اَداءِ اَمانَتِهِ; نگاه به ركوع و سجود طولانى افراد نكنید (و تنها آن را نشانه دیانت آنها ندانید) چرا كه این چیزى است كه ممكن است به آن عادت كرده باشد، و هرگاه آن را ترك كند، نگران مى&nbsp;شود ولى نگاه به راست گویى و امانت آنها كنید».<span lang="FA">(4)</span></font></p> <p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font size="2"><span lang="FA">5ـ شبیه همین معنى با تعبیر تكان دهنده&nbsp;ترى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده است كه فرمود: </span>«لاتَنْظُرُوا اِلَى كَثْرَةِ صَلاتِهِمْ وَ صَوْمِهِمْ وَ كَثْرَةِ الْحَجِّ وَ الْمَعْرُوفِ وَ طَنْطَنَتِهِمْ بِاللَّیْلِ وَلكِنْ اُنْظُرُوا اِلى صِدقِ الْحِدِیثِ وَ اَداءِ الاَْمانَةِ; نگاه به فزونى نماز و روزه آنها و كثرت حج و نیكوكارى آنها و سر و صدایشان در شب (هنگام راز و نیاز با خدا) نكنید، بلكه نگاه به راست گویى و امانت آنها كنید»<span lang="FA">.(5)</span></font></p> <p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font size="2"><span lang="FA">هدف از این تعبیر این نیست كه نماز و روزه و حج و انفاق، سبك شمرده شود، بلكه هدف آن است كه این&nbsp;ها تنها نشانه دین&nbsp;دارى افراد معرفى نگردد، بلكه به دو ركن اساسى دین یعنى راستى و امانت بیشتر توجه شود.</span></font></p> <p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font size="2"><span lang="FA">6ـ امام سجاد(علیه السلام) در این زمینه تعبیر عجیبى دارد; به شیعیانش مى&nbsp;فرمود: </span>«عَلَیْكُمْ بِاداءِ الاَْمانَةِ فَوالَّذِى بَعَثَ مُحَمّداً<span lang="FA">(صلى الله علیه وآله)</span> بِالحَقِّ نَبِیّاً لَوْ اَنَّ قاتِلَ اَبِىَ الْحُسَیْنِ ابْنِ عَلِىٌّ<span lang="FA">(علیهما السلام)</span> اَئْتَمَنَنِى عَلَى السَّیْفِ الَّذِى قَتَلَهُ بِهِ لاََدَّیْتُهُ اِلَیْه; به شما باد به<a style="TEXT-DECORATION: none" href="http://qorancity.mihanblog.com/"> ادا امانت</a>، سوگند به آن كس كه محمد<span lang="FA">(صلى الله علیه وآله) </span>را به حق پیامبر خویش قرار داد، اگر قاتل پدرم حسین<span lang="FA">(علیه السلام)</span>شمشیرى را كه با آن پدرم را شهید كرد نزد من امانت مى&nbsp;سپرد (و من امانت او را قبول مى&nbsp;كردم) در امانتش خیانت نمى&nbsp;نمودم»<span lang="FA">.(6)</span></font></p> <p style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font color="#000000"><font size="2"><img alt="وبلاگ شهر قرآنی - Www.QoranCity.MihanBlog.Com" src="http://www.drmgangineh.com/img/Weblogs/QoranCity/Qoran-City_Www.QoranCity.MihanBlog.Com(7).jpg" width="301" height="226" border="0"></font></font></p> <p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font size="2"><span lang="FA">7ـ شبیه همین معنى ـ به تعبیر دیگرى ـ از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است كه فرمود: </span>«اِنَّ ضارِبَ عَلِىٌّ بِالسَّیْفِ وَ قاتِلَه لَوْ اِئْتَمَنَنِى وَ اسْتَنْصَحَنِى وَ اسْتَشارَنِى، ثُمَّ قَبِلتُ ذلِكَ مِنْهُ، لاَدَّیْتُ اِلَیْهِ الاَْمانَةَ; آن كس على<span lang="FA">(علیه السلام) </span>را با شمشیر زد و شهید كرد، هرگاه امانتى نزد من بگذارد یا نصیحتى بخواهد یا مشورتى كند، و من از او بپذیرم، حق امانت را بجا مى&nbsp;آورم». (در نصیحت و مشورت و هم در امانت&nbsp;هاى عادى)<span lang="FA">.(7)</span></font></p> <p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font size="2"><span lang="FA">8ـ از حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده به خوبى استفاده مى&nbsp;شود كه حتى مقامات عظیم پیشوایان بزرگ همچون على(علیه السلام) در سایه صدق الحدیث و اداءالامانة بود، امام به یكى از یارانش به نام «عبدالله بن ابى یعفور» فرمود:</span> «اُنْظُرْ ما بَلَغَ بِهِ عَلِىٌ عِنْدَ رَسُولِ اللّهِ<span lang="FA">(صلى الله علیه وآله)</span> فَالْزَمْهُ; نگان كن ببین على<span lang="FA">(علیه السلام)</span> كه در سایه چه چیزى آن همه مقام نزد <a href="http://bartarresins.ir/" target="" title="">پیامبر اسلام</a><span lang="FA">(صلى الله علیه وآله)</span> پیدا كرد، آن را بشناس و رها مكن. سپس افزود: «فَاِنَّ عَلِیّاً<span lang="FA">(علیه السلام)</span>اِنَّما بَلَغَ ما بَلَغَ بِهِ عِنْدَ رَسُولِ اللّهِ بِصِدْقِ الْحَدِیثِ وَ اَداءِ الاَْمانَةِ; زیرا على<span lang="FA">(علیه السلام)</span> به آن همه مقامات در نزد پیامبر<span lang="FA">(صلى الله علیه وآله)</span> رسید به خاطر راست گویى و اداى امانت بود»<span lang="FA">.(8)</span></font></p> <p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font size="2"><span lang="FA">9ـ در حدیث دیگرى در مورد آثار مهم دنیوى امانت و خیانت از على(علیه السلام)مى&nbsp;خوانیم </span>«اَلاَْمانَةُ تَجُرُّ الرِّزْقَ وَ الْخِیانَةُ تَجُرَّ الْفَقْرَ; امانت رزق و روزى مى&nbsp;آورد، و خیانت مایه فقر است»<span lang="FA">.(9)</span></font></p> <p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font size="2"><span lang="FA">10ـ در حدیث كوتاه و بسیار پر معنى از همان بزرگوار مى&nbsp;خوانیم: </span>«رَأْسُ الاِْسْلامِ اَلاَْمانَةُ; رأس (ریشه و اساس و سرچشمه) اسلام امانت است»<span lang="FA">.(10)</span></font></p> <p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font size="2"><span lang="FA">11ـ شبیه همین معنى با كمى تفاوت از لقمان حكیم نقل شده فرمود:</span> «یا بُنَّىَّ اَدِّ الاَْمانَةَ تَسْلُمُ لَكَ دُنْیاكَ وَ آخِرَتُكَ وَكُنْ اَمِیناً تَكُنْ غَنِیّاً; پسرم! امانت را ادا كن تا دنیا و آخرت تو سالم باشد، و امین باش تا غنى شوى»<span lang="FA">.(11)</span></font></p> <p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><font size="2"><span lang="FA">12ـ این بحث را با حدیث ناب دیگرى از رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) پایان مى&nbsp;دهیم فرمود: </span>«لاتَزالُ اُمَّتِى بِخَیْر ما تَحابُّوا وَ تَهادُّوا وَ اَدَّوُا الاَْمانَةَ وَ اِجْتَنِبُوا الْحَرامَ وَ وَقَّرُوا الضَّیْفَ وَ اَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ فَاِذا لَمْ یَفْعَلُوا ذلِكَ اِبْتَلَوا بِالْقَحطِ وَ السِّنِیْنِ; امت من همواره در مسیر خیر و سعادتند مادام كه با یكدیگر محبت كنند و به یكدیگر اعتماد كنند، و امانت را به صاحبان آن بپردازند و از حرام پرهیز كنند، مهمان را گرامى دارند، نماز را بر پا كنند، و زكات را بپردازند، و هنگامى كه چنین نكردند به قحطى و خشكسالى گرفتار مى&nbsp;شوند»<span lang="FA">.(12)&nbsp;</span></font></p> <p style="TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir="rtl"><span lang="FA"><font size="2">این روایات كه تنها گلچینى از روایات مربوط به <a href="http://bartarresins.ir/" target="" title=""><font size="2">امانت در منابع اسلامى</font></a></font><font size="2"> است، به خوبى نشان مى&nbsp;دهد كه امانت چه جایگاهى در میان تعلیمات اسلامى دارد، و خیانت تا چه حد زیانبار، ویران گر و مایه بدبختى و دورى از خدا است. هر یك از روایات بالا به یكى از ابعاد آثار سازنده امانت و ابعاد ویران&nbsp;گر خیانت اشاره مى&nbsp;كند كه تأمل و دقت در آنها چیزهاى بسیار به انسان مى&nbsp;آموزد.</font></span></p> <p dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" lang="FA">پی نوشتها:</span></p> <h5 dir="rtl"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Tahoma,sans-serif; FONT-SIZE: 10pt; FONT-WEIGHT: 400" lang="FA">1. بحارالانوار، جلد 74، صفحه 273.</span></h5> <h5 dir="rtl"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Tahoma,sans-serif; FONT-SIZE: 10pt; FONT-WEIGHT: 400" lang="FA">1. همان.</span></h5> <h5 dir="rtl"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Tahoma,sans-serif; FONT-SIZE: 10pt; FONT-WEIGHT: 400" lang="FA">2. اصول كافى، جلد 2، صفحه 104.</span></h5> <h5 dir="rtl"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Tahoma,sans-serif; FONT-SIZE: 10pt; FONT-WEIGHT: 400" lang="FA">3. همان، صفحه 105، حدیث 13.</span></h5> <h5 dir="rtl"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Tahoma,sans-serif; FONT-SIZE: 10pt; FONT-WEIGHT: 400" lang="FA">4. بحارالانوار، جلد 72، صفحه 114، حدیث 5.</span></h5> <h5 dir="rtl"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Tahoma,sans-serif; FONT-SIZE: 10pt; FONT-WEIGHT: 400" lang="FA">1. همان مدرك، حدیث 3.</span></h5> <h5 dir="rtl"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Tahoma,sans-serif; FONT-SIZE: 10pt; FONT-WEIGHT: 400" lang="FA">2. مجموعه ورّام، جلد 1، صفحه 20.</span></h5> <h5 dir="rtl"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Tahoma,sans-serif; FONT-SIZE: 10pt; FONT-WEIGHT: 400" lang="FA">3. اصول كافى، جلد 2، صفحه 104، حدیث 5.</span></h5> <h5 dir="rtl"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Tahoma,sans-serif; FONT-SIZE: 10pt; FONT-WEIGHT: 400" lang="FA">4. بحار، جلد 78، صفحه 60.</span></h5> <h5 dir="rtl"><span style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Tahoma,sans-serif; FONT-SIZE: 10pt; FONT-WEIGHT: 400" lang="FA">5. شرح غررالحكم، جلد 4، صفحه 47.</span></h5> <p style="LINE-HEIGHT: normal" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="FONT-FAMILY: Tahoma,sans-serif; FONT-SIZE: 10pt" lang="FA">منبع: كتاب اخلاق در قرآن</span><span style="FONT-FAMILY: Tahoma,sans-serif; FONT-SIZE: 10pt" lang="FA"> جلد سوم</span></p> text/html 2018-10-10T16:27:53+01:00 www.bartarresins.ir مثل كافران در قرآن http://www.bartarresins.ir/post/60 <p dir="rtl" align="right"><font size="2" face="Tahoma">خداوند متعال، در آیه 48 سوره إسراء، مى فرماید: اُنْظُرْ كَیْفَ ضَرَبُوا لَكَ الاَْمْثالَ فَضَلُّوا فَلا یَسْتَطیعُونَ سَبیلاً <br> <br> ببین چگونه (كفّار) براى تو مَثَل ها زدند; در نتیجه گمراه شدند، و نمى توانند راه حق را پیدا كنند.<br> <br> دورنماى بحث<br> <br> این مثال بر خلاف مثال هاى گذشته و آینده است; زیرا مثل هایى كه خداوند مطرح كرده است، براى روشن شدن مطالب پیچیده عقلى و دور از حسّ است; ولى آیه مَثَل اشاره به مثل هایى دارد كه از زبان كفّار درباره وجود پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله)بیان شده است; از این رو، هدف خداوند از بیان مثل ها، هدایت مردم و هدف كفّار از بیان مَثَل ها، گمراهى آنان است.<br> <br> شرح و تفسیر<br> <br> براى روشن شدن این كه كفّار چه مثل هایى براى حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) بیان كرده اند، باید به آیات قبل از آیه مثل رجوع كرد; خداوند در آیه 45 سوره إسراء چنین مى فرماید:<br> <br> وَ اِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلنا بَیْنَكَ وَ بَیْنَ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالاْخِرَةِ حِجاباً مَسْتوراً<br> <br> اى پیامبر! هنگامى كه به تلاوت و <a href="http://bartarresins.ir/" target="" title="">قرائت قرآن</a> (مجید) مى پردازى، بین تو و كسانى كه ایمان به جهان آخرت ندارند، حجاب مستورى قرار مى دهیم. <br> <br> حجاب مستور چیست؟<br> <br> مفسّران در معنا و تفسیر «حجاب مستور» دیدگاه هاى مختلف دارند:<br> <br> برخى معتقدند كه منظور پرده واقعى و حقیقى است كه مانع از دیدن افراد یا اشیاء پشت پرده مى شود. هنگامى كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) مشغول تلاوت قرآن مى شد، بین آن حضرت و كفّار پرده اى حایل مى شد كه آنها صداى آن حضرت را مى شنیدند ولى خود آن حضرت را نمى دیدند. «مستور» در اینجا به معناى «نامرئى» است; یعنى، بین كفّار و پیامبر، پرده نامرئى وجود داشت كه با چشم دیده نمى شد.<br> <br> فلسفه این پرده نامرئى، این بود كه به هنگام تلاوت قرآن، پیامبر آیاتى را قرائت مى كرد كه باعث خشم و غضب كفّار مى شد; مثل آیاتى كه در مذمّت بت ها و مشركان و یا آیاتى كه درباره پیروزى آینده اسلام و مانند آن نازل مى شد ممكن بود كفّار با شنیدن این آیات، در حال خشم و غضب بر پیامبر هجوم آورند و صدمه اى بر آن حضرت وارد سازند. به این جهت، هنگام تلاوت آیات قرآن، خداوند آن پرده نامرئى را حایل مى كرد.(1)<br> <br> برخى دیگر از مفسّران بر این اعتقادند كه جمله «حجاباً مستوراً» كنایه از حجاب معنوى، لجاجت، تعصّب، جهل و عداوت است. این صفات زشت كه در مشركان عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) وجود داشت، براى آنان به صورت حجابى درمى آمد كه مانع از فهم<br> <br> <a href="http://bartarresins.ir/" target="" title="">آیات قرآن</a> مى شد. قرآنى كه براى همه مایه هدایت و روشنى قلب هاست، در این افراد به خاطر وجود این حجاب هاى پنهانى اثر نمى كرد.(2)<br> <br> بنابر هر یك از دو تفسیر، آیه در مقام بیان این مفهوم است كه چنین حجابى در بین پیامبر(صلى الله علیه وآله) و كفّار وجود داشته كه مانع از نفوذ آیات قرآن در آنان مى شده است.<br> <br> در آیه 46 همان سوره مى فرماید: وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ اَكِنَّةً اَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فى آذانِهِمْ وَقْراً و اِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِى الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى اَدْبارِهِمْ نُفُوراً<br> <br> و بر دل این كفّار پرده هایى مى افكنیم كه این پرده ها مانع فهم آنها مى شود و در گوش هایشان سنگینى قرار مى دهیم تا حرف حق را نفهمند و قرآن را نشنوند و هنگامى كه پروردگارت را در قرآن به یگانگى یاد مى كنى، آنها پشت مى كنند و از تو روى برمى گردانند.<br> <br> لجاجت و تعصّب كار را به آنجا مى رساند كه به جاى آن كه از باطل روى گردان شوند، از حرف حق روى مى گردانند، و بدترین بلا براى كفّار لجوج همین است.