تبلیغات
شهر قرآنی

شهر قرآنی
تدبر در قرآن
ذكر امروز
همراه با كلام وحی

9- راه دستیابى به ثواب شاكران
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید: قال الله تبارك و تعالى : من شغله قرائة القرآن عن دعائى و مسئلتى ، اءعطیته اءفضل ثواب الشاكرین (1) اگر اشتغال به قرائت قرآن ، بنده مؤ من را از بازگویى خواسته هایش در پیشگاه الهى باز دارد، خداى سبحان ، بدون درخواست ، بهترین ثواب شاكران را به چنین بنده اى عطا مى كند؛ همان گونه كه خلیل حق ، حضرت ابراهیم (علیه السلام ) در هنگام شنیدن (حرقوه و انصروا الهتكم )(2)  یا (فالقوه فى الجحیم)(3) از خدا چیزى طلب نكرد؛ چون مى دانست كه بر آمدن حاجت او در نخواستن است : حسبى من سؤ الى علمه بحالى (4)
10- عامل حشر با پیامبران
پیامبر اكرم صلى الله علیه و سلم مى فرماید: ان اكرم العباد الى الله بعد الانبیاء العلماء ثم حملة القرآن یخرجون من الدنیا كما یخرج الاءنبیاء و یحشرون من قبورهم مع الاءنبیاء و یمرون على الصراط مع الاءنبیاء و یاخذون ثواب الاءنبیاء . فطوبى لطالب العلم و حامل القرآن مما لهم عند الله من الكرامة و الشرف(5) ؛ گرامى ترین بندگان خدا پس از پیامبران دانشمندان هستند و سپس حاملان قرآن . عالمان و حاملان علم و عمل قراان به گونه پیامبران از دنیا رخت بر مى بندند و حشر آنان و عبورشان از صراط همراه پیامبران خواهد بود و از ثواب انبیا بهره مند مى شوند . پس ‍ خوشا به حال جویندگان علم و حاملان قرآن كه از كرامت و شرف الهى برخوردارند .
كسى كه قرآن را فرا گیرد تا فقط در خطابه ها یا نگارش كتابها از آن بهره گیرد، معلوم مى شود قرآن را براى تدبر در آن و عمل به آن نخواسته است و این دانش تجارى ، حرفه اى بیش نیست و چنین علمى در اواخر عمر آدمى نیز به فراموشى سپرده مى شود . گرچه این فراگیرى نیز ثواب آشنایى با ظاهر قرآن را دارد؛ اما آن كه قرآن را براى تدبر و عمل فراگیرد جایگاه دیگرى دارد.
11- مایه خرمى دلها
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) مى فرماید: و تعلموا القرآن فانه اءحسن الحدیث و تفقهوا فیه فانه ربیع القلوب و استشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و اءحسنوا تلاوته فانه اءنفع القصص و ان العالم العامل بغیر علمه كالجاهل الحائر الذى لا یستفیق من جهله بل الحجة علیه اعظم و الحسرة علیه الزم و هو عند الله الوم(6)؛ قرآن را فرا گیرید كه آن نیكوترین سخن است و به فهم عمیق آن دست یابید كه آن مایه خرمى دلهاست و از نور آن شفا بجویید كه آن شفاى بیماریهاى روحى است و آن را نیكو تلاوت كنید كه سودمندترین قصه هاست و كسى كه به علم خویش عمل نكند، همانند نادان سرگردانى است كه به هوش نمى گراید و چون عالم است ، حجت بر او گرانتر و حسرت او افزونتر و ملامت او در پیشگاه خداى سبحان بیشتر است .
مراد از تفقه (تفقهوا) در قرآن كریم و روایات اهل بیت طهارت (علیهم السلام)، آشنایى با فقه مصطلح كه در مقابل كلام و فلسفه قرار دارد، نیست ؛ همان گونه كه واژه حكمت در قرآن و روایات ، حكمت مصطلح ، یعنى فلسفه نیست ، بلكه بر فراگیرى معارف اصول دین و معارف عقلى نیز فقه اطلاق مى گردد و فهمیدن احكام حرام و حلال الهى نیز حكمت نامیده مى شود . پس فقه كه عبارت از فراگیرى عمیق است به معناى مطلق آگاهى به معارف دین است و به معناى اصطلاحى آن نیست و گرنه لازم مى آید كه تنها یك سیزدهم قرآن كه آیات الاحكام و مربوط به فروع فقه مصطلح است ؛ داراى فقه باشد و مراد از تفقه در قرآن معرفت خصوص ‍ همان مقدار اندك باشد؛ در حالى كه تمامى قرآن فقه است . البته اگر مسائل حقوقى ، سیاسى ، اجتماعى و مدنى را جزو فقه بدانیم ، آیات فقهى رقم بیشترى پیدا مى كند .
از قرار گرفتن شفا در نور قرآن (و استشفوا بنوره ) بر مى آید كه جهل به قرآن نیز مانند به كار نبستن آن ، بیمارى است ؛ جهل مانند رذایل اخلاقى دیگر، از بیماریهاى قلبى است و قرآن كریم شفاى این دردهاست : و ننزل من القران ما هو شفا(7) شفا لما فى الصدور  (8)

