تبلیغات
شهر قرآنی

شهر قرآنی
تدبر در قرآن
ذكر امروز
همراه با كلام وحی

آیات دوازده گانه سوره كهف (32ـ43)، سى و دومین مثل قرآنى مورد بحث را تشكیل مى دهد; خداوند متعال در این آیات مى فرماید:

وَ اضْرِبْ لَهُم مَثَلاً رَجُلَیْنِ جَعَلْنَا لاَِحَدِهِمَا جَنَّتَیْنِ مِنْ أعْناب و حَفَفْناهُما بِنَخْل وَ جَعَلْنا بَیْنَهُما زَرْعاً كِلْتَا الْجَنَّتَیْنِ ءَاتَتْ أُكُلَهَا وَ لَمْ تَظْلِم مِّنْهُ شَیْئاً وَ فَجَّرْنَا خِلَـلَهُمَا نَهَراً وَ كَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصاحِبِه وَ هُوَ یُحَاوِرُهُ أَنَاْ أَكْثَرُ مِنكَ مَالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ قَالَ مَآ أَظُنُّ أَن تَبِیدَ هذِهِ أَبَداً وَ مَآ أَظُنُّ السّاعَةَ قَآئِمَةً وَ لَئِن رُّدِدْتُّ إِلَى رَبِّى لاََجِدَنَّ خَیْراً مِّنْهَا مُنْقَلَباً قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَ هُوَ یُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِى خَلَقَكَ مِن تُرَاب ثُمَّ مِن نُّطْفَة ثُمَّ سَوّكَ رَجُلاً لَّـكِنَّاْ هُوَ اللّهُ رَبِّى وَ لاَأُشْرِكُ بِرَبِّى أَحَداً وَ لَوْ لاَ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَآءَ اللّهُ لاَ قُوَّةَ إلاَّ بِاللّهِ إِن تَرَنِ أَنَاْ أَقَلَّ مِنكَ مَالاً وَ وَلَداً فَعَسَى رَبِّى أَنْ یُؤْتِیَنِ خَیْراً مِّنْ جَنَّتِكَ وَ یُرْسِلَ عَلَیْهَا حُسبَاناً مِّنَ السَّمَآءِ فَتُصْبِحَ صَعِیداً زَلَقاً أَوْ یُصْبِحَ مَآؤُهَا غَوْراً فَلَن تَسْتَطِیعَ لَهُ طَلَباً وَ أُحِیطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ
 

یُقَلِّبُ كَفَّیْهِ عَلَى مَآ أَنْفَقَ فِیهَا وَ هِىَ خَاوِیَةٌ عَلى عُرُوشِهَا وَ یَقُولُ یا لَیْتَنِى لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّى أَحَدَاً وَ لَمْ تَكُن لَّهُ فِئَةٌ یَنْصُرُونَهُ مِن دُونِ اللّهِ وَ مَا كَانَ مُنْتَصِراً هُنَالِكَ الْوَلایَةُ لِلّهِ الْحَقِّ هُوَ خَیْرٌ ثَواباً وَ خَیْرٌ عُقْباً ;

اى پیامبر!  براى آنان مثالى بزن: آن دو مرد، كه براى یكى از آنها دو باغ از انواع انگورها قرار دادیم و گرداگرد آن دو باغ  را با درختان نخل پوشاندیم و در میانشان زراعت پربركتى قرار دادیم; هر دو باغ، میوه آورده بود،میوه هاى فراوان ، و چیزى فروگذار نكرده بود; و میان آن دو، نهر بزرگى جارى ساخته بودیم.

صاحب این باغ، درآمد فراوانى داشت; به همین جهت، به دوستش ـ در حالى كه با او گفتگو مى كرد ـ چنین گفت: «من از نظر ثروت از تو برتر و از نظر نفرات نیرومندترم!» و در حالى كه نسبت به خود ستمكار بود، در باغ خویش گام نهاد و گفت: «من گمان نمى كنم هرگز این باغ نابود شود! و باور نمى كنم قیامت برپا گردد! و اگر به سوى پروردگارم بازگردانده شوم و قیامتى در كار باشد ، جایگاهى بهتر از این جا خواهم یافت.