<br> <br> از این رو قرآن در آیه 7 سوره نوح(علیه السلام) از زبان آن حضرت تعبیر عجیب و تكان دهنده اى دارد، مى فرماید: وَ اِنّى كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا اَصابِعَهُمْ فى اذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیابَهُمْ وَ اَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً<br> <br> و من هر زمان آنها را دعوت كردم كه ] ایمان بیاورند و [ تو آنها را بیامرزى، انگشتان خویش را در گوش هایشان قرار داده و لباس هایشان را بر خود پیچیدند و در مخالفت اصرار ورزیدند و به شدّت استكبار كردند.<br> <br> آن قدر مردم زمان حضرت نوح(علیه السلام) لجوج و نادان بودند كه نه تنها انگشتان را در گوش خود فرو مى كردند، بلكه از جهت محكم كارى، لباس ها را نیز بر سر مى كشیدند تا حرف حق را نشنوند.<br> <br> خداوندا همه ما را از بلاى خانمان سوز لجاجت و تعصّب بد حفظ فرما!<br> <br> در آیه 47 همان سوره نیز مى فرماید: «نَحْنُ اَعْلَمُ بِما یَسْتَمِعُونَ بِهِ اِذْ یَسْتَمِعُونَ اِلَیْكَ وَ اِذْهُمْ نَجْوى اِذْ یَقُولُ الظّالِمُونَ اِنْ تَتَّبِعُونَ اِلاّ رَجُلاً مَسْحُوراً» آیه به این مطلب اشاره دارد كه برخى از مشركان از قرآن فرار مى كنند و برخى دیگر به آن گوش مى سپارند; ولى هدف آنها از این استماع، شیطنت است و مى خواهند به این وسیله عیب جویى كرده، مانع هدایت مردم شوند. به این جهت، با هم نجوا و گفتگو مى كردند و مى گفتند: «این مرد (پیامبر) كه این آیات قرآن را مى خواند «مسحور» است و شما (مسلمانان) جز از انسان مسحور، پیروى نمى كنید!»<br> <br> بنابراین، یكى از مثل هایى كه براى پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله)مى زدند، مَثَل «مسحور» بود.<br> <br> مسحور یعنى چه؟<br> <br> عرب جاهلیّت فكر مى كرد كه بعضى از افراد بر اثر جن زدگى دیوانه شده اند; یعنى جن در آنها حلول كرده(3) و آنها را «مجنون» مى خواندند و فكر مى كردند كه دیوانگى بعضى دیگر بر اثر سحر ساحران است و آنها را مسحور مى دانستند.<br> <br> بنابراین، مشركان در مَثَل خود پیامبر را به انسان مسحور تشبیه مى كردند تا شاید بتوانند با این كار از اثرات سخنان جذّاب و گویاى پیامبر جلوگیرى نمایند.<br> <br> از آیه شریفه مَثَل استفاده مى شود كه مشركان بیش از یك مثل ـ كه بدان اشاره شد ـ براى پیامبر مطرح مى كردند كه برخى از آنها: مسحور; مجنون; كاهن(4); ساحر و شاعر است.<br> <br> اسلحه منكران خدا<br> <br> در طول تاریخ بشر، پیامبران و جانشینان آنان، امامان معصوم و جانشینان خاصّ و عامّ آنها، علما، فقها و تمامى كسانى كه در خطّ آنها بوده اند، مورد اتّهام منكران خدا قرار گرفته و مى گیرند و آنان انواع تهمت و برچسب را بر این پویندگان راه حقّ و حقیقت مى زدند تا با این نسبت هاى دروغین و زشت، مردم حق جو و تشنه معارف الهى را از اطراف آنها پراكنده سازند; همان گونه كه در انقلاب اسلامى ایران، همگان شاهد بودند كه دشمن ناتوان پیوسته چه تهمت ها و برچسب هایى را به انقلابیّون، حضرت امام (رحمه اللّه) و یاران باوفاى او مى زدند; ولى مى دانیم كه دروغ فروغى ندارد و خورشید حقیقت، هیچ گاه در پشت ابر پنهان نمى ماند.<br> <br> در میان تهمت ها و برچسب هایى كه به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) زده اند، دو برچسب آن، كه حتّى به سایر پیامبران نیز نسبت داده اند، بسیار شایع بوده است; آن دو عبارتند از: «ساحر» و «مجنون». از این رو، قرآن مجید مى فرماید: كَذلِكَ ما أَتَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُول اِلاّ قالُوا ساحِرٌ اَوْ مَجْنُونٌ(5)<br> <br> این گونه است كه هیچ پیامبرى قبل از اینها به سوى قومى فرستاده نشد، مگر این كه آنها گفتند: او ساحر یا دیوانه است!<br> <br> ولى همان طور كه گذشت این برچسب ها و مثل ها براى اغفال مردم، مؤثّر واقع نشد; به همین جهت، مرتّب برچسب ها و تهمت ها را عوض مى كردند و گاهى هم ضدّ و نقیض مى گفتند; مانند برچسب ساحر و كاهن و مجنون كه با هم متناقضند; زیرا سحر و غیب گویى، هوش و حافظه فراوانى مى خواهد و یك شخص مجنون و دیوانه هرگز نمى تواند ساحر یا كاهن شود.<br> <br> واقعیّت هاى نهفته در برچسب ها<br> <br> در این برچسب ها و تهمت هاى دشمن، واقعیّت هایى نیز وجود دارد كه دشمن آن را ناخواسته منتشر مى سازد; مثلاً، آنها به پیامبر(صلى الله علیه وآله)مى گفتند: «تو مجنون و مسحور هستى!» فلسفه این نسبت ناروا این بود كه آن ها مى گفتند: «ما به نزد پیامبر رفتیم و گفتیم چرا شما آئین جدیدى آورده اى؟ اگر هدف از این كار اندوختن مال و ثروت است، ما تو را ثروتمندترین مرد مكّه خواهیم كرد و اگر زن و همسر مى خواهى، بهترین و زیباترین زنان مكّه را به ازدواج تو درمى آوریم و اگر طالب ریاست و مقامى، ما تو را رئیس خود قرار مى دهیم!»<br> <br> امّا پیامبر(صلى الله علیه وآله) در جواب همه آنها مى گوید: «اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ من قرار دهید، هرگز از دین و آئین خود دست نمى كشم!(6)»<br> <br> با این جواب صریح پیامبر(صلى الله علیه وآله)، كفّار مكّه مى گفتند: آیا چنین انسانى كه زیباترین زنان و بهترین پست و مقام و بیشترین مال و ثروت را رها كرده و دعوت به توحید مى كند، دیوانه نیست؟!<br> <br> آرى! همواره خداپرستان از دید دنیاپرستان دیوانه هستند! خداپرست وقتى كه در كوچه و خیابان مال گمشده اى را بیابد، با سعى فراوان در پى صاحبش مى گردد; این كار از دیدگاه دنیاپرستان دیوانگى است; زیرا عقل در دیدگاه دنیاپرستان، دنیاپرستى است و پاكى و تقوا از نظر آنها جنون و دیوانگى است!<br> <br> بنابراین، از این برچسب دشمنان درمى یابیم كه <a href="http://bartarresins.ir/" target="" title="">پیامبر اسلام</a>(صلى الله علیه وآله) شخصى بوده كه اصول اسلام را با هیچ چیز معامله و معاوضه نمى كرده است و به همین جهت او را مجنون و مسحور مى خواندند.<br> <br> از اینكه او را كاهن مى خواندند، معلوم مى شود كه آن حضرت از اخبار غیبى به گونه اى خبر مى داد كه خطایى در آن نبود و به واقعیّت مى پیوست; از این رو، در آیات اوّلیّه سوره روم آمده است: غُلِبَتِ الرُّومُ فى اَدْنَى الاَْرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ فى بِضْعِ سِنینَ لِلّهِ الاَْمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ یَوْمَئِذ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللّهِ یَنْصُرُ مَنْ یَشآءُ وَ هُوَ الْعَزیزُ الرَّحیمُ<br> <br> رومیان مغلوب شدند [ و این شكست در سرزمین نزدیكى رخ داد; امّا آنان پس از ] این [ مغلوبیّت بزودى غلبه خواهند كرد در چند سال; همه كارها از آنِ خداست; چه قبل و چه بعد ] از این شكست و پیروزى [ و در آن روز، مؤمنان ] به خاطر پیروزى دیگرى [ خوشحال خواهند شد به سبب یارى خداوند; و او هر كس را بخواهد یارى مى دهد; و او صاحب قدرت و رحیم است.<br> <br> روم از ایران شكست خورد و بنابر اشاره آیه، طولى نكشید كه روم دوباره بر ایران غلبه پیدا كرد و همزمان با پیروزى روم، مسلمانان نیز به پیروزى دست یافتند; وقتى كفّار به این خبر غیبى مقرون به واقعیّت پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) واقف شدند، چاره اى نیافتند جز این كه نسبت «كهانت» به حضرت دهند; ولى همان طور كه گذشت، این برچسب نیز از اخبار غیبى مقرون به واقعیّت آن حضرت حكایت دارد.<br> <br> چرا حضرت رسول اكرم(صلى الله علیه وآله) را شاعر مى خواندند؟<br> <br> زیرا آیات قرآن به قدرى فصیح و بلیغ و موزون بود و مردم را به سوى خود جذب مى كرد كه كفّار چاره اى نداشتند، جز این كه بگویند: «پیامبر شاعر است» در حالى كه قرآن مجید در آیه 69 سوره یاسین، در پاسخ به آنها مى فرماید: وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما یَنْبَغى لَهُ اِنْ هُوَ اِلاّ ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبینٌ<br> <br> ما هرگز شعر به او (پیامبر) نیاموختیم، و شایسته او نیست ] كه شاعر باشد [; این ] كتاب آسمانى فقط ذكر و قرآن مبین است.<br> <br> نسبت شاعرى به پیامبر(صلى الله علیه وآله) نیز حكایت از جذّابیّت، لطافت و ظرافت قرآن دارد.<br> <br> نسبت «جادوگرى و ساحرى» به پیامبر نیز كاشف از اثرات مهمّ معجزات آن حضرت است; آنها كه در مقابل معجزات بحق و واقعیّت دار آن حضرت، عاجز شدند، به تهمت و برچسب جادوگرى تمسّك جستند.<br> <br> داستان زیباى «اسعد بن زراره» ـ كه مشروح آن در جلد اوّل این كتاب گذشت ـ در این باره گواه و شاهد خوبى است.<br> <br> پیام تربیتى آیات مذكور<br> <br> آیات مذكور به ما مى آموزد كه اگر بخواهیم به حقیقت دست یابیم، باید حجاب هاى درون را كنار بزنیم; مخصوصاً حجاب تكبّر، تعصّب، خودخواهى، لجاجت و مانند آن; اگر این حجاب ها دریده نشود، باطل در درون انسان، حق جلوه مى كند; این حجاب ها در هر بخشى از زندگى انسان امكان دارد به وجود آید، در این لحظه است كه آدمى از راه حق گریزان مى شود.<br> <br> از این رو، پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) در روایتى مى فرماید: مَنْ كانَ فى قَلْبِهِ مِثْقالُ حَبَّة مِنْ خَرْدَل مِنْ عَصَبِیَّة بَعَثَهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ مَعَ اَعْرابِ الْجاهِلِیَّةِ(7)<br> <br> كسى كه به اندازه سر سوزنى تعصّب بى جا در قلبش باشد، خداوند در روز قیامت او را در زمره اعراب جاهلیّت محشور مى كند.<br> <br> بنابراین، براى دیدن حق باید حجاب تعصّب را كنار زد. <br> <br> پی نوشتها:<br> <br> 1- مجمع البیان، جلد 6، صفحه 418<br> <br> 2- تفسیر نمونه، جلد 12، صفحه 147<br> <br> 3- به همین جهت گاهى دیوانگان را كتك مى زدند تا جن از بدن آنها خارج شود<br> <br> 4- كاهن به كسى گفته مى شود كه از آینده خبر مى دهد و غیب گویى مى نماید و معروف است كه كاهنان با شیطان ها و جن ها ارتباط دارند و خبرها را از آنها كسب مى كنند<br> <br> 5- سوره ذاریات، آیه 52<br> <br> 6- سیره ابن هشام، جلد اوّل، صفحه 265 (به نقل از «فرازهایى از تاریخ پیامبر اسلام» صفحه 109)<br> <br> 7- میزان الحكمه، باب 2743، حدیث 12733<br> <br> منبع: کتاب مثالهاى زیباى قرآن</font></p> text/html 2015-06-06T04:07:31+01:00 www.bartarresins.ir رابطه زندگى مادّى با مسائل اخلاقى در روایات اسلامى http://www.bartarresins.ir/post/59 <h3 style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL" align="left"> <span style="font-weight: 400;"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="FA">رابطه زندگى مادّى با مسائل اخلاقى در روایات اسلامى</span><font face="Tahoma" size="2"><span lang="en-us"> </span><span lang="FA">بازتاب گسترده&nbsp;اى دارد كه حاكى از تأثیر عمیق صفات اخلاقى در زندگى فردى و اجتماعى انسانها است كه در این پست به قسمتى از این احادیث پرمعنى اشاره مى&nbsp;كنیم:</span></font></span></h3> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="FA">1 ـ در حدیثى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى&nbsp;خوانیم: «فى سِعَةِ الاَْخْلاقِ كُنُوزُ الاَْرْزاقِ; گنجهاى روزیها، در اخلاق خوب و گسترده، نهفته شده است!»(1)</span></font></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="FA">2 ـ در حدیث دیگر از امام صادق(علیه السلام) مى&nbsp;خوانیم: «حُسْنُ الْخُلْقِ یَزیدُ فِى&nbsp;الرِّزْقِ; </span></font></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="FA">حسن خلق، روزى را زیاد مى&nbsp;كند!»(2)</span></font></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="FA">3 ـ در حدیث دیگرى از على(علیه السلام) درباره تأثیر حسن اخلاق در جلب و جذب مردم به استحكام رابطه دوستى در میان آنها چنین آمده است:</span></font></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="FA">«مَنْ حَسُنَ خُلْقُهُ كَثُرَ مُحِبُّوهُ وَآنَسَتِ النُّفُوسُ بِهِ; كسى كه اخلاقش نیكو باشد، دوستانش فراوان مى&nbsp;شوند و مردم به او انس مى&nbsp;گیرند.»(3)</span></font></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="FA">4 ـ باز در حدیث دیگرى از امام ششم، امام صادق(علیه السلام) این معنى با صراحت بیشترى آمده، مى&nbsp;فرماید:</span></font></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="FA">«اِنَّ الْبِرَّ وَحُسْنَ الْخُلْقِ یَعْمُرانِ الدِّیارِ وَیَزیدانِ فِى الاَْعْمارِ; نیكوكارى و حسن اخلاق، خانه&nbsp;ها (و شهرها) را آباد و عمرها را زیاد مى&nbsp;كند!»(4)</span></font></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="FA">شك نیست كه عمران و آبادى در سایه اتّحاد و صمیمیّت و همكارى در میان قشرهاى جامعه به وجود مى&nbsp;آید، و آنچه باعث تحكیم این امور شود، از عوامل مهمّ عمران و آبادى خواهد بود.</span></font></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="FA">طول عمر نیز مولود آرامش فكر و آسودگى خیال و جلوگیرى از فقر و همكارى و همبستگى اجتماعى است و این امور در سایه اخلاق به دست مى&nbsp;آید.</span></font></p> <p style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"> <a target="_blank" data-cke-saved-href="http://www.rasekhoon.net/weblog/borhan/index.aspx" href="http://www.rasekhoon.net/weblog/borhan/index.aspx"> </a><font color="#008000" face="Tahoma" size="2"><a target="_blank"> <img data-cke-saved-src="http://www.drmgangineh.com/img/Weblogs/Borhan/Pictures/Quran-Ommolketab-God-Borhan_Borhan(25).jpg" src="http://www.zamenhasht.ir/Images/QoranCity/Quran-Ommolketab-(25).jpg" border="0" height="226" width="301"></a></font></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="FA">5 ـ در همین رابطه، در حدیثى از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) آمده است كه فرمود: «حُسْنُ الْخُلْقِ یُثْبِتُ الْمَوَدَّةَ; اخلاق خوب پیوند محبّت و دوستى را محكم مى&nbsp;كند.»(5)</span></font></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="FA">و نیز در احادیث متعدّدى درباره تأثیر سوء خلق در ایجاد نفرت اجتماعى و پراكندگى مردم، و تنگى معیشت و سلب آرامش و آسایش مطالب فراوانى آمده است; از جمله:</span></font></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="FA">6 ـ در حدیثى از على(علیه السلام) مى&nbsp;خوانیم: «مَنْ ساءَ خُلْقُهُ ضاقَ رِزْقُهُ; كسى كه اخلاقش بد&nbsp;باشد، روزى او تنگ مى&nbsp;شود!»