وبلاگ شهر قرآنی - Www.QoranCity.MihanBlog.Com

مراد از قلب در قرآن ، همان لطیفه الهى ، یعنى روح است ، نه عضو گرداننده خون در بدن . سلامت و بیمارى قلب جسمانى انسان ، در محدوده دانش ‍ پزشكى است و ارتباطى با سلامت و بیمارى قلب روحانى ندارد؛ ممكن است انسانى از سلامت كامل قلب جسمانى برخوردار باشد، اما نتواند نگاه خود را در برابر نامحرم مهار كند و در نتیجه قلب روحانى او بیمار باشد: فلا تخضعن بالقول فیطمع الذى فى قلبه مرض (9)همچنین كسى كه گرایشهاى نارواى سیاسى دارد بیمار دل است ، گرچه از نظر طب مادى ، قلبى سالم داشته باشد: فترى الذین فى قلوبهم مرض یسارعون فیهم  (10)
قرآن كریم در كلام حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام ) به عنوان احسن الحدیث و انفع القصص معرفى و به نیكو تلاوت كردن آن ، سفارش ‍ شده است . مراد از تلاوت نیكو، تنها آهنگ خوب نیست . فهم درست قرآن و عمل به آن نیز از مدارج تلاوت نیكوست ؛ زیرا امیرالمؤ منین (علیه السلام ) در ادامه سخن خود مى فرماید: عالم بى عمل همانند جاهل سرگردانى است كه از جهل خود به هوش نمى گراید و علم حجتى علیه عالم بى عمل و مایه حسرت و ملامت او نزد خداى سبحان خواهد بود . البته ترتیل و شمرده و با تاءنى تلاوت كردن و حدود تجوید را رعایت كردن ، فیض خاصتلاوت نیكو را به همراه دارد .
12- دریاى بى كران معرفت  
همچنین امیرالمؤ منین (علیه السلام ) مى فرماید: ثم اءنزل علیه الكتاب نورا لا تطفاء و سراجا لا یخبو توقده و بحرا لا یدرك قعره و منهاجا لا یضل نهجه و شعاعا لا یظلم ضوئه ... جعله الله ریا لعطش العلماء و ربیعا لقلوب الفقهاء و محاج لطرق الصلحاء و دواء لیس بعده داء و نورا لیس معه ظلمة و حبلا وثیقا عروته و معقلا منیعا ذروته (11)؛ خداى سبحان كتابى آسمانى بر پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرو فرستاد و آن ، نورى است كه خاموشى ندارد و چراغى است كه افروختگى آن زوال ناپذیر است و دریایى ژرف است كه قعر آن به چنگ ادراك آدمى (بشر عادى ) نمى افتد و راهى است كه در آن گمراهى نیست و شعاعى است كه روشنى آن تیرگى نگیرد ... خداوند آن را فرونشاننده تشنگى علمى دانشمندان و خرمى دلهاى فقیهان و راه روشن سالكان صالح قرار داد . قرآن كریم دارویى است كه پس از آن ، بیمارى نمى ماند و نورى است كه هیچ گونه تیرگى در آن نیست و ریسمانى است كه دستگیره آن مطمئن و پناهگاهى است كه قله بلند آن مانع دشمن است .
13- یگانه عامل توانگرى  
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید: القرآن غنى لا غنى دونه و لا فقر بعده(12)؛ قرآن مایه توانگرى است كه جز در آن توانگرى یافت نشود و هیچ فقرى نیز پس از آن نیست . همچنین آن حضرت مى فرماید: من قراء القرآن فراى ان احدا اعطى افضل مما اعطى فقد حقر ما عظمه الله و عظم ما حقره الله (13)؛ كسى كه قرآن تلاوت كند و آنگاه بپندارد بهره دیگران از او بیشتر است ، او آنچه را خدا بزرگ شمرده قرآن حقیر پنداشته و آنچه را خدا حقیر دانسته (دنیا) او بزرگ پنداشته است .
نیز مى فرماید: لا ینبغى لحامل القرآن ان یظن احدا اعطى افضل مما اعطى لانه لو ملك الدنیا باءسرها لكان القرآن افضل مما ملكه(14)؛ براى حاملان قرآن سزاوار نیست كه بهره دیگران را برتر از بهره قرآنى بدانند؛ زیرا اگر آدمى مالك سراسر گیتى نیز باشد، قرآن بر هر چه دارد برتر است .