دوستِ با ایمانِ وى ـ در حال گفتگو با او ـ گفت: «آیا به خدایى كه تو را از خاك و سپس از نطفه آفرید و پس از آن تو را مرد كاملى قرار داد، كافر شدى؟! ولى من كسى هستم كه «اللّه» پروردگار من است و هیچ كس را شریك پروردگارم قرار نمى دهم.

چرا هنگامى كه وارد باغت شدى، نگفتى این نعمتى است كه خدا خواسته است؟! قوّت و نیرویى جز از ناحیه خدا نیست. و اگر مى بینى من از نظر مال و فرزند از تو كمترم ] مطلب مهمّى نیست 

شاید پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد; و مجازات حساب شده اى از آسمان  بر باغ تو فرو فرستد، به گونه اى كه آن را به زمین بى گیاه لغزنده اى مبدّل  كند.

و یا آب آن در اعماق زمین فرو رود، آن گونه كه هرگز نتوانى آن را به دست
آورى.

 به هر حال عذاب الهى فرا رسید، و تمام میوه هاى آن نابود شد; و او به خاطر هزینه هایى كه در آن صرف كرده بود، پیوسته دست هاى خود را به هم مى مالید ـ در حالى كه تمام باغ بر داربست هایش فرو ریخته بود ـ و مى گفت: «اى كاش كسى را همتاى پروردگارم قرار نداده بودم!

و گروهى نداشت كه او را در برابر عذاب خداوند یارى دهند و از خودش نیز نمى توانست یارى گیرد.

در آنجا ثابت شد كه ولایت و قدرت از آنِ خداوندِ بر حق است. اوست كه برترین ثواب و بهترین عاقبت را براى مطیعان دارد!

دورنماى بحث

مثالى كه در این دوازده آیه ـ كه از طولانى ترین مثل هاى قرآن است ـ بیان شده، مَثَل افراد مؤمن و كافر یا مَثَل افراد مستكبر و مستضعف است كه قرآن این دو گروه را به دو نفرى تشبیه كرده است كه یكى بسیار ثروتمند و مغرور به مال و ثروت خویش و دیگرى انسانى مستضعف، ولى مؤمن و خداشناس است، كه سرانجام به سبب ناسپاسى، تمام ثروت آن مرد مغرور نابود شد و این امر موجب بیدارى او از خواب غفلت گشت. در این مَثَل نكات ظریف و لطیفى نهفته است كه بدان خواهیم پرداخت.

ارتباط آیات مثل با آیات پیشین

چرا خداوند متعال، آیات دوازده گانه مَثَل را در این سوره در ضمن آیات (32ـ44) مطرح نموده است؟ آیا ارتباطى بین این آیات، و آیات گذشته وجود دارد؟

پاسخ : اگر به آیات قبل مراجعه كنیم، درمى یابیم كه آیات مذكور به هم مرتبط هستند و به همین سبب، بیان مثل فوق در این سوره لازم به نظر رسیده است.

از این رو، خداوند در آیه 28 همین سوره مى فرماید:

وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَوةِ وَ الْعَشِىِّ یُریدُونَ وَجْهَهُ وَ لاْ تَعْدُ عَیْناكَ عَنْهُمْ تُریدُ زینَةَ الْحَیَـوةِ الدُّنْیا وَ لا تُطِعْ مَنْ اَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَوَیهُ وَ كانَ اَمْرُهُ فُرُطاً

 پیامبر ما!  با كسانى باش كه پروردگار خود را صبح و عصر مى خوانند و تنها رضاى او را مى طلبند و هرگز به خاطر زیورهاى دنیا، چشمان خود را از آنها برمگیر! و از كسانى كه قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مكن، همانها كه از هواى نفس پیروى كردند و كارهایشان افراطى است!

در شأن نزول آیه شریفه بالا آمده است كه عدّه اى از ثروتمندان مشرك عرب به خدمت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) شرفیاب گشته، عرض كردند: «ما مایل هستیم كه جزء اصحاب و یاران شما به شمار آییم و به جرگه مسلمانان بپیوندیم و توحید و رسالت را بپذیریم; ولى در اطراف شما انسان هاى فقیر و نیازمندى وجود دارد كه براى ما ناخوشایند است در كنار آنها بنشینیم; زیرا آنها با ما تناسبى ندارند; سلمان ها، ابوذرها، صهیب ها، خبّاب ها و مانند آنان را از خود دور كن! این افرادِ پا برهنه آستین پاره را از گرد خود پراكنده ساز تا ما ثروتمندان بر گرد تو حلقه بزنیم!(1)»

بر همین اساس، آیه شریفه فوق ـ كه معیار و منطق اصلى اسلام را با خود به ارمغان آورده است ـ نازل شد و خداوند وظیفه پیامبر(صلى الله علیه وآله) را در این مسأله روشن ساخت.