(6)</span></font></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="FA">7 ـ و نیز از همان حضرت آمده است كه فرمود: «مَنْ ساءَ خُلْقُهُ اَعْوَزَهُ الصَّدیْقُ </span></font></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="FA">وَالَرَّفیْقُ; كسى كه بد اخلاق باشد دوستان و رفیقان او پراكنده مى&nbsp;شوند و او را رها مى&nbsp;كنند»(7)</span></font></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="FA">8 ـ باز از همان حضرت آمده است: «سُوْءُ الْخُلْقِ نَكِدُ الْعَیْشِ وَعَذابُ النَّفْسِ; اخلاق بد موجب سختى و تنگى زندگى و ناراحتى روح و وجدان مى&nbsp;شود.»(8)</span></font></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="FA">9 ـ از امیرمؤمنان على(علیه السلام) پرسیدند: «مَنْ اَدْوَمُ النّاسِ غَمّاً; چه كسى غم و اندوهش از همه بیشتر است؟» قال(علیه السلام): «اَسْوَئُهُمْ خُلْقاً! فرمود: كسى كه از همه اخلاقش بدتر است!»(9)</span></font></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="FA">10 ـ و بالاخره در حدیثى مى&nbsp;خوانیم كه لقمان حكیم به فرزندش چنین نصیحت مى&nbsp;كرد: «اِیّاكَ وَالضَّجْرَ وَسُوْءَ الْخُلْقِ وَقِلَّةَ الصَّبْرِ فَلایَسْتَقیمُ عَلى هذِهِ الْخِصالِ صاحِبٌ; از بى&nbsp;حوصلگى و سوء خلق و كم صبرى بپرهیز كه با داشتن این صفات بد، دوستى براى تو باقى نمى&nbsp;ماند!»(10)</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%;" lang="FA">پی نوشتها:</span></font></p> <h5 dir="RTL"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: Tahoma; font-weight: 400;" lang="FA"> 1. بحار، ج 75، ص 53.</span></h5> <h5 dir="RTL"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: Tahoma; font-weight: 400;" lang="FA"> 2. بحار، ج 68، ص 396.</span></h5> <h5 dir="RTL"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: Tahoma; font-weight: 400;" lang="FA"> 3. غررالحكم.</span></h5> <h5 dir="RTL"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: Tahoma; font-weight: 400;" lang="FA"> 4. بحار، ج 68، ص 395.</span></h5> <h5 dir="RTL"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: Tahoma; font-weight: 400;" lang="FA"> 5. بحار، ج 74، ص 148.</span></h5> <h5 dir="RTL"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: Tahoma; font-weight: 400;" lang="FA"> 6. غررالحكم.</span></h5> <h5 dir="RTL"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: Tahoma; font-weight: 400;" lang="FA"> 7. غررالحكم.</span></h5> <h5 dir="RTL"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: Tahoma; font-weight: 400;" lang="FA"> 8. غررالحكم.</span></h5> <h5 dir="RTL"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: Tahoma; font-weight: 400;" lang="FA"> 9. مستدرك الوسائل، ج 2، ص 338 (چاپ قدیم).</span></h5> <h5 dir="RTL"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: Tahoma; font-weight: 400;" lang="FA"> 10. بحار، ج 10، ص 419.</span></h5> <p dir="RTL"><font face="Tahoma" size="2">منبع: كتاب اخلاق در قرآن</font></p> text/html 2015-06-06T04:06:13+01:00 www.bartarresins.ir چرا سوره برائت بسم الله ندارد http://www.bartarresins.ir/post/58 <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">نویسنده تفسیر المنار در اول سوره توبه گوید نه صحابه و نه افراد بعد</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">از آنان هیچكدام در ابتداى این سوره بسم الله را ننوشته اند زیرا چنان كه با سوره</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">هاى دیگر نازل گشته بود با سوره برائت نازل نشده بود. و گوید: این قول مورد اعتماد</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">واقع گردیده و اختیار شده است ، و در علت نبودن بسم الله در اول آن سوره گفته شده</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR"> : </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">ننوشتن بسم الله در اول آن سوره بخاطر رعایت قول شخصى بوده كه گفته است آن سوره با</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">انفال یكى مى باشد. و حال آن كه مشهور این است كه نبودن بسم الله در آغاز آن بدین</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">جهت است كه ، چون نزول این سوره بخاطر شمشیر كشیدن بر روى كفار، و به هم زدن</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">قراردادهاى با آنان است . جز این ها علل دیگرى هم گفته شده ، كه آنها را سبب و علت</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">قرار دادن مشكل است . و چه بسا گفته مى شود: گفته مشهور حكمت است نه علت</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">(1) یكى از دانشمندان در مورد این حكمت فرموده است</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR"> : </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">نبودن بسم الله دراول این سوره دلالت دارد بر این كه بسم الله یك آیه از هر سوره مى</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">باشد بخاطر این كه استثناء به فعل همچون استثناء به گفتار آلت سنجش عموم است . در</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">اتقان ، قشیرى به سند صحیح روایت كرده است نبودن بسم الله در ابتداى سوره برائت</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">بدین علت است كه جبرئیل در آن بسم الله را نازل نكرد. و در شاطبیه گوید</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR">:</span></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">و بسمل بین</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">السورتین سنة جال موها ربة و تجملا (2)</span><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">ابن</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">قاصح در شرح آن گوید: شاعر در این بیت آگاهى داده است كه مردانى كه میان دو سوره</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">بسم الله را آورده اند به سنت رسول الله عمل كرده اند. نموها یعنى سند آن را گر چه</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">ذكر نكرده اند بالا برده اند و آن را نقل كرده اند و آنان عبارتند از عیسى بن مینا</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">قالون(3)</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">كسائى(4)</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">و عاصم(5)</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">و ابن كثیر(6)</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">كه به باء و راء و</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">دال از گفته اش بسند رجال نموها دربة به آنان اشاره شده است . و به كلمه بسنة نموها</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">اراده نموده نوشتن صحابه بسم الله را در مصحف ، و گفته عایشه : بخوانید آن چه را در</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">مصحف هست . و آثارى را كه مى گویند: پیغمبر اكرم (ص ) پایان پذیرفتن سوره اى را نمى</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">دانست مگر هنگامى كه بسم الله الرحمن الرحیم براو نازل مى شد. كه این اخبار بر آن</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">دلالت دارد كه بسم الله بارها با هر سوره اى نازل گردیده است . من گویم : از</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">پیشوایان معصوم ما (ع ) هم مانند آن چه از آنها نقل شده روایت گردیده چنان چه در</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">تفسیر عیاشى از صفوان جمال نقل شده كه گوید: امام صادق (ع ) به من فرمود: خداوند</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">هیچ كتابى را از آسمان نازل نفرموده جز آن كه در سر آغازش بسم الله الرحمن الرحیم</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">بوده ، و با نزول بسم الله الرحمن الرحیم شناخته مى شد كه سوره به آخر رسیده است(7)</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">همچنین در كافى از یحیى بى ابى عمیر هذلى نقل شده</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">كه گوید در نامه اى به امام باقر علیه السلام نوشتم : فدایت گردم چه مى فرمائى در</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">مورد شخصى كه در نمازش فقط به قصد سوره حمد بسم الله الرحمن الرحیم را در ابتدا</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">خوانده و وقتى حمد تمام شده و سوره دیگر را شروع كرده بسم الله را نخوانده است و</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">عیاشى گفته اشكالى ندارد. حضرت به خط مبارك خود مرقوم فرمود: براى به خاك مالیدن</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">بینى او ناپسند داشتن او یعنى عیاشى آن نماز را دوباره اعاده كند(8)</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">در خبر صحیح محمد بن مسلم گوید: از امام صادق (ع)</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> &nbsp;</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">پرسیدم از آیه</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR"> : </span> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">سبعا من المثانى و</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">القرآن العظیم</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> &nbsp;</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">آیا مراد سوره فاتحة الكتاب</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">است . فرمود: بلى . عرض كردم : بسم الله الرحمن الرحیم از همان هفت آیه است ؟</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">فرمود: آرى آن بهترین آنهاست(9)</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> &nbsp;</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">غیر این ها از روایات</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">دیگر و حدیث اخیر بسم الله را از آیات ویژه سوره حمد مى داند</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR">.</span></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">و مهما تصلها</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">او بدات براءة لتنز یلها بالسیف لست مبسملا (10)</span></p> <p style="text-align: center;" dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> </p><p style="text-align: center;" dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <font face="Tahoma" size="2"><a target="_blank"> <img data-cke-saved-src="http://www.drmgangineh.com/img/Weblogs/Borhan/Pictures/Quran-Ommolketab-God-Borhan_Borhan(24).jpg" src="http://www.zamenhasht.ir/Images/QoranCity/Quran-Ommolketab-(24).jpg" border="0" height="226" width="301"></a></font></p><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">شارح (شاطبیه ) گفته است : ضمیر(ها) در (تصلها) به برائت بر مى گردد كه از نظر ادبى</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">اضمار قبل الذكر مى نامند و معنى شعر این است در اول سوره برائت بسم الله گفته نمى</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">شود خواه خواننده آن را به سوره قبلش انفال وصل كند یا نكند و فقط ابتدا به خواندن</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">برائت نماید. آنگاه حكمت در ترك بسم الله در اول آن را چنین بیان نموده</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR"> : </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">لتنز یلها بالسیف</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">یعنى براى این كه سوره برائت جهت خشم گرفتن و بیم دادن ، و</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">ترسانیدن است و در آن سوره فرمان به شمشیر كشیدن بر روى مشركین داده شده است . ابن</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">عباس گوید: از على كه خدا از او خوشنود گردد پرسیدم چرا در سر آغاز سوره برائت بسم</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">الله الرحمن الرحیم نوشته نشده است . در پاسخم فرمود: چون بسم الله پناه و زنهار</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">است و در برائت زنهارى نیست با فرمان دست بر قبضه شمشیر زدن و بر فرق مشركین كوبیدن</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">نازل شده است . مى گویم جاى هیچ سخنى نمى باشد كه در تعلیل بترك بسم الله در اول</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">سوره برائت قولى كه مى توان اختیار كرد و با آن اعتماد نمود همان است كه بسم الله</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">با آن سوره نازل نشده بود و شیخ محمد عبده در تفسیرش همان را برگزیده واگر در اقوال</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">دیگرى كه براى علت ترك آن در اول سوره برائت بیان شده دقت شود معلوم خواهد شد كه</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">دلیل سالمى در دست ندارند.