پی نوشتها:
1- همان ، ص 21 .
2- سوره انبیاء، آیه 68 .
3- سوره صافات ، آیه 97 .
4- بحار، ج 68، ص 156 .
5- جامع اءحادیث الشیعه ، ج 15، ص 24 .
6- نهج البلاغه ، خطبه 110، بند 6 .
7- سوره اسراء، آیه 82 .
8- سوره یونس ، آیه 57 .
9- سوره احزاب ، آیه 32 .
10- سوره مائده ، آیه 52 .
11- نهج البلاغه ، خطبه 198، بند 25 .
12- جامع احادیث الشیعه ، ج 15، ص 7 .
13- همان ، ص 16 .
14- جامع احادیث الشیعه ، ج 15، ص 26 .

منبع: كتاب تسنیم تفسیر قرآن كریم ، جلد اول؛ مؤلف آیة الله جوادى آملى




طبقه بندی: قرآن و اهل بیت،
برچسب ها: اوصاف قرآن، قرآن در كلام اهل بیت،
[ یکشنبه 13 شهریور 1390 ] [ 01:55 ب.ظ ]
نظرات

در پست قبلی درباره چهار ویژگی قرآن صحبت كردیم، در این پست قصد داریم درباره چهار ویژگی دیگر قرآن از منظر اهل بیت عصمت و طهارت صحبت نماییم.
5- راه ربانى شدن انسان
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید: ما من مؤ من ، ذكر اءو اءنثى ، حر اءو مملوك الا و لله علیه حق واجب : اءن یتعلم من القرآن و یتفقه فیه . ثم قرء هذه الآیة : ( و لكن كونوا ربانیین بما كنتم تعلمون الكتاب(1) ؛ حق خداى سبحان بر همگان این است كه قرآن را فقیهانه فرا گیرند؛ زیرا قرآن كریم انسانها را به ربانى شدن فرا مى خواند و راه آن را نیز فراگیرى قرآن مى داند .
عالم ربانى كسى است كه هم پیوندى مستحكم با رب العالمین داشته باشد و هم انسانها را به خوبى بپروراند و گفتار امامان معصوم (علیهم السلام ): فنحن العلماء و شیعتنا المتعلمون(2) نیز براى تبیین مصداق كامل عالم ربانى است ، نه حصر آن در اهل بیت (علیهم السلام ) . البته كاملترین مصادیق عالم ربانى امامان (علیهم السلام ) هستند؛ اما راه ربانى شدن براى شاگردان آنان نیز باز است .
6- عامل صعود بهشتیان
مردى از حضرت سجاد (علیه السلام ) سؤ الاتى كرد و آن حضرت به آنها پاسخ داد . آن مرد به فكر طرح پرسش جدید افتاد، امام سجاد (علیه السلام ) فرمودند: مكتوب فى الانجیل : لا تطلبوا علم ما لا تعلمون و لما عملتم بما علمتم فان العالم اذا لم یعمل به لم یزده من الله الا بعدا ثم قال : علیك بالقرآن فان الله خلق الجنة بیده لبنة من ذهب و لبنة من فضة و جعل ملاطها المسك و ترابها الزعفران و حصاها اللؤ لؤ و جعل درجاتها على قدر آیات القرآن فمن قرء القرآن قال له اقرء وارق و من دخل منهم الجنة لم یكن اءحد فى الجنة اءعلى درجة منه ما خلا النبیین و