تبلیغات
شهر قرآنی

شهر قرآنی
تدبر در قرآن
ذكر امروز
همراه با كلام وحی

یكى دیگر از نكاتى كه در شناخت تحلیلى مى‏باید از قرآن استنباط كرد، تعیین و تشخیص مخاطبان قرآن است. در قرآن تعبیراتى نظیر هدى للمتقین،  هدى و بشرى للمؤمنین و لینذر من حى زیاد آمده است.اینجا مى‏توان سؤال كرد كه هدایت براى پرهیز كاروان لزومى ندارد زیرا آنها خود پرهیزكارند. از سوى دیگر در قرآن مى‏بینیم كه خود را چنین معرفى مى‏كند.
 

ان هوالاذكر للعالمین و لتعلمن نباه بعد حین (سوره ص آیه 87)
 

این قرآن نیست مگر مایه بیداى همه جهانیان و خبرش را بعد خواهید شنید.

پس آیا اینكتاب براى همه جهانیان است‏یا صرفا براى مومنین؟ باز در آیه دیگر پروردگار سبحان خطاب به پیامبر مى‏گوید:

و ما ارسلناك الا رحمة للعالمین (سوره انبیا آیه 107)

ما تو را نفرستادیم مگر آنكه رحمتى هستى براى عمه عالمیان. توضیح مفصل این مطلب آنجچا كه مبحث تاریخ در قرآن طرح بشود، ارائه خوهد شد. اما در اینجا باجمال باید گفت در آیاتى كه خطاب قرآن به همه مردم عالم است، در واقع مى‏خودهد بگوید قرآن اختصاص به قوم و دسته خاصى ندارد. هر كس بسمت قرآن بیاید نجات پیدا مى‏كند، و اما در آیاتى كه از كتاب هدایت بودن براى مؤمنین و متقین نام مى‏برد، مى‏خواهد این نكته را روشن كند كه در نهایت چه كسانى رو بسوى قرآن خواهند آورد و چه گروههایى از آن دورى خواهد گزید. قرآن از قوم خاص و قبیله معینى بعنوان علاقمندان و ارادتمندان خود یاد نمى‏كند. نمى‏گوید قرآن در تیول این یا آن قوم قرار دارد. قرآن بر خلاف سایر مكاتب انگشت روى منافع یك طبقه خاص نمى‏گذارد. نمى‏گوید مثلا صرفا براى تامین منافع فلان طبقه آمده است. مثلا نمى‏گوید تنها و تنها هدفش حمایت از طبقه كارگران است‏یا پشتیبانى از طبقه كشاورزان. قرآن در مورد خودش تاكید مى‏كند كه كتابى است براى برقرارى عدالت. درباره پیامبران مى‏گوید:

و انزلنا معهم الكتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط. (سوره حدید - آیه 25)

برهان - وبلاگ تخصصی قرآن كریم

قرآن قسط و عدالت را براى كل جامعه انسانى مى‏خواهد نه فقط براى این طبقه یا آن قوم و قبیله. قرآن براى جلب انسانها بسمت‏خود، برخلاف بعضى مكتبها مثل نازیسم، بر روى تعصبات آنها انگشت نمى‏گذارد. همچنین برخلاف برخى دیگر از مكتبها مثل ماركسیسم، بر روى منفعت طلبى و نفع پرستى انسانها تكیه نمى‏كند و آنها را از راه منافعشان بحركت در نمى‏آورد قرآن همانطور كه براى وجدان عقلى انسان اصالت قائل است، براى او یك اصالت وجدانى و فطرى نیز قائل است و بر اساس همان فطرت حق جویى و عدالت طلبى است كه انسانها را به سیر و حركت وامى‏دارد. و از اینرو پیامش منحصر به طبقه كارگر یا كشاورز یا محروم و مستضعف نمى‏شود. قرآن به ظالم و مظلوم، هر دو خطاب مى‏كند كه به راه حق بیایند. موسى، هم به بنى اسرائیل و هم به فرعون پیام خدا را ابلاغ مى‏كند و از آنها مى‏خواهد كه به پروردگار ایمان بیاورند و در راه او حركت كنند، حضرت محمد رسالت و دعوت خود را هم به سران قریش و هم به ابوذر و عمار عرضه مى‏كند. قرآن نمونه‏هاى متعددى از برانگیختن فرد علیه خودش و بازگشت از مسیر گرماهى و تباهى (توبه) ذكر مى‏كند. البته قرآن خود باین نكته توجه دارد كه بازگشت آنها كه در رفاه و تنعم بسر مى‏برند بمراتب دشوارتر از بازگشت محرومان و ستمدیدگان است.