و آن كه گوید ترك بسم الله در اول سوره برائت براى آن است</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">كه در این سوره به شمشیر كشیدن و گسستن پیمانها فرمان داده و بسم الله آیه رحمت است</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">مى خواهد بگوید حكمتش این بوده نه آن كه علتش و در این صورت عقیده و گفته بسیار</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">خوبى است . زیرا در آغاز بسیارى از سوره هائى كه به عذاب نازل شده مانند سوره</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">هل اتیك حدیث الغاشیه</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR">(88) </span> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">و سوره معارج (70)كه با سال سائل بعذاب واقع آغاز شده</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">بسم الله الرحمن الرحیم هست . و فرمایش امیرالمومنین على (ع ) كه در مجمع البیان</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">اول سوره برائت نقل شده و گفته ناظم شاطبیه كه حضرت فرمود: بدین جهت بسم الله</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">الرحمن الرحیم بر سر آغاز سوره برائت نازل نشده كه بسم الله براى زنهار و مهر و</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">رحمت است ولى سورة برائت نازل شده تا با شمشیر كشیدن و تاختن بر مشركین ایمنى را از</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">آنها بردارد(11)</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">فشرده سخن این است كه عمده ترین دلیل در اآن</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">شنیدن از معصوم و تعب (12) است و اخبار وارده در</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">آن مانند همین فرمایش ‍ امیرالمومنین مخالف آن نمى باشند. زیرا آن حضرت مى خواهد</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">روشن كند كه نازل نشدن بسم الله در سوره برائت به آن حكمت است پس مى خواهد بفرماید</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">كه با آن نازل نگردیده چنان كه قشیرى و دیگران صریحا گفته اند كه جبرئیل آن را در</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">آن سوره فرود نیاورده</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR"> .</span> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">پی نوشتها:</span></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">1-هر نوع معرفت واقعى كه براى رسیدن به حقیقت باشد حكمت خوانده مى شود، و علت آن است</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">كه سبب پیدایش یا موثر در پیدایش چیزى باشد و در مقام وجود و قوام خود، معلول محتاج</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">به آن باشد و فرق آن یا سبب آن است كه مسبب توسط سبب حاصل مى شود و در صورتى كه علت</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">موجد و پدید آورنده معلول است و اسرار احكام جزء علت است كه سبب باشد و گاهى علت</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">ناقصه است كه آن را وجه مصلحت و مقتضاى حال و جعل حكمت گویند مثل غسل جمعه كه حكمتش</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">را رفع كثات و از بین بردن بوى متعفن بدن قرار داده اند و آن جعل حكمت استنه علت</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">تامه</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR"> .</span><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">2-شرح شاطبیه : 30، شاطبیه قصیده ایست كه ابوالقاسم بن قیره شاطبى</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">اندلسى متوفى 590 درباره علم قراءت سروده</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR"> .</span><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">3-عیسى بن مینا از راویان نافع مى باشد مدنى است و در سال 205 در</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">گذشته</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR"> .</span><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">4-ابوالحسن على ابن حمزه كوفى بغدادى ، یكى از قراء سبعه در سال 179</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">در یكى از روستاهاى رى بنام رنبویه از دنیا رفت</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR"> .</span><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">5-عاصم بن ابى النجود بهدله از</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">بزرگترین ومشهورترین قاریان و قرائتش را بتوسط زربن حبیش و ابى عبدالرحمن السلمى از</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">امیرالمومنین على (ع) دریافت نموده ، فوتش در سنه 128 بوده</span><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">6-عبد الله بن كثیر یكى از قراء</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">سبعه است فوتش در مكه سنه 120 بوده</span><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">7-وسائل الشیعه 4 حدیث 12</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR">.</span><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">8-این حدیث را مرحوم كلینى در فروع كافى</span><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">9-وسائل الشیعه 4 ابواب القرائة فى</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">الصلوة با!حدیث 2</span><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">10-شرح شاطبه : 32 شارح على محمد الضباح</span><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">11-مجمع البیان 5</span><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">12-به صرف آن كه شارع گفته پذیرفتن</span></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">منبع: كتاب قرآن هرگز تحریف نشده</span></p> text/html 2015-06-05T18:04:32+01:00 www.bartarresins.ir نماز و قرآن http://www.bartarresins.ir/post/56 <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">زنده شدن نماز، سبب زنده شدن قرآن است ، زیرا هر نمازگزار مجبور است</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">كه در نمازهاى هفده ركعتى خود روزى ده بار سوره حمد را بخواند و بدنبال آن یكى دیگر</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">از سوره هاى قرآن را. طبیعى است تلاوت دو سوره از قرآن در هر ركعت ، مانع به</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">فراموشى سپرده شدن قرآن در جامعه مى گردد</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR">.</span><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">به علاوه قرآن و نماز بارها در كنار</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">هم آمده اند</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR">:</span><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">یتلون كتاب</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">اللّه و اقاموا الصلوة</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> (1) </span><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">كسانى كه قرآن تلاوت مى كنند و نماز به</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">پا مى دارند</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR">.</span><font face="Tahoma" size="2"><br> &nbsp;</font></p> <p style="text-align: center;" dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <font face="Tahoma" size="2"><a target="_blank"> <img src="http://www.zamenhasht.ir/Images/QoranCity/Quran-Ommolketab-(22).gif" alt="" align="" border="0" hspace="0" vspace="0"></a></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">یمسّكون بالكتاب</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">واقاموا الصلوة</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> (2) </span><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">كسانى كه</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">به قرآن تمسّك كرده و نماز به پا مى دارند</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR">.</span><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">قرآن مارا به نمازدعوت مى كند ونماز</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR" lang="FA"> </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">ما رابا قرآن آشنا مى سازد</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR">.</span></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">پی نوشتها:</span></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">1- فاطر، 29</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="LTR">.</span><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">2- اعراف ، 170</span></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">منبع: كتاب یكصد و چهارده نكته در باره نماز</span></p> text/html 2015-06-05T16:02:34+01:00 www.bartarresins.ir قرآن و نماز دو سفره الهى در زمین http://www.bartarresins.ir/post/55 <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">انسان در این نظام هستى طورى آفریده شد كه باید بر اساس نظام علّى و معلولى تدریجاً رشد یابد تا به كمال رسد. بر خلاف فرشتگان كه آخرین مرحله رشد و تكامل را در ابتداى خلقت خود دارا هستند. </span><font face="Tahoma" size="2"><br> &nbsp;</font></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">در این مسیر رشد و تكامل (جسمى و روحى) هر یك از انسانها با استفاده و بكارگیرى از نعمات و بركات الهى پیش مىروند. در رشد جسمانى هر چه قدر از نعمات الهى در زمین بهره بیشترى ببرد مىتواند هیكل و قیافه بزرگتر و قویترى پیدا كند نسبت به كسى كه از آن بركات الهى بىبهره است. و در رشد معنوى و تكامل روحى هر چه از قوه عاقله بهتر استفاده نماید فرد آگاهتر و متكاملتر و داراى روح بلندترى خواهد بود. بنابر این خداوند اسباب و وسائل رشد (روحانى و جسمانى) را براى او فراهم ساخته است اگر این انسان قادر به تكامل است باید ابزار تكامل در او باشد. </span></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">خداوند علاوه بر فراهمنمودن زمینه كامل براى تكاملانسان در درون، دو سفره پر بركت براى غذاى روحش در زمین پهن نموده است كه آن دو سفره الهى قرآن و نمازند. هر كس مىتواند به فراخور تفكر و اندیشه</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma"> </span> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">اش از این دو سفره گسترده استفاده نموده و روح خود را تكامل بخشد. </span></p> <p style="text-align: center;" dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <font face="Tahoma" size="2"><a target="_blank"> <img src="http://www.zamenhasht.ir/Images/QoranCity/Quran-Ommolketab-(21).gif" alt="" align="" border="0" hspace="0" vspace="0"></a></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) در یك جا مىفرمایند: القرآنُ مأدبةُ الله. «قرآن سفره الهى است». </span></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">و در جاى دیگر مىفرمایند: الا انّ الصلاة مأدبَةُ الله فى الارض قد هنّاها لاهل رحمة فى كلّ یوم خمس مرّات. </span></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">«آگاه باشید نماز سفره گسترده خدا در زمین است كه خداوند آن را روزى پنج بار براى اهل رحمتش گوارا نموده است»(1). </span></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">پس بیائیم با تأمل و تفكر عقلانى در كنار این دو سفره الهى كه به پهناى زمین براى ما انسانها گسترانده شده بنشینیم و هر چه بیشتر و بهتر روح خود را تغذیه نموده و مراحل تكامل خود را طى نمائیم كه در غیر این صورت و با فاصله گرفتن یا خارج شدن از این دو دبستان الهى سعادت و تكامل نصیب كسى نمىشود(2).</span></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">پی نوشتها:</span></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">1 ـ مستدرك الوسائل، ج1 ص170. </span></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">2 ـ كلمه مأدبة اگر به ضم باء خوانده شود به معناى ادبستان است و اگر به فتح باء باشد به معناى سفره می باشد.</span></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">منبع: كتاب نقش نماز در شخصیت جوانان</span></p> text/html 2015-06-05T11:00:56+01:00 www.bartarresins.ir نیایشهاى قرآنى http://www.bartarresins.ir/post/54 <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">الف : پروردگار من - پروردگارا.<br> از وسوسه هاى شیطانها به تو پناه مى آورم .<br> - پروردگارا.<br> به تو پناه مى آوریم از این كه چیزى از تو درخواست كنم كه بدان آگاهى ندارم .<br> - پروردگارا.<br> بر دانش من بیفزاى .<br> - پـروردگارا.<br> سینه ام را برایم گشاده دار و كارم را بر من آسان گردان و گره از زبانم بگشاى تاسخنم را در یابند.<br> - پروردگارا.<br> مرا و پدر و مادرم را و هركس را كه با ایمان به خانه من در آید و همه مردان و زنان باایمان را بیامرز.<br> - پروردگارا.<br> از جانب خود, فرزندى پاك و شایسته به من عطافرما كه تو شنواى دعایى .<br> - پروردگارا.<br> مرا در جایگاهى پربركت فرود آر كه تو بهترین فرودآورندگانى (میزبانانى ).<br> - پروردگارا.<br> مرا در میان گروه ستمكاران قرار مده .<br> - پروردگارا.<br> بیامرز و رحمت آور كه تو بهترین رحم كنندگانى .<br> - پروردگارا.<br> به من الهام فرما تا نعمتى را كه به من ارزانى فرموده اى سپاس بگزارم .<br> - پروردگارا.<br> مرا بر گروه تبهكار, پیروزى بخش .<br> - پروردگارا.<br> مرا (در هر كار) با صدق و راستى وارد گردان و باصدق و راستى بیرون بر و از جانب خود براى من راهنمایى یارى دهنده قرار ده .<br> - پروردگارا.<br> مرا برپادارنده نماز قرار ده , و همچنین از فرزندانم ,پروردگارا.<br> دعاى مرا بپذیر.<br> - پروردگارا.</span><font face="Tahoma" size="2"><br> &nbsp;</font></p> <p style="text-align: center;" dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <font color="#ff9933" face="Tahoma" size="2"><a target="_blank"> <img src="http://www.zamenhasht.ir/Images/QoranCity/Quran-Ommolketab-(20).gif" alt="" align="" border="0" hspace="0" vspace="0"></a></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"><font face="Tahoma" size="2"><br> </font><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">به من دانش عطا فرما و مرا به نیكوكاران بپیوند.