الصدیقین(3)؛ در انجیل آمده است : تا به آموخته هاى پیشین خود عمل نكرده اید، دانش جدید مطلبید (زیرا معلوم مى شود علم را براى عمل نمى خواهید و ) علمى كه براى عمل نباشد عامل دورى از خداست . آنگاه فرمود: خداوند بهشت را با دست خود، خشتى از طلا و خشتى و از نقره آفرید و ملات آن را مشك و خاك آن را زعفران و ریگ آن را لؤ لؤ قرار داد و درجات بهشت را به اندازه آیات قرآن قرار داد . پس كسى كه ( در دنیا) قرآن خواند، خداوند به او مى فرماید: بخوان و بالا برو و كسى كه از آنان (اهل قرآن ) وارد بهشت شد، هیچ كس در درجه بهشت از او برتر نخواهد بود، مگر پیامبران و صدیقان .
حفص مى گوید: حضرت موسى بن جعفر (علیه السلام ) به مردى فرمودند: اتحب البقاء فى الدنیا ؛ آیا بقاى در دنیا را دوست مى دارى ؟ آن شخص ‍ كه از تربیت شدگان مكتب امامت بود، عرض كرد: آرى آن حضرت پرسیدند: چرا؟ عرض كرد: براى آن كه به قرائت سوره محبوب خود، (قل هو الله احد) بپردازم (4) . امام كاظم (علیه السلام ) پس از لحظه اى سكوت فرمودند: یا حفص !من مات من اءولیائنا و شیعتنا و لم یحسن القرآن علم فى قبره لیرفع الله به من درجته فان درجات الجنة على قدر آیات القرآن یقال له : اقراء وارق . فیقراءثم یرقى ؛ اگر از شیعیان ما، كسى قرآن را به خوبى فرا نگرفته باشد (چون به حقیقت آن ایمان دارد) در جهان برزخ ، قرآن به او تعلیم داده مى شود تا خداى سبحان با معرفت قرآن بر درجات او بیفزاید؛ زیرا درجات قرآن به اندازه آیات قرآن است . به قارى گفته مى شود: بخوان و بالا برو . او نیز مى خواند و بالا مى رود .
در جهان برزخ زمینه اى براى تكامل عملى نیست ، تا انسان با انجام كارى واجب یا مستحب به كمال برتر عملى برسد، ولى راه تكامل علمى باز است ؛ نظیر آنچه در رؤ یا براى روح معلوم مى شود و براى آگاهى به آن حركت فراگیرى از قبیل كوششهاى بدنى در زمان بیدارى راه ندارد و بسیارى از علوم و معارف دین در آن جا براى انسانها روشن و مشهود خواهد شد و چون عدد درجات بهشت به عدد آیات نورانى قرآن كریم است ، براى ترفیع درجات شیعیان ، ابتدا از تعلیم قرآن بهره مند خواهند شد و سپس با فرمان اقرا وارق مى خوانند و در درجات بهشت صعود مى كنند .
صعود در درجات بهشت پاداش قرائت در عالم آخرت نیست ؛ زیرا در عالم برزخ ، تكلیف و عمل مكلفانه كه جزا را به همراه داشته باشد نیست ، بلكه صعود بهشتیان در درجات بهشت ، همان ظهور انس با قرآن در دنیاست .