گروه دوم به اقتضاى طبع در راه عدالت‏حركت مى‏كنند، اما گروه اول باید از منافع شخصى و گروهى خود صرفنظر و پاروى امیا و خواستهاى خود بگذارند.

قرآن مى‏گوید گروندگان به او آنها هستند كه روحشان پاك و تصفیه شده است. و این گروندگان صرفا بر اساس حقیقت‏جویى و عدالت طلبى كه فطرى هر انسانى است، به قرآن گرایش پیدا كرده‏اند نه به اقتضاى منافع و تمایلات مادى و جاذبه‏هاى دنیوى.

منبع: کتاب آشنایى با قرآن




طبقه بندی: آشتی با قرآن،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 03:02 ب.ظ ]

در تحلیل محتواى قرآن بهتر است كار را از اینجا شروع كنیم كه ببینیم قرآن خودش درباره خودش چه نظرى دارد و خود را چگونه معرفى مى‏كند؟ اولین نكته‏اى كه قرآن درباره خود مى‏گوید این است كه این كلمات و عبارات، سخن خداست. قرآن تصریح مى‏كند كه پیامبر انشاء كننده قرآن نیست بلكه آنچه توسط روح القدس یا جبرئیل باذن خدا بر او القاء شده است، بیان مى‏كند.
 

توضیح دیگرى كه قرآن دربراه خود مى‏دهد، معرفى رسالتش است كه عبارت از هدایت ابناء بشر و راهنمایى آنها براى خروج از تاریكى‏ها بسوى نور است.

كتاب انزلناه الیك لتخرج الناس من الظلمات الى النور... (سوره ابراهیم آیه 1)

بدون شك یكى از مصادیق این ظلمات، جهالتها و نادانى‏هاست و قرآن بشر را از این ظلمات به روشنائى علم مى‏برد. اما اگر ظلمتها تنها در نادانى‏ها خلاصه مى‏شد، فلاسفه هم مى‏توانستند این مهم را بانجام برسانند، لكن ظلمتهاى دیگر وجود دارد بمراتب خطرناكتر از ظلمتها منفعت‏پرستى و خودخواهى و هوى‏پرستى و ...

است كه ظلمهایى فردى و اخلاقى بحساب مى‏آید و نیز ظلمتهاى اجتاعى نظیر ستم و تبعیض و ... در عربى واژه ظلم كه معادل فارسى آن همان ستم است، از ماده ظلمت اخذ شده كه نشان دهنده نوعى تاریكى اجتماعى و معنوى است. مبارزه با این ظلمت‏ها بر عهده قرآن و سایر كتابهاى آسمانى است. قرآن خطاب به موسى بن عمران مى‏گوید:

... ان اخرج قومك من الظلمات الى النور... (سوره ابراهیم آیه 5)این تاریكى، همان تاریكى ستم فرعون و فرعونیان است و نور، نور آزادى و عدالت.

نكته‏اى كه اهل تفسیر به آن توجه كرده‏اند این است كه قرآن همواره ظلمات را جمع مى‏آورد و همراه با «الف‏» و «لام‏» كه افاده استغراق مى‏كند و شامل همه تاریكیها مى‏شود حال آنكه نور را مفرد ذكر مى‏كند و شامل همه تاریكیها مى‏شود حال آنكه نور را مفرد ذكر مى‏كند و معناى آن این‏است كه راه راست‏یكى بیشتر نیست‏حال آنكه مسیر انحراف و گمراهى، متعدد است. به همین ترتیب قرآن هدف خود را مشخص مى‏كند: پاره كردن زنجیرهاى جهل و گمراهى و ستم و تباهى اخلاقى و اجتماعى و در یك كلمه نابود كردن ظلمتها و هدایت بسمت عدالت و خیر و رشنائى و نور.

منبع: آشنایى با قرآن (متفكر شهید استاد مرتضى مطهرى )




طبقه بندی: آشتی با قرآن،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:57 ب.ظ ]

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

دانشنامه قرآنی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
تبلیغات متنی