<br> ب : پروردگار ما- پروردگار ما.<br> از ما بپذیر كه تو شنواى دانایى .<br> - پروردگار ما.<br> اگر ما فراموش كردیم , یا خطا نمودیم بر ما مگیر.<br> - پـروردگار ما.<br> در دنیا به ما نیكى و در آخرت هم نیكى مرحمت فرما, و ما را از عذاب آتش دوزخدر امان دار.<br> - پروردگار ما.<br> پس از آن كه ما را هدایت فرمودى دلهایمان رادچار لغزش مگردان و از جانب خودبر ما رحمتى ارزانى فرما كه تو بخشنده اى .<br> - پروردگار ما.<br> پیمانه بردبارى را بر ما لبریز فرما و ما را مسلمان بمیران .<br> - پروردگار ما.<br> ما را مشمول رحمت خویش قرار ده و كار ما را به سامان رسان .<br> - پروردگار ما.<br> به ما از همسران و فرزندانمان آن عطا فرما كه موجب روشنى چشمان ما گردد وما را پیشواى پرهیزكاران قرارده<br> - پروردگار ما.<br> ما و برادران ما را كه در ایمان بر ما پیشى گرفته اند,بیامرز.<br> - پروردگار ما.<br> نور ما را به كمال برسان و ما را بیامرز كه تو برهرچیزى توانایى .<br> - پـروردگـار ما.<br> به آنچه فرو فرستادى ایمان آوردیم و ازفرستاده ات پیروى نمودیم , پس ما را درزمره گواهان (كه به پیام رسانى پیامبران گواهى دادند) به شما آور.<br> - پروردگار ما.<br> ما شنیدیم ندادهنده اى به ایمان فرا مى خواند(مى گفت ) به پروردگار خود ایمانآوریـد, پـس ایمان آوردیم -پروردگار ما, گناهان ما را بیامرز و بدیهاى ما را بزداى و ما را بانیكانبمیران .<br> - پروردگار ما.<br> آنچه را كه به وسیله فرستادگانت به ما وعده فرموده اى به ما مرحمت فرما و ما رادر روز رستاخیز خوار و رسوامگردان .<br> - پـروردگار ما.<br> ما بر خویشتن ستم روا داشتیم , اگر ما را نیامرزى وبر ما رحم نكنى از زیانكارانخواهیم بود.<br> - پروردگار ما.<br> ما ایمان آوردیم , ما را بیامرز و بر ما رحم فرما, توبهترین رحم كنندگانى .</span></p> <p dir="RTL" class="MsoNoSpacing"> <span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">منبع: كتاب انواری از قرآن</span></p> text/html 2015-06-05T10:59:47+01:00 www.bartarresins.ir یگانگى الله http://www.bartarresins.ir/post/53 <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font style="font-size: 10pt" face="Tahoma"> <span lang="AR-SA">- معبود شما, معبود یگانه اى است كه جز او هیچ معبودى نیست ,رحمان رحیم است .<br> - اللّه است كه معبودى جز او نمى باشد, زنده پاینده است .<br> - معبودى جز اللّه , كه پیروزمند داناست , وجود ندارد.<br> - اوست اللّه , آن كه معبودى جز او نمى باشد, داناى نهان وآشكار, رحمان رحیم است .<br> - معبودى نیست جز اللّه , یگانه پیروز.<br> - منزه است اللّه یگانه پیروز.</span><br> &nbsp;</font></p> <p style="text-align: center;" dir="RTL" class="MsoNormal"> <font style="font-size: 10pt" color="#ff9933" face="Tahoma"><a target="_blank"> <img data-cke-saved-src="http://www.drmgangineh.com/img/Weblogs/Borhan/Pictures/Quran-Ommolketab-God-Borhan_Small_www.borhan.rasekhblog.com(19).jpg" src="http://www.drmgangineh.com/img/Weblogs/Borhan/Pictures/Quran-Ommolketab-God-Borhan_Small_www.borhan.rasekhblog.com(19).jpg" border="0" height="226" width="301"></a></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font style="font-size: 10pt" face="Tahoma"><br> <span lang="AR-SA">- (اى پیامبر) بگو: معبود یكتا اللّه است - اللّه , پناه همه نیازمندان است - نه زاده و نه زاده شده است و هیچ كس او را همتانمى باشد.<br> - (اى پیامبر) بگو: اللّه معبود یكتاست و من از آنچه براى اوشریك قرار مى دهید, بیزارم .<br> - معبود شما, معبود یكتا - اللّه - مى باشد, به (فرمان ) او گردن نهید و فروتنان را مژده ده .<br> - (اى پیامبر) بگو: من بشرى همانند شما مى باشم به من وحى مى شود كه معبود شما معبود یكتا -اللّه - است .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font style="font-size: 10pt" face="Tahoma"> <span lang="FA">منبع: کتاب انوار از قرآن</span></font></p> text/html 2015-06-05T10:58:37+01:00 www.bartarresins.ir آیا اخلاق قابل تغییر است؟ http://www.bartarresins.ir/post/52 <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: center" align="center"> <font face="Tahoma" size="2"><b><span lang="AR-SA">می خواهیم پاسخ سوال بالا را با استفاده از آیات قرآن و روایات بیان کنیم.</span> </b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> سرنوشت علم اخلاق و تمام بحثهاى اخلاقى و تربیتى به این مسأله بستگى دارد، زیرا اگر اخلاق قابل تغییر نباشد نه تنها علم اخلاق بیهوده خواهد بود، بلكه تمام برنامه&nbsp;هاى تربیتى انبیا و كتابهاى آسمانى لغو خواهد شد; تعزیرات و تمام مجازاتهاى بازدارنده نیز بى&nbsp;معنى خواهد بود.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> بنابراین، وجود آنهمه برنامه&nbsp;هاى اخلاقى و تربیتى در تعالیم انبیاء و كتب آسمانى و نیز وجود برنامه&nbsp;هاى تربیتى در تمام جهان بشریّت، و همچنین مجازاتهاى بازدارنده در همه مكاتب جزائى، بهترین دلیل بر این است كه قابلیّت تغییر اخلاق، و روشهاى اخلاقى، نه تنها از سوى تمام پیامبران كه از سوى همه عقلاى جهان پذیرفته شده است.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> امّا با این همه، عجیب است كه فلاسفه و علماى اخلاق بحثهاى فراوانى درباره این كه «آیا اخلاق قابل تغییر است یا نه؟» مطرح كرده&nbsp;اند!</span><br> &nbsp;</font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> بعضى مى&nbsp;گویند: اخلاق قابل تغییر نیست! و آنها كه بدگوهرند و طینتى ناپاك دارند عوض نمى&nbsp;شوند، و به فرض كه تغییر یابند، سطحى و ناپایدار است و بزودى به حال اوّل باز مى&nbsp;گردند!</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> آنها براى خود دلائلى دارند از جمله این كه ساختمان جسم و جان رابطه نزدیكى با اخلاق دارد، و در واقع اخلاق هر كس تابع چگونگى آفرینش روح و جسم اوست، و چون روح و جسم آدمى عوض نمى&nbsp;شود، اخلاق او نیز قابل تغییر نیست.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> جمعى از شعرا كه پیرو این طرز تفكّر بوده&nbsp;اند نیز در اشعار خود بطور گسترده به این مطلب اشاره كرده&nbsp;اند (هر چند ممكن است اشعار آنها را بر نوعى مبالغه در این امر حمل كرد).</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> نمونه&nbsp;اى از اشعار شعراى معروف را در این زمینه در ذیل مى&nbsp;خوانید:</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> پرتو نیكان نگیرد هر كه بنیادش بد است تربیت نااهل را چون گردكان بر گنبد است</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> شمشیر نیك زآهن بد چون كند كسى؟ ناكس به تربیت نشود اى حكیم كس!</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> باران كه در لطافت طبعش خلاف نیست در باغ لاله روید و در شوره&nbsp;زار خس!</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: center" align="center"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">* * *</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: center" align="center"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">برسیه دل چه سود خواندن وعظ نرود میخ آهنین در سنگ</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: center" align="center"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">آهنى را كه موریانه بخورد نتوان برد از آن به صیقل زنگ!</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: center" align="center"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">* * *</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: center" align="center"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">چون بود اصل گوهرى قابل تربیت را در او اثر باشد</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: center" align="center"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">هیچ صیقل نكو نداند كرد آهنى را كه بدگهر باشد</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: center" align="center"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">سگ به دریاى هفتگانه مشوى كه چو تر شد پلیدتر باشد!</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: center" align="center"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">خر عیسى گرش به مكّه برند چون بیاید هنوز خر باشد!</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: center" align="center"> <font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">* * *</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> دلیل دیگرى كه براى این امر ذكر كرده&nbsp;اند این است كه دگرگون شدن اخلاق به واسطه عوامل خارجى، از قبیل تأدیب و نصیحت و اندرز است، و هنگامى كه این عوامل زایل گردد، انسان به اخلاق اصلى خود باز خواهد گشت، درست مانند سردى آب كه به وسیله عوامل حرارت&nbsp;زا از بین مى&nbsp;رود و هنگامى كه آن عوامل از بین برود، حرارت را پس داده، به حال اوّل باز مى&nbsp;گردد!</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> این طرز فكر و این&nbsp;گونه استدلالات همه مایه تأسّف و سبب انحطاط جوامع بشرى است!</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> طرفداران «قابلیّت تغییر» در امور اخلاقى، از دو دلیل فوق چنین پاسخ مى&nbsp;گویند:</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">1 ـ ارتباط اخلاق با ساختمان روح و جسم انسان قابل انكار نیست، ولى این ارتباط به اصطلاح در حدّ «مقتضى» است نه «علّت تامّه»، یعنى مى&nbsp;تواند زمینه&nbsp;ساز باشد نه این كه الزاماً و اجباراً تأثیر قطعى بگذارد، همان&nbsp;گونه كه بسیارى از افرادى كه از پدران و مادران مبتلا به پاره&nbsp;اى از بیماریها متولّد مى&nbsp;شوند زمینه آلودگى به آن بیماریها را دارند، ولى با این حال مى&nbsp;توان با پیشگیریهاى مخصوص جلو تأثیر عامل وراثت را گرفت.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> افراد ضعیف البنیه از نظر جسمانى با استفاده از بهداشت و ورزش، افراد نیرومندى مى&nbsp;شوند و بعكس، افراد قوىّ البنیه بر اثر ترك این دو، ضعیف و ناتوان خواهند شد.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> افزون&nbsp;براین، روح و جسم انسان نیز قابل&nbsp;تغییر است تا&nbsp;چه رسد&nbsp;به&nbsp;اخلاق زاییده&nbsp;ازآن!</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> مى&nbsp;دانیم تمام «حیوانات اهلى امروز» یك روز در زمره حیوانات وحشى بودند، انسان آنها را گرفت و رام كرد، و به صورت حیوانات اهلى در آورد; بسیارى از گیاهان و درختان میوه نیز چنین بوده&nbsp;اند. جایى كه با تربیت بتوان خلق و خوى یك حیوان و ویژگیهاى یك گیاه یا درخت را تغییر داد چگونه نمى&nbsp;توان اخلاق انسان را به فرض كه اخلاق ذاتى باشد تغییر داد؟</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> هم اكنون نیز بسیارى از حیوانات را براى كارهایى كه بر خلاف طبیعت آنها است تربیت مى&nbsp;كنند و آنها این كارها را بخوبى انجام مى&nbsp;دهند.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">2 ـ از آنچه در بالا گفته شد پاسخ استدلال دیگر آنان نیز روشن مى&nbsp;شود زیرا گاه عوامل بیرونى آنقدر تأثیر قوى دارد كه ویژگیهاى ذاتى را بكلّى دگرگون مى&nbsp;سازد، و حتّى ویژگیهاى جدید به وراثت به نسلهاى آینده نیز مى&nbsp;رسد همان&nbsp;گونه كه در حیوانات اهلى مثال زده شد.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> تاریخ، انسانهاى بسیارى را نشان مى&nbsp;دهد كه بر اثر تربیت بكلّى خلق و خوى خود را تغییر دادند، و به اصطلاح یكصد و هشتاد درجه چرخش كردند، افرادى كه یك روز مثلا در صف دزدان قهّار جاى داشتند به زاهدان و عابدان مشهورى مبدّل گشتند.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> توجّه به طرز به وجود آمدن یك ملكه اخلاقى به ما این قدرت را مى&nbsp;دهد كه راه از میان بردن آن را نیز پیدا كنیم; مسأله چنین است كه هر عمل خوب یا بد اثر موافق خود را در روح انسان باقى مى&nbsp;گذارد، و روح را تدریجاً به سوى خود جلب مى&nbsp;كند، تكرار این عمل آن اثر را بیشتر و قویتر مى&nbsp;سازد، و كم كم كیفیّتى به نام «عادت» حاصل مى&nbsp;شود، و هر گاه عادت استمرار یابد به صورت «ملكه» در مى&nbsp;آید.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> بنابراین، همان&nbsp;گونه كه عادات و ملكات اخلاقى زشت در سایه تكرار عمل تشكیل مى&nbsp;گردد، از همین طریق قابل زوال است; البتّه، اثر تلقین، تفكّر، تعلیمات صحیح و محیط سالم در فراهم كردن زمینه&nbsp;هاى روحى براى پذیرش و تشكیل ملكات خوب را نمى&nbsp;توان نادیده گرفت.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> در اینجا قول سومى نیز وجود دارد و آن این&nbsp;كه بعضى از صفات اخلاقى قابل تغییر است، و بعضى غیر قابل تغییر، آن صفاتى كه طبیعى و فطرى است، قابل تغییر نمى&nbsp;باشد، ولى آن صفاتى كه عوامل خارجى دارد قابل تغییر است.(1)</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> این قول نیز فاقد هرگونه دلیل است، زیرا این تفصیل و تفاوت گذارى، بین صفات فرع، بر قبول اخلاق طبیعى و فطرى است، در حالى كه چنین چیزى ثابت نیست; و به فرض كه چنین باشد چه كسى مى&nbsp;تواند ادّعا كند كه صفات فطرى قابل تغییر نیست؟ مگر حیوانات وحشى را نمى&nbsp;توان اهلى كرد؟ مگر تعلیم و تربیت نمى&nbsp;تواند آنقدر ریشه&nbsp;دار شود كه اعماق وجود انسان را دگرگون سازد؟</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> آیات و روایات دلیل بر قابلیّت تغییر اخلاق است</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> آنچه را در بالا گفتیم از نظر دلائل عقلى و تاریخى بود، هنگامى كه به دلائل نقلى یعنى آنچه از مبدأ وحى و سخنان معصومین(علیهم السلام) به دست آمده مراجعه كنیم مسأله از این هم روشنتر است; زیرا:</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">1 ـ نفس مسأله بعثت انبیا و ارسال رسل و انزال كتب آسمانى و بطور كلّى مأموریّتى كه آنها براى هدایت و تربیت همه انسانها داشتند، محكمترین دلیل بر امكان تربیت و پرورش فضائل اخلاقى در تمام افراد بشر است.