وبلاگ شهر قرآنی - Www.QoranCity.MihanBlog.Com


حفص مى گوید: فما رایت احدا اءشد خوفا على نفسه من موسى بن جعفر (علیهما السلام ) و لا ارجاء الناس منه و كانت قرائته حزنا فاذا قرء فكانه یخاطب انسانا (5)؛ در خوف و رجا كسى را همتاى موسى بن جعفر (علیه السلام ) نیافتم و قرائت او با حزن آمیخته بود هنگامى كه قرآن را قرائت مى كرد گویا با كسى سخن مى گفت و این ویژگى تلاوت متدبرانه است كه قارى متدبر خود را گاهى مخاطب خداوند مى یابد .
نحوه فراگیرى قرآن در میان اصحاب پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم بدین گونه تبیین شده است : كانوا یاخذون من رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم عشر آیات . فلا یاءخذون فى العشر الاخرى حتى یعلموا ما فى هذه من العلم و العمل(6)؛ آنان ده آیه از پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرا مى گرفتند و تا بر علم و عمل به آن واقف نمى گشتند، آیات بعدى را فرا نمى گرفتند .
7- درجه اى از نبوت
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) مى فرماید: من قرء القرآن فكاءنما اءدرجت النبوة بین جنبیه الا اءنه یوحى الیه (7) آن كس كه قرآن را قرائت كند، گویا نبوت در جان او ادراج شده است ، گرچه او وحیى دریافت نمى كند . قرائت قرآن شرایط خاصى دارد كه با رعایت آنها چنین آثارى مترتب خواهد شد؛ چنانكه قرائت در آیاتى مانند (قرء باسم ربك الذى خلق ) و (اقر و ربك الاكرم (8) ) نیز خواندن صرف نیست .
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم نیز مى فرماید: من قرء ثلث القرآن فكاءنما اءوتى ثلث النبوة و من قرء ثلثى القرآن فكاءنما اءوتى ثلثى النبوة و من قرء القرآن كله فكانما اءوتى تمام النبوة ثم یقال له : اقرء وارق بكل آیة درجة . فیرقى فى الجنة بكل آیة درجة حتى یبلغ ما معه من القرآن ثم یقال له : اقبض ‍ فیقبض ...فاذا فى یده الیمنى الخلد و فى الاءخرى النعیم (9)
پس از صعود مؤ من در درجات بهشت حكم جاودانگى در بهشت را در دست راست خود و نعم الهى را در دست چپ خود مى یابد و از این رو در دعاى وضو مى گوییم : اللهم اءعطنى كتابى بیمینى و الخلد فى الجنان بیسارى  (10)
8- عامل نورانیت
ابوذر (رضوان الله علیه ) از رسول اكرم صلى الله علیه و آله درخواست نصیحت كرد . آن حضرت فرمودند: تو را به تقواى الهى كه سرآمد همه امور است سفارش مى كنم .. ابوذر گفت : بیش از مرا نصیحت كنید . آن حضرت فرمودند: بر تو باد به تلاوت قرآن و كثرت یاد خدا؛ زیرا تلاوت قرآن ، عامل یاد تو در ملكوت و مایه نورانى شدن تو در زمین است : اءوصیك بتقوى اله فانه راءس الاءمر كله . قلت : زدنى . قال : علیك بتلاوة القرآن و ذكر الله كثیرا فانه ذكر لك فى السماء و نور لك فى الارض (11) قرآن كه خود ذكر خداست و یكى از القاب آن نیز ذكراست پیروان خود را در ملكوت بلند آوازه و در زمین نورانى مى كند .
مطلوبیت تلاوت قرآن محدود به پنجاه آیه در روز نیست و آنچه در برخى روایات آمده كه در هر روز پنجاه آیه تلاوت كنید بیان حد نهایى نیست ؛ زیرا دست كم قرائت پنجاه آیه پس از نماز صبح مطلوب است ؛ چنانكه حضرت امام رضا (علیه السلام)  مى فرماید: ینبغى للرجل اذا اصبح ان یقراء بعد التعقیب خمسین آیة (12)

پی نوشتها:

1- جامع احادیث الشیعه ، ج 15، ص 9 سوره آل عمران ، آیه 79 .

2- اصول كافى ، ج 1، ص 34 .
3- جامع احادیث الشیعه ، ج 15، ص 15 .
4- در یكى از جنگهاى صدر اسلام كه امیرالمؤ منین (علیه السلام ) از سوى رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرماندهى لشكر را بر عهده داشت ، پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم پس از بازگشت لشكر، از برخى سپاهیان گزارش سفر خواست و پرسید فرمانده لشكر خود را چگونه یافتید؟ آنان از مداومت حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام ) بر قرائت سوره توحید در نمازها، نزد پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم شكایت كردند . رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم از امیرالمؤ منین پرسیدند: درباره این گزارش چه مى گویید؟ حضرت امیرالمؤ منین در پاسخ عرض كرد: من تلاوت (قل هو الله احد) را دوست دارم (بحار، ج 89، ص 348 ) .

5- جامع احادیث الشیعه ، ج 15، ص 15 .
6- همان ، ص 27 .
7- همان ، ص 17 .
8- سوره علق ، آیات 1 و 3 .
9- جامع احادیث الشیعه ، ج 15، ص 17 .
10- بحار، ج 77، ص 319 .

11- جامع احادیث الشیعه ، ج 15، ص 19 .
12- جامع احادیث الشیعه ، ج 15، ص 20 .

منبع: كتاب تسنیم تفسیر قرآن كریم ، جلد اول؛ مؤ لف آیة الله جوادى آملى




طبقه بندی: قرآن و اهل بیت،
برچسب ها: اوصاف قرآن در نگاه اهل بیت، قرآن و اهل بیت،
[ سه شنبه 8 شهریور 1390 ] [ 11:42 ب.ظ ]
نظرات

در روایات معصومین (علیهم السلام ) اوصاف فراوانى براى قرآن ذكر شده است كه به برخى از آنها اشاره مى شود:
1- اولین مهمان خداى سبحان
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید: انا اول وافد على العزیز الجبار یوم القیامة و كتابه و اهل بیتى(1) در قیامت كه همه مخلوقها به خالق باز مى گردند: الا الى الله تصیر الامور (2)، اولین مهمانى كه بر خداى سبحان وارد مى شود، پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم و قرآن كریم و اهل بیت پیامبر است و چون چنین كثرت نورى با وحدت حقیقى هماهنگ است ، مى توان از مجموع انوار سه گانه به نور واحد و وافد فارد یاد كرد و گفت :اولین مهمان .
2- برترین مخلوق خداوند
همچنین آن حضرت مى فرماید: القرآن افضل كل شى ء دون الله فمن وقر القرآن فقد وقر الله و من لم یوقر القرآن فقد استخف بحرمة الله (3) قرآن كریم پس از خداى سبحان از هر چیزى برتر است . پس هر كس ‍ قرآن را بزرگ شمارد خدا را بزرگ شمرده و هر كس آن را بزرگ نشمارد، به حریم خداى سبحان استخفاف روا داشته است . قرآن كریم مراحل مختلفى دارد: در مرحله نازله ، عربى مبین است و در مرحله برتر، على حكیم : انا جعلناه قرانا عربیا لعلكم تعقلون و انه فى ام الكتاب لعلى حكیم (4) و بین این دو مرحله نیز مراتب متوسط است . قرآن حبل پیوسته و مستحكمى است كه یك سوى آن به دست خداى سبحان و سوى دیگر آن در دست انسانهاست و تمسك و اعتصام به حبل الله مایه سعادت و سیادت دنیا و آخرت است .
خداى سبحان به حاملان قرآن دستور بزرگداشت قرآن مى دهد و ثمره آن را محبوبیت خدا و خلق ذكر مى كند . پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید: یقول الله عزوجل : یا حملة القرآن تحببوا الى الله تعالى بتوقیر كتابه یزدكم حبا و یحببكم الى خلقه  (5)