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> آیاتى مانند: هُوَ الَّذى بَعَثَ فِى&nbsp;الاُْمِّیِینَ رَسُولا مِنْهُم یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ وَاِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِى ضَلال مُبِیْن &nbsp;&nbsp;&nbsp;(سوره جمعه، آیه&nbsp;2)(2) و آیات مشابه آن بخوبى نشان مى&nbsp;دهد كه هدف از مأموریّت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) هدایت و تربیت و تعلیم و تزكیه همه كسانى بود كه در «ضَلال مُبِیْن» و گمراهى آشكار بودند.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">2 ـ تمام آیاتى كه خطاب به همه انسانها به عنوان «یا بَنى&nbsp;آدَمَ» و «یااَیُّها النّاسُ» و «یا&nbsp;&nbsp;اَیُّها الاِْنْسانُ»، و «یا عِبادى» مى&nbsp;باشد و مشتمل بر اوامر و نواهى و مسائل مربوط به تهذیب نفوس و كسب فضائل اخلاقى است، بهترین دلیل بر امكان تغییر «اخلاق رذیله» و اصلاح صفات ناپسند است، در غیر این صورت، عمومیّت این خطابها لغو و بیهوده خواهد بود.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> ممكن است گفته شود: این آیات غالباً مشتمل بر احكام است، و احكام مربوط به جنبه&nbsp;هاى عملى است، در حالى كه اخلاق ناظر به صفات درونى است.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> ولى نباید فراموش كرد كه «اخلاق» و «عمل» لازم و ملزوم یكدیگر و به منزله علّت و معلولند، و در یكدیگر تأثیر متقابل دارند; هر اخلاق خوبى سرچشمه اعمال خوب است، همان&nbsp;گونه كه اخلاق رذیله، اعمال زشت را به دنبال دارد; و در مقابل، اعمال نیك و بد نیز اگر تكرار شود تدریجاً تبدیل به خلق و خوى خوب و بد مى&nbsp;شود.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">3 ـ اعتقاد به عدم امكان تغییر اخلاق سر از اعتقاد به جبر در مى&nbsp;آورد; زیرا مفهومش این است كه صاحبان اخلاق بد و خوب قادر به تغییر آن نیستند و چون اعمال آنها بازتاب اخلاق آنها است، پس در انجام كار خوب یا بد مجبورند، و در عین حال مكلّف به انجام خوبیها و ترك بدیها هستند; این عین جبر است، و تمام مفاسدى را كه مذهب جبر دارد بر آن مترتّب مى&nbsp;شود(3).</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">4 ـ آیاتى كه با صراحت تشویق به تهذیب اخلاق مى&nbsp;كند و از رذایل اخلاقى بر حذر مى&nbsp;دارد نیز دلیل محكمى است بر امكان تغییر صفات اخلاقى، مانند «قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زَكّیها وَقَدْ خابَ مَنْ دَسّیها; هر كس نفس خود را تزكیه كند رستگار شده، و آن كس كه نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده سازد نومید و محروم گشته است.» &nbsp;&nbsp;&nbsp;(سوره شمس ـ آیه&nbsp;9 و 10).</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> تعبیر به «دسّیها» از ماده «دسّ» و «دسیسه» در اصل به معنى آمیختن شىء ناپسندى با چیز دیگر است; مثل این كه گفته مى&nbsp;شود: «دسّ الحنطة بالتراب; گندم را با خاك مخلوط كرده»، این تعبیر نشان مى&nbsp;دهد كه طبیعت انسان بر پاكى و تقوا است و آلودگیها و رذائل اخلاقى از خارج بر انسان نفوذ مى&nbsp;كند و هر دو قابل تغییر و تبدیل است.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> در آیه&nbsp;34 سوره فصّلت مى&nbsp;خوانیم: «اِدْفَعْ بِالَّتى هِىَ اَحْسَنُ فَاِذاَ الَّذى بَیْنَكَ وَبَیْنَهُ عَداوَةٌ كَاَنَّهُ وَلِىٌّ حَمِیْمٌ; بدى را با نیكى دفع كن ناگهان (خواهى دید) همان كسى كه میان تو و او دشمن است گویى دوست گرم و صمیمى (و قدیمى تو) است!»</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> این آیه بخوبى نشان مى&nbsp;دهد كه عداوت و دشمنیهاى عمیق كه در خلق و خوى انسان ریشه دوانده باشد، با محبّت و رفتار شایسته ممكن است تبدیل به دوستیهاى داغ و ریشه&nbsp;دار شود; اگر اخلاق، قابل تغییر نبود، این امر امكان نداشت.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> در روایات اسلامى نیز تعبیرات روشنى در این زمینه دیده مى&nbsp;شود مانند احادیث زیر:</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">1 ـ حدیث معروف اِنّى بُعِثْتُ لاُِتَمِّمَ مَكارِمَ الاَْخْلاقِ(4)، دلیل واضحى بر امكان تغییر صفات اخلاقى است.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">2 ـ روایات فراوانى كه تشویق به حسن خلق مى&nbsp;كند، مانند: حدیث نبوى: «لَوْ یَعْلَمُ الْعَبْدُ ما فى حُسْنِ الْخُلْقِ لَعَلِمَ اَنَّهُ یَحْتاجُ اَنْ یَكُونَ لَهُ خُلْقٌ حَسَنٌ; اگر بندگان مى&nbsp;دانستند كه حسن خلق چه منافعى دارد، یقین پیدا مى&nbsp;كردند كه محتاج به اخلاق نیكند!»(5)، نشانه دیگر است.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">3 ـ در حدیث دیگرى از همان حضرت مى&nbsp;خوانیم: «اَلْخُلْقُ الْحَسَنُ نِصْفُ الدِّینِ; اخلاق خوب، نیمى از دین است.»(6)</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">4 ـ و در حدیثى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى&nbsp;خوانیم: «اَلْخُلْقُ الْمَحْمُودُ مِنْ ثِمارِ الْعَقْلِ، اَلْخُلْقُ الْمَذْمُوْمُ مِنْ ثِمارِ الْجَهْلِ; اخلاق خوب از میوه&nbsp;هاى عقل و آگاهى است و اخلاق بد از ثمرات جهل و نادانى است.»(7)</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">و از آنجا كه «علم» و «جهل» قابل تغییر است، اخلاق هم به تبع آن قابل تغییر مى&nbsp;باشد.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">5 ـ در حدیث دیگرى از پیامبراكرم(صلى الله علیه وآله) آمده است: «اِنَّ الْعَبْدَ لَیَبْلُغُ بِحُسْنِ خُلْقِهِ عَظیمَ دَرَجاتِ الاْخِرَةِ وَشَرَفَ الْمَنازِلِ وَاِنَّهُ لَضَعیفُ الْعِبادَةِ; بنده خدا به وسیله حسن اخلاق به درجات عالى آخرت و بهترین مقامات مى&nbsp;رسد، در حالى كه ممكن است از نظر عبادت ضعیف باشد!»(8)</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> در این حدیث اوّلاً مقایسه حسن اخلاق به عبادت، و ثانیاً ذكر درجات بالاى اخروى كه حتماً مربوط به اعمال اختیارى است، و ثالثاً تشویق به تحصیل حسن خلق، همگى نشان مى&nbsp;دهد كه اخلاق یك امر اكتسابى است، نه اجبارى و الزامى و خارج از اختیار! (دقّت كنید)</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> این گونه روایات و تعبیرات گویا و پرمعنى در كلمات معصومین(علیهم السلام) زیاد دیده مى&nbsp;شود(9) و همه آنها نشان مى&nbsp;دهد كه صفات اخلاقى قابل تغییر است، و گرنه این تعبیرات و تشویقها لغو و بیهوده بود.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">6 ـ در حدیث دیگرى از رسول&nbsp;خدا(صلى الله علیه وآله) مى&nbsp;خوانیم كه به یكى از یارانش به نام «جریر بن عبداللّه» فرمود: «اِنَّكَ امْرُءٌ قَدْ اَحْسَنَ اللّهُ خَلْقَكَ فَاَحْسِنْ خُلْقَكَ; خداوند به تو چهره زیبا داده، اخلاق خود را نیز زیبا كن!»(10)</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> كوتاه سخن این كه: كتب روایى ما پُر از روایاتى است كه همگى دلالت بر امكان تغییر اخلاق آدمى دارد.(11)</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> این بحث را با حدیثى از امیر مؤمنان على(علیه السلام) كه تشویق به فضائل اخلاقى مى&nbsp;كند </span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> پایان مى&nbsp;دهیم، فرمود: «اَلْكَرَمُ حُسْنُ السَّجـِیَّةِ وَ اجْتِـنابُ الدَّنِـیَّةِ; ارزش و كیفیّت انسان به اخلاق پسندیده و اجتناب و دورى از اخلاق پست است!»(12)</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">دلائل طرفداران عدم تغییر اخلاق</span> </b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> در برابر دلائل بالا بعضى به روایاتى تمسّك جسته&nbsp;اند كه در نظر بد وى از آنها چنین بر مى&nbsp;آید كه اخلاق قابل تغییر نیست، از جمله:</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">1 ـ در حدیث معروفى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمده است كه فرمود:</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> «اَلنّاسُ مَعادِنٌ كَمَعادِنِ الذَّهَـبِ وَالْفِضَّـةِ، خِیـارُهُمْ فِى الْجاهِلِیِّـةِ خِیـارُهُـمْ فـِی الاِْسْـلامِ; مردم همچون معدنهاى طلا و نقره&nbsp;اند، بهترین آنها در زمان جاهلیّت بهترین آنها در اسلامند.»</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">2 ـ در حدیث دیگرى از همان حضرت(صلى الله علیه وآله) آمده است: «اِذا سَمِعْتُمْ اَنَّ جَبَلا زالَ عَنْ مَكانِهِ فَصَدِّ قُوهُ، وَ اِذا سَمِعْتُمْ بِرَجُل زالَ عَنْ خُلْقِهِ فَلا تُصَدِّ قُوهُ! فَاِنَّهُ سَیَعُودُ اِلى ما جُبِلَ عَلَیْهِ! هر گاه بشنوید كوهى از جایش حركت كرده، تصدیق كنید، امّا اگر بشنوید كسى اخلاقش را رها نموده تصدیق نكنید! چرا كه بزودى به همان فطرت خویش باز مى&nbsp;گردد!»(13)</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">پاسخ</span> </b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> تفسیر این گونه روایات به قرینه دلائل روشن سابق و روایاتى كه صراحت در امكان تغییر اخلاق دارد، چندان مشكل نیست.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> زیرا این نكته قابل قبول است كه روحیّات مردم ذاتاً متفاوت است، بعضى همچون معدن طلا هستند و بعضى نقره، ولى اینها دلیل بر این نمى&nbsp;شود كه این روحیّات قابل تغییر نباشند; و به تعبیر دیگر، این گونه صفات روحى در حدّ مقتضى است نه علّت تامّه، لذا با تجربه دیده&nbsp;ایم كه این افراد بر اثر تعلیم و تربیت بكلّى عوض مى&nbsp;شوند.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> اضافه بر این، اگر ما بخواهیم مطابق این حدیث حكم كنیم باید بگوییم كه همه مردم داراى اخلاق نیكند، بعضى خوبند و بعضى خوبتر، (همانند نقره و طلا)، بنابر&nbsp;&nbsp;این، جایى براى اخلاق رذیله طبیعى وجود نخواهد داشت. (دقّت كنید)</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> در مورد حدیث دوم نیز مسأله جنبه مقتضى دارد نه علّت تامّه، و یا به تعبیر دیگر ناظر به غالب مردم است نه همه مردم; وگرنه مضمون حدیث، مخالف صریح تواریخى است كه در دست است و نشان مى&nbsp;دهد افرادى اخلاق خود را تغییر داده&nbsp;اند، و تا پایان عمر بر همان روش باقى ماندند.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> همچنین مخالف تجربیّات روزمرّه ما است كه بسیارى از افراد فاسد را مى&nbsp;بینیم به وسیله تعلیم و تربیت راه زندگى خود را عوض مى&nbsp;كنند و تا آخر نیز بر روش جدید مى&nbsp;مانند.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> كوتاه سخن این كه: در عین قبول تفاوت روحیّات و سجایاى اخلاقى مردم با یكدیگر، هیچ كس مجبور نیست كه بر اخلاق بد باقى بماند، یا بر اخلاق خوب; صاحبان سجیّه نیك ممكن است بر اثر هواپرستى در منجلاب اخلاق سوء سقوط كنند و صاحبان سجایاى زشت، ممكن است زیر نظر استاد مربّى و در سایه خودسازى به بالاترین مراحل كمال عروج نمایند!</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> این نكته نیز گفتنى است كه بعضى از افراد فاسد و مفسد، براى این كه اعمال خود را توجیه كنند، به این گونه منطقها روى مى&nbsp;آورند كه خدا ما را چنین آفریده، اگر مى&nbsp;خواست، مى&nbsp;توانست ما را با اخلاق دیگرى بیافریند!</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> به هر حال، روى آوردن به مكتب طرفداران عدم قابلیّت تغییر اخلاق نتیجه&nbsp;اى جز سقوط در دامان اعتقاد به جبر، و انكار مكتب انبیا و بیهوده شمردن تلاش علماى اخلاق و روانكاوان و سرانجام فساد جوامع بشرى نخواهد داشت.</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> پی نوشتها:</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 1- محقّق نراقى در جامع السّعادات این نظریه را برگزیده است (جامع السّعادات جلد 1، ص 24)</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 12- آیه&nbsp;164 آل عمران نیز همین مضمون را در بردارد</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 2. به اصول&nbsp;كافى، جلد 1، ص 155و كشف&nbsp;المراد،بحث&nbsp;قضا و قدر درباره مفاسد مذهب جبر مراجعه&nbsp;شود</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 3- سفینة البحار، (مادّه خلق)</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 4- بحار، جلد 10، ص 369</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 5- بحار، ج 71، ص 385</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 6- غررالحكم، 1280 ـ 1281</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 7- محجّة البیضاء، ج 5، ص 93</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 8- مرحوم كلینى در جلد دوم اصول كافى، در باب حسن الخلق(ص 99) هیجده روایت در این زمینه نقل&nbsp;كرده است</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 9- سفینة البحار، مادّه خلق</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 10- به جلد دوم اصول كافى و روضه كافى، و جلد سوم میزان الحكمة و جلد اوّل سفینة البحار، در ابواب مناسب مراجعه فرمایید</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 11- غرر الحكم</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 12- جامع السّعاده، جلد اوّل، صفحه 24</span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> منبع: کتاب اخلاق در قرآن</span></font></p> text/html 2015-06-05T10:57:50+01:00 www.bartarresins.ir آموزش روخوانى قرآن (علائم قرآن) قسمت دوم http://www.bartarresins.ir/post/51 <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">7 . سُكون ( ــــْــ ) </span></b><br> &nbsp;</font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> «سُكون» یعنى «حركت نداشتن». علامت سكون ( ــــْــ ) بالاى حرف قرار مى&nbsp;گیرد. به حرفى كه هیچ حركتى ندارد و داراى علامت سكون است، ساكِن(</span><span dir="LTR">1</span><span lang="AR-SA">) مى&nbsp;گویند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> حرف ساكن به تنهایى خوانده نمى&nbsp;شود، زیرا حركت ندارد. بنابراین، حرف&nbsp;ساكن به كمكِ حرفِ حركت&nbsp;دارِ پیش از خود خوانده مى&nbsp;شود.