وبلاگ شهر قرآنی - Www.QoranCity.MihanBlog.Com


شایان ذكر است كه ، قرآن مراتبى دارد؛ چنانكه ولایت رسول گرامى و اهل بیت (علیهم السلام ) نیز داراى مراتب است . مرتبه برین قرآن و ولایت نور واحد است و از این رو در آن جا سخن از فاضل و مفضول نیست . اگر كثرت مراتب ملحوظ شود، مرتبه برین قرآن از مرتبه نازل ولایت افضل است و تفصیل آن را در نوشتار دیگر راقم (على بن موسى الرضا و القرآن الحكیم ) مى توان یافت .
3- كتاب نجات بخش
معاذ بن حبل مى گوید: كنا مع رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم فى سفر فقلت یا رسول الله : حدثنا بما لنا فیه نفع . فقال : ان اردتم عیشالسعداء و موت الشهداء و النجاة یوم الحشر و الظل یوم الحرور و الهدى یوم الضلالة فادرسوا القرآن فانه كلام الرحمن و حرز من الشیطان و رجحان فى المیزان (6) ؛ در سفرى ملازم پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم بودیم . به آن حضرت عرض كردم براى ما سخن سودمندى بگویید . آن حضرت فرمودند: اگر زندگى سعادتمندانه ، مرگ شهیدانه ، نجات روز حشر، سایه روز سوزندگى و هدایت روز گمراهى مى طلبید، به درس قرآن بپردازید كه آن ، سخن خداى رحمان و سپرى در برابر شیطان و مایه سنگینى كفه عمل در میزان عدل است .
4- راهنماى بهشت
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید: تعلموا القرآن و اقرؤ وه و اعلموا انه كائن لكم ذكرا و ذخرا و كائن علیكم وزرا فاتبعوا القرآن و لا یتبعكم فانه من تبع القرآن تهجم به على ریاض الجنة و من تبعه القرآن زج قفاه حتى یقذفه فى جهنم (7)؛ قرآن را فرا گیرید و آن را قرائت كنید و بدانید كه قرآن نام شما را بلند مى كند و وسیله اى براى یاد خداست . قرآن هم ذخر (ذخیره ) است و هم وزر؛ اگر امام و پیشواى انسان بود براى او ذخیره نیكویى است و اگر كسى خود را امام و پیشواى قرآن قرار داد، قرآن بار سنگینى بر دوش او خواهد بود و او را از پشت به دوزخ مى افكند . حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام ) نیز درباره قرآن مى فرماید: هر كس ‍ قرآن را در پیش روى خود قرار داد، قائد او به سوى بهشت خواهد بود و هر كس آن را به پشت سر افكند، سائق او به سوى دوزخ خواهد بود: من جعله اءمامه ، قاده الى الجنة و من جعله خلفه ، ساقه الى النار  (8)

پی نوشتها:

1- جامع احادیث الشیعه ، ج 15،ص 6.

2- سوره شورى ، آیه 53.
3- جامع احادیث الشیعه ، ج 15، ص 7 .
4- سوره زخرف ، آیات 3 4 .
5- جامع احادیث الشیعه ، ج 15، ص 7 .
6- جامع احادیث الشیعه ، ج 15، ص 9 .
7- همان ، ص 10 .
8- بحار، ج 89، ص 17 .

منبع: كتاب تسنیم تفسیر قرآن كریم ، جلد اول؛ مؤ لف آیة الله جوادى آملى




طبقه بندی: قرآن و اهل بیت،
برچسب ها: اوصاف قرآن در نگاه اهل بیت، قرآن و اهل بیت،
[ سه شنبه 8 شهریور 1390 ] [ 10:59 ب.ظ ]
نظرات
دانشنامه قرآنی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
حمایت می كنیم