(</span><span dir="LTR">2</span><span lang="AR-SA">)حرف ساكن و حرف متحرّكِ پیش از آن، یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى&nbsp;دهند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> اكنون به مثال&nbsp;هاى زیر توجّه كنید و آن&nbsp;ها را بخوانید:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> جداگانه (تفكیكى)باهم (تركیبى)</span><br> &nbsp;</font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> بَعْدُ =بَعْــدُ =بَعْدُ</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> نَعْبُدُ =نَعْــبُــدُ =نَعْبُدُ</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> أَرْسَلَ =أَرْسَــلَ =أَرْسَلَ</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> أَنْعَمْتَ =أَ&nbsp;نْــعَمْــتَ =أَنْعَمْتَ</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> ىُوَسْوِسُ =یُــوَسْــوِسُ =یُوَسْوِسُ</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">توجّه</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">* در بسیارى از قرآن&nbsp;ها، علامت سكون به شكل ( ــــــ ) یا به صورت ( ــــــ ) است. پس علامت ( ـــْـ ) = ، .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">* اگر پس از صداى فتحه، حرف (واو ساكن) یا (یاء ساكن) قرار گیرد، باید فتحه به نرمى تلفّظ یا ادا شود. یعنى به هنگام خواندن، نباید فتحه به ضمّه یا كسره تبدیل شود. مثلاً:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> كَوْثَرَ درست است نه كُوْثَرَ ;</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> همچنین</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> كَیْفَ درست است نه كِیْفَ.(3)</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">* اگر پیش از یك حرف ساكن، حرف ساكن دیگرى نیز وجود داشته </span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> باشد، هر دو حرف ساكن به كمكِ حرف قبلى خوانده مى&nbsp;شوند و همراه با آن، یك بخش جداگانه از كلمه را تشكیل مى&nbsp;دهند. به این مثال&nbsp;ها توجّه كنید:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> فَتْحْ، خَوْفْ، بَیْتْ، صَیْفْ، قُرَیْشْ، عَصْرْ، خُسْرْ، صَبْرْ، قَدْرْ، شَهْرْ، أَمْرْ، فَجْرْ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">* اگر پیش از حرف ساكن، یكى از حروف مدّ (صداهاى كشیده) باشد، حرف ساكن و حرف مدّ به كمك حرف قبلى خوانده مى&nbsp;شوند و همراه با آن، یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى&nbsp;دهند; مانند ناسْ، دینْ، ماعُونْ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">پرسش :</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 1. سكون به چه معناست و علامت سكون كجاى حرف قرار مى&nbsp;گیرد؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 2.به چه حرفى «ساكن» مى&nbsp;گویند؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 3. آیا حرف ساكن به تنهایى خوانده مى&nbsp;شود؟ چرا؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 4. حرف ساكن به كمك چه حرفى خوانده مى&nbsp;شود و همراه با آن، چند بخش از كلمه را تشكیل مى&nbsp;دهد؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 5. آیا حرف ساكن در آغاز كلمه قرار مى&nbsp;گیرد؟ چرا؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 6. علامت سكون به چه شكل&nbsp;هایى نوشته مى&nbsp;شود؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 7. اگر پس از صداى فتحه، حرف (واو ساكن) یا (یاء ساكن) قرار گیرد، فتحه باید چگونه خوانده شود؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 8. لین به چه معناست; و به چه حرف&nbsp;هایى، «حروف لین» مى&nbsp;گویند؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 9. اگر پیش از یك حرف ساكن، حرف ساكن دیگرى نیز وجود داشته باشد به چه صورت خوانده مى&nbsp;شود؟ در این هنگام، چند بخش جداگانه از كلمه تشكیل مى&nbsp;شود؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 10. اگر پیش از حرف ساكن، یكى از حروف مدّ باشد، حرف ساكن و حرف مدّ به چه صورت خوانده مى&nbsp;شوند؟ در این هنگام، چند بخش جداگانه از كلمه تشكیل مى&nbsp;شود؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">تمرین :</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> مِنْ ـ لَوْ ـ فَجْرِ ـ نَصْرُ ـ صَدْرَكَ ـ بِحَمْدِ ـ لَمْ یَكُنْ ـ فَوَسَطْنَ ـ زُلْزِلَتِ ـ أَغْنى ـ رَدَدْناهُ ـ زِلْزالَها ـ بِأَصْحابِ ـ أَفَلایَعْلَمُ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى علامت سكون باشند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">8 . تَشدید ( ـــّـ ) </span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> هر حرفى كه علامت تَشدید ( ـــّـ ) بالاى آن باشد، در هنگام خواندن، بدون فاصله و قطع صدا، به صورت دو حرف خوانده مى&nbsp;شود، به گونه&nbsp;اى كه به هنگام خواندن، حرف اوّل، ساكن، و حرف دوم، حركت&nbsp;دار تلفّظ مى&nbsp;شود. حرفى كه علامت تشدید دارد، محكم و با شدّت خوانده یا اَدا مى&nbsp;شود; از این رو آن را «حرف مُشَدَّد» مى&nbsp;نامند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> بنابراین، «حرف مشدّد» در حقیقت شامل دو حرف است كه اوّلى حركت ندارد. به همین دلیل، حرف مُشدّد مانند حرف ساكن، به تنهایى خوانده نمى&nbsp;شود و در آغاز كلمه قرار نمى&nbsp;گیرد. پس حرف مشدّد به كمك حرفِ حركت&nbsp;دارِ قبلى خوانده مى&nbsp;شود. حرفِ حركت&nbsp;دارِ قبلى با حرفِ مشدّد، دو بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى&nbsp;دهند; به این ترتیب:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> تَبَّ كه خوانده مى&nbsp;شود:تَبْبَ .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> كُلِّ كه خوانده مى&nbsp;شود: كُلْلِ .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> أُمُّ كه خوانده مى&nbsp;شود:أُمْمُ .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> إِنّا كه خوانده مى&nbsp;شود: إِنْ&nbsp;نا .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> رَبّى كه خوانده مى&nbsp;شود: رَبْ&nbsp;بى .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> یُصِرُّونَ كه خوانده مى&nbsp;شود: یُصِرْرُونَ .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">تذكّر</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">* براى آنكه مفهوم تشدید بهتر فهمیده شود، حرف مشدّد به صورت دو حرف نوشته شد كه حرف اوّلِ ساكن همراه با حرفِ قبلى، یك بخش از كلمه; و حرف دوم، بخش دیگر را تشكیل مى&nbsp;دهند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">* اگر دو حرفِ مثلِ هم كنار یكدیگر قرار گیرند و اوّلى حركت&nbsp;دار و دومى ساكن باشد، تشدید به كار نمى&nbsp;رود. مثلاً در كلمه مَمْنُون، دو حرف میم جداگانه نوشته و خوانده مى&nbsp;شوند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">* اگر حرف مشدّد داراى علامت كسره&nbsp;باشد، گاه علامت كسره رابالاى حرف و زیر تشدید قرار مى&nbsp;دهند; مثلاً به جاى رَبِّ مى&nbsp;نویسند: رَبِّ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">پرسش :</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 1. تشدید كجاى حرف قرار مى&nbsp;گیرد؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 2. حرفى را كه علامت تشدید دارد، چه مى&nbsp;نامند؟ چرا؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 3. حرف تشدیددار چگونه خوانده مى&nbsp;شود؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 4. چرا حرف مشدّد به تنهایى خوانده نمى&nbsp;شود و در آغاز كلمه قرار نمى&nbsp;گیرد؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 5. حرف مشدّد به صورت چند بخشى خوانده مى&nbsp;شود؟ هر بخش شامل كدام حرف است؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 6. اگر دو حرفِ مثل هم كنار یكدیگر قرار گیرند و اوّلى حركت&nbsp;دار و دومى ساكن باشد، آیا در آن تشدید به كار مى&nbsp;رود؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 7. اگر حرف مشدّد داراى علامت كسره باشد، گاه علامت كسره كجا قرار مى&nbsp;گیرد؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">تمرین:</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> حَقِّ ـ خَفَّتْ ـ رَبُّكَ ـ فَسَبِّحْ ـ عَدَّدَهُ ـ فَصَلِّ ـ حُصِّلَ ـ تُحَدِّثُ ـ تَنَزَّلُ ـ یُكَذِّبُ ـ تَطَّلِعُ ـ لَتَرَوُنَّ ـ لَتُسْئَلُنَّ ـ لَیُنْبَذَنَّ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى علامت تشدید باشند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">9 . تَنوین نَصب ( ــــًـ ) </span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> تَنوین نون ساكنى است كه در آخر برخى از كلمات عربى خوانده مى&nbsp;شود، امّا نوشته نمى&nbsp;شود. تنوین سه گونه است:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> الف. تنوینِ نَصْب</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> ب. تنوینِ جَرّ</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> ج. تنوینِ رَفْع</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> علامت تنوینِ نَصب، دو فتحه ( ــــًـ ) است كه بالاى حرف قرار مى&nbsp;گیرد. به كلمه&nbsp;اى كه تنوین نصب دارد، مَنصوب مى&nbsp;گویند; مانند بً كه خوانده مى&nbsp;شود: بَنْ.(4)</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> اكنون به این مثال&nbsp;ها توجّه كنید:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> نارًا خوانده مى&nbsp;شود:نارَنْ .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> أَفْواجًاخوانده مى&nbsp;شود:أَفْواجَنْ .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> تَوّابًاخوانده مى&nbsp;شود: تَوّابَنْ .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> رَحْمَةً خوانده مى&nbsp;شود: رَحْمَتَنْ .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> صُبْحًا خوانده مى&nbsp;شود: صُبْحَنْ .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> معمولاً پس از تنوین نصب یك «الف» نوشته مى&nbsp;شود كه خوانده نمى&nbsp;شود; ولى این الف در سه مورد نوشته نمى&nbsp;شود:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 1. هنگامى كه در پایان كلمه، تاء گِرد (ة ـ ـة) باشد; مثلاً:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> تَذْكِرَةً خوانده مى&nbsp;شود: تَذْكِرَتَنْ .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> مَوْعِظَةً خوانده مى&nbsp;شود:مَوْعِظَتَنْ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 2. هنگامى كه در پایان كلمه، یاء (ى) باشد(5); مثلاً:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> هُـدًى خوانده مى&nbsp;شود: هُـدَنْ .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 3. هنگامى كه در پایان كلمه، همزه (ء) باشد; مثلاً:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> مـاءً خوانده مى&nbsp;شود:مـاءَنْ.(6)</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">توجّه</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">* حرفى كه داراى تنوین نصب است، یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى&nbsp;دهد.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">* گاه تنوین نصب را روى (الف) مى&nbsp;گذارند، نه روى حرف پیش از الف; مانند خَیْراً به جاى خَیْرًا.(7)</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">پرسش :</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 1. تنوین چیست؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 2. تنوین چند گونه است؟ آن&nbsp;ها را نام ببرید.<br> 3. علامت «تنوین نصب» چیست و كجاى حرف قرار مى&nbsp;گیرد؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 4. در فارسى، به علامتِ «نصب» چه مى&nbsp;گویند؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 5. به كلمه&nbsp;اى كه «تنوین نصب» دارد، چه مى&nbsp;گویند؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 6. معمولاً پس از «تنوین نصب» چه حرفى نوشته مى&nbsp;شود كه خوانده نمى&nbsp;شود؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 7. در چه مواردى، پس از «تنوین نصب»، الف نوشته نمى&nbsp;شود؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 8. حرفى كه داراى «تنوین نصب» است، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكیل مى&nbsp;دهد؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">تمرین :</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 1. چهارده كلمه زیر را یك&nbsp;بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> كُفُوًا ـ شَرًّا ـ جَمْعًا ـ طَیْرًا ـ مالاً ـ قَدْحًا ـ مُبْصِرَةً ـ نَقْعًا ـ مُسَمًّى ـ أَذًى ـ جَزاءً ـ أَشْتاتًا ـ مَغْفِرَةً ـ فاكِهَةً.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى تنوین نصب باشند.</span></font></p> <p style="text-align: center;" dir="RTL" class="MsoNormal"> <font color="#ff9933" face="Tahoma" size="2"><a target="_blank"> <img data-cke-saved-src="http://www.drmgangineh.com/img/Weblogs/Borhan/Pictures/Quran-Ommolketab-God-Borhan_Small_www.borhan.rasekhblog.com(18).jpg" src="http://www.drmgangineh.com/img/Weblogs/Borhan/Pictures/Quran-Ommolketab-God-Borhan_Small_www.borhan.rasekhblog.com(18).jpg" border="0" height="223" width="301"></a></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">10 . تَنوینِ جَرّ ( ـــــ )</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> علامت تنوینِ جَرّ، دو كسره ( ـــــ ) است كه زیر حرف قرار مى&nbsp;گیرد. به كلمه&nbsp;اى كه تنوین جرّ دارد، مَجرور مى&nbsp;گویند; مانند د كه خوانده مى&nbsp;شود: دِنْ.(8)</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> اكنون به این مثال&nbsp;ها توجّه كنید:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> خُسْر خوانده مى&nbsp;شود:خُسْرِنْ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> حاسِد خوانده مى&nbsp;شود:حاسِدِنْ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> حِجارَة خوانده مى&nbsp;شود:حِجارَتِنْ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> راضِیَة خوانده مى&nbsp;شود: راضِیَتِنْ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> یَوْمَئِذ خوانده مى&nbsp;شود:یَوْمَئِذِنْ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">تذكّر</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">* حرفى كه داراى تنوین جرّ است، یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى&nbsp;دهد.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">پرسش :</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 1. علامت «تنوین جرّ» چیست و كجاى حرف قرار مى&nbsp;گیرد؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 2. در فارسى، به علامتِ «جرّ» چه مى&nbsp;گویند؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 1ـ در فارسى، به علامت جرّ «دو زیر» مى&nbsp;گویند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 3. به كلمه&nbsp;اى كه «تنوین جرّ» دارد، چه مى&nbsp;گویند؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 4. حرفى كه داراى «تنوین جرّ» است، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكیل مى&nbsp;دهد؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">تمرین :</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> جُوع ـ خَوْف ـ عَمَد ـ أَمْر ـ غاسِق ـ هُمَزَة ـ ذَرَّة ـ عیشَة ـ قُرَیْش ـ سِجّیل ـ تَقْویم ـ مَأْكُول ـ مَمْنُون ـ مُمَدَّدَة.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى تنوین جرّ باشند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">11 . تَنوینِ رَفع ( ــــٌـ ) </span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> علامت تنوینِ رَفع، دو ضمّه ( ــــٌـ ) است(9) كه بالاى حرف قرار مى&nbsp;گیرد. به كلمه&nbsp;اى كه تنوین رفع دارد، مَرفوع مى&nbsp;گویند; مانند شٌ كه خوانده مى&nbsp;شود: شُنْ.(10)</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> اكنون به این مثال&nbsp;ها توجّه كنید:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> حَبْلٌ خوانده مى&nbsp;شود: حَبْلُنْ .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> سَلامٌ خوانده مى&nbsp;شود: سَلامُنْ .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> لَشَدیدٌ خوانده مى&nbsp;شود:لَشَدیدُنْ .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> حامِیَةٌ خوانده مى&nbsp;شود:حامِیَتُنْ .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> مُؤْصَدَةٌ خوانده مى&nbsp;شود:مُؤْصَدَتُنْ .</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">توجّه</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">* حرفى كه داراى تنوین رفع است، یك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكیل مى&nbsp;دهد.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> پرسش :</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 1. علامت «تنوین رفع» چیست و كجاى حرف قرار مى&nbsp;گیرد؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 2. در فارسى، به علامتِ «رفع» چه مى&nbsp;گویند؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 3. به كلمه&nbsp;اى كه «تنوین رفع» دارد، چه مى&nbsp;گویند؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 4. حرفى كه داراى «تنوین رفع» است، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكیل مى&nbsp;دهد؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">تمرین :</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> نارٌ ـ أَجْـرٌ ـ أَحَدٌ ـ خَیْرٌ ـ وَیْلٌ ـ عابِدٌ ـ لَشَهیدٌ ـ لَخَبیرٌ ـ لَكَنُودٌ&nbsp;&nbsp;ـ حَمیدٌ ـ حَرَجٌ ـ هاوِیَةٌ ـ واحِدَةٌ ـ رِضْوانٌ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى تنوین رفع باشند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">12 . مَدّ ( ـــــ ) </span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> پیش از این، با صداهاى كشیده، یا حروفِ مَدّىِ ( ا ـ ى ـ وُ ) آشنا شدیم. هرگاه بالاى حرف مدّى، علامت مدّ ( ـــــ ) قرار گیرد(11)، حرف مدّى با صداى كشیده&nbsp;تر خوانده مى&nbsp;شود; مثلاً:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> جآءَ خوانده مى&nbsp;شود:جااااءَ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> جىءَ خوانده مى&nbsp;شود:جى&nbsp;ى&nbsp;ى&nbsp;ىءَ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> سآءَ خوانده مى&nbsp;شود:سااااءَ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> سُوءُ خوانده مى&nbsp;شود:سُووووءُ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> سىءَ خوانده مى&nbsp;شود:سى&nbsp;ى&nbsp;ى&nbsp;ىءَ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> به حرفى كه علامت مدّ داشته باشد، «مَمدود» مى&nbsp;گویند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">تذكّر</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">* معمولاً علامت مدّ بالاى سه حرف (الف) و (یاء) و (واو) قرار </span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> مى&nbsp;گیرد كه (الف مدّى) و (یاء مدّى) و (واو مدّى) نام دارند. پس از حروف مدّى، این سه حرف قرار مى&nbsp;گیرند:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">ـ هـمـزه ; مثال: مآ أَغْنى.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">ـ حرف ساكن ; مثال: آلاْنَ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">ـ حرف مشدّد ; مثال: ضآلّینَ</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">پرسش :</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 1. علامت مدّ كجاى حرف مدّى قرار مى&nbsp;گیرد؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 2. حرفى كه داراى علامت مدّ است، چگونه خوانده مى&nbsp;شود؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 3. به حرفى كه علامت مدّ داشته باشد، چه مى&nbsp;گویند؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 4. معمولاً علامت مدّ بالاى چه حرف&nbsp;هایى قرار مى&nbsp;گیرد؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 5. پس از حروف مدّى چه حرف&nbsp;هایى قرار مى&nbsp;گیرند؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">تمرین :</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> إِنّآ أَنْزَلْناهُ ـ وَ لا أَنْتُمْ ـ فى أَحْسَنِ ـ أَلَّذى أَطْعَمَهُمْ ـ یَدآ أَبى ـ شِتآءِ ـ مَلــئِكَةُ ـ یُرآؤُنَ ـ مآأَدْریكَ ـ إِنّآ أَعْطَیْناكَ ـ أَتُحآجُّونّى ـ تَأْمُرُونّى ـ فى أَمْرى ـ مآ أَعْبُدُ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 2. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى علامت مدّ باشند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">13 . وَصل ( ــــــ ) </span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> «علامتِ وَصل» نشانه&nbsp;اى است به این شكل: ( ــــــ ) كه هر گاه بالاى همزه قرار گیرد، آن همزه خوانده نمى&nbsp;شود. در این حالت، حرف&nbsp;هاى پیش از همزه و پس از همزه به یكدیگر مى&nbsp;چسبند و وصل مى&nbsp;شوند; مثلاً:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> وَانْحَرْ خوانده مى&nbsp;شود:وَنْحَرْ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> وَالْعَصْرِخوانده مى&nbsp;شود:وَلْعَصْرِ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> بِالْحَقِّ خوانده مى&nbsp;شود:بِلْحَقِّ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> وَامْرَأَتُهُ خوانده مى&nbsp;شود:وَمْرَأَتُهُ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> بِرَبِّ الْفَلَقِ خوانده مى&nbsp;شود:بِرَبِّلْفَلَقِ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">توجّه</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">* به همزه&nbsp;اى كه علامت وصل بالاى آن باشد، «همزه وصل» مى&nbsp;گویند. همزه وصل در آغازِ خواندنِ كلام، تلفّظ مى&nbsp;شود، مانند إِجْعَلْ; ولى در میانِ خواندنِ كلام، تلفّظ نمى&nbsp;شود، مانند رَبِّ اجْعَلْ كه خوانده مى&nbsp;شود: رَبِّجْعَلْ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">* در برخى از قرآن&nbsp;ها، علامت وصل را بالاى «همزه وصل» نمى&nbsp;گذارند. در این صورت، باید خودمان حرفِ پیش از همزه را به حرفِ </span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> پس از همزه وصل كنیم; مثلاً:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> وَانْحَرْ خوانده مى&nbsp;شود: وَنْحَرْ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA">* اگر پیش از علامت وصل، تنوین باشد، حرف نون (كه در تنوین به صورت ساكن است و تلفّظ مى&nbsp;شود) مكسور خوانده مى&nbsp;شود; به این ترتیب:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> مَثَلاً الْقَوْمُ(ر مَثَلَنْ الْقَوْمُ) خوانده مى&nbsp;شود:&nbsp;&nbsp;&nbsp;مَثَلَنِ&nbsp;لْقَوْمُ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> بِغُلام اسْمُهُ (ر بِغُلامِنْ اسْمُهُ) خوانده مى&nbsp;شود: &nbsp;&nbsp;&nbsp;بِغُلامِنِ سْمُهُ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> فِسْقٌ الْیَوْمَ (ر فِسْقُنْ الْیَوْمَ) خوانده مى&nbsp;شود: &nbsp;&nbsp;&nbsp;فِسْقُنِ لْیَوْمَ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> در برخى از قرآن&nbsp;ها، براى راهنمایى خوانندگان، یك نون مكسور (نِ) زیر تنوینِ این گونه كلمه&nbsp;ها قرار مى&nbsp;دهند; مانند فِسْقٌنِ الْیَوْمَ. گاه نیز تنوین را حذف مى&nbsp;كنند و نونِ مكسور را زیر حرف مى&nbsp;گذارند; مانند فِسْقُنِ الْیَوْمَ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">پرسش :</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 1. «علامت وصل» كجاى همزه قرار مى&nbsp;گیرد؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 2. هر گاه همزه&nbsp;اى علامت وصل داشته باشد، كلمه چگونه خوانده مى&nbsp;شود؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 3. «همزه وصل» چه همزه&nbsp;اى است؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 4. اگر پیش از علامت وصل، تنوین باشد، كلمه چگونه خوانده مى&nbsp;شود؟</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><b> <span lang="AR-SA">تمرین :</span></b></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 1. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> وَالْفَتْحِ ـ كَالْعِهْنِ ـ كَالْفَراشِ ـ عِلْمَ الْیَقینِ ـ هُوَالاَْبْتَرُ ـ لِحُبِّ&nbsp;الْخَیْرِ ـ مِنَ الْجِنَّةِ ـ طَعامِ&nbsp;الْمِسْكینِ ـ زُرْتُمُ الْمَقابِرَ ـ وَاسْتَغْفِرْهُ ـ یَدُعُّ الْیَتیمَ ـ یَمْنَعُونَ الْماعُونَ ـ شَرِّ&nbsp;الْوَسْواسِ ـ حَمّالَةَ الْحَطَبِ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 2. چهارده كلمه زیر را یك بار جداگانه (تفكیكى) و یك بار با هم (تركیبى) بخوانید:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> ثَلاثَةٌ انْتَهُوا ـ كَرَماد اشْتَدَّتْ ـ بِزینَة الْكَواكِبِ ـ عَزیزٌ ابْنُ ـ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها ـ بِرَحْمَة ادْخُلْ ـ سَوآءً الْعاكِفُ ـ أَلیمًاالَّذینَ ـ یَوْمَئِذالْحَقُّ ـ عَدْن الَّتى ـ عادٌالْمُرْسَلینَ ـ مِصْباحٌ الْمِصْباحُ ـ شَیْئًا اتَّخَذَها ـ إِفْكٌ افْتَریهُ.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 3. چهارده كلمه در قرآن پیدا كنید كه داراى علامت وصل باشند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> پی نوشتها:</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 1ـ ساكن یعنى داراىِ «سكون»; و سكون به معنى «آرامش» است. هنگامى كه حرفى با سكون خوانده مى&nbsp;شود، یعنى داراى آرامش است، زیرا هیچ صدایى ندارد.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 2ـ حرف ساكن هیچ&nbsp;گاه در آغازِ كلمه قرار نمى&nbsp;گیرد; زیرا آغاز كردنِ كلمه بدون هیچ حركتى، مشكل است.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 3ـ به دو حرف واو ساكن و یاء ساكن كه حرفِ پیش از آن&nbsp;ها مفتوح باشد، حروف لین مى&nbsp;گویند. «لین» یعنى «نرمى»; و این دو حرف را «لین» مى&nbsp;نامند، زیرا به نرمى تلفّظ یا ادا مى&nbsp;شوند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 4ـ در فارسى، به علامت نصب «دوزَبَر» مى&nbsp;گویند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 5ـ این (یاء) باید منقلب از (الف) و به جاى آن باشد.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 6ـ استثناء: دو كلمه (جُزْءًا) و (سُوءًا) با الف نوشته مى&nbsp;شوند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 7ـ در این كتاب تنوین نصب روى حرف پیش از الف گذاشته شده است.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 8ـ یكى از این دو ضمّه رو به پایین و دیگرى رو به بالا و چسبیده به یكدیگر (ــ) نوشته مى&nbsp;شود، ولى دستگاه تایپ و حروفچینى آن را به شكل (ــٌـ) مى&nbsp;نویسد. پس علامت ــٌـ = ــــ&nbsp;. البتّه در برخى قرآن&nbsp;ها علامت رفع به دلایلى گاه به شكل دو ضمّه كنار یكدیگر (ــُـُـ) نوشته شده است.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 9ـ در فارسى، به علامت رفع «دوپیش» مى&nbsp;گویند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 10ـ همان گونه كه پیش از این گفته شد، مدّ یعنى كشش. و چون علامت مدّ باعث كشش بیشتر حروف مدّى مى&nbsp;شود، به آن، علامت مدّ مى&nbsp;گویند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> 11ـ همزه و سكون و تشدید علّت و سبب مدّ هستند و كشیده نمى&nbsp;شوند.</span></font></p> <p dir="RTL" class="MsoNormal"><font face="Tahoma" size="2"><span lang="AR-SA"> منبع: کتاب آموزش قرآن</span></font></p>