شكستن ارزش هاى كاذب از اهداف انبیاست

از اهداف مهم پیامبران و اولیاى خداوند ـ مخصوصاً پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) ـ شكستن ارزش هاى كاذب بوده است; براى این كه در نظر مردم بت پرست عصر جاهلیّت، «ثروت و مال» بالاترین ارزش ها به شمار مى رفته و اكنون نیز در دنیاى ما، این ارزش كاذب حاكم است و تا زمانى كه این نوع ارزش ها بر جوامع حكومت كند،

دنیا به سامان نخواهد نشست.

آن هنگام كه حضرت رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله)مبعوث گشت و از دین نوپاى اسلام خبر داد، برخى از مشركان مكّه به یكدیگر گفتند:

بیایید خبر جدیدى برایتان داریم! كودكى یتیم و بى مال و ثروت ادّعاى نبوّت و رسالت از سوى خداوند مى كند! مگر این مسأله امكان دارد! اگر قرار بود خداوند كسى را به سوى ما بفرستد، چرا از میان این همه ثروتمندان مكّه و طائف كسى را انتخاب نكرد! (وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُل مِنَ الْقَرْیَتَیْنِ عَظیم(2))

علّت این كه مشركان مكّه این سخن را مى گفتند، این بود كه بالاترین ارزش در نزد آنها مال و ثروت بود. هنگامى كه حضرت موسى(علیه السلام) فرعون را به دین الهى دعوت كرد، فرعون در حالى كه به وضع ظاهرى موسى(علیه السلام) مى نگریست، با خنده گفت: «مگر چوپان هم پیامبر مى شود! من با این همه ثروت و قدرت، تسلیم یك چوپان بشوم!»

آرى! قدرت و ثروت، ارزش والاى آن مردم به شمار مى رفت و پیامبران براى شكستن این ارزش هاى نادرست مبعوث شدند. قرآن مجید در آیات متعدّدى از یك سو، دنیا و ارزش هاى دنیایى، همچون مال و ثروت و فرزند را، بازیچه مى شناسد(3) و از سوى دیگر، ارزش حقیقى و واقعى را تقوا معرّفى مى كند.(4)

از این رو، خداوند در سوره زخرف آیه 33 مى فرماید:

«اگر مردم گمراه نمى گشتند، ما به كفّار آن قدر پول و ثروت مى دادیم كه سقف هاى خانه هاشان را از نقره بسازند و نردبان هاى نقره اى درست كنند، تا بدانید پول و ثروت ارزش واقعى نیست!»

در آیه 53 همین سوره نیز آمده است كه فرعون درباره نبوّت حضرت موسى(علیه السلام) به

اطرافیان و دربارى ها و مردم مصر گفت: «اگر موسى راست مى گوید چرا دستبندهاى طلا به او داده نشده است!» یعنى پیامبر باید ثروتمند باشد!

پیامبران مبعوث گشتند تا این توهّمات باطل را از بین ببرند و این ارزش هاى دروغین را بشكنند; آیه شریفه مَثَل نیز براى شكستن این ارزش هاى كاذب نازل شده است.

«وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَوةِ وَ الْعَشِىِّ یُریدُونَ وَجْهَهُ»

پیامبر ما ! تو باید با سلمان ها، ابوذرها، بلال ها، صهیب ها و مانند آنها بسازى! زیرا این گونه افراد، كسانى هستند كه صبح و شام به درگاه خداوند روى مى آورند و در مقابل خداوند به خاك مى افتند. اگرچه این افراد، پاهایشان برهنه و انسان هاى فقیر و بى چیزى هستند; ولى قلب آنها مملوّ از نور ایمان و معرفت خداوند بزرگ است.

«وَ لا تَعْدُ عَیْناكَ عَنْهُمْ تُریدُ زینَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ لا تُطِعْ مَنْ اَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا.»

از این مسلمانان پاك باخته چشم بر مدار! مبادا زینت حیات دنیا، ثروت و اموال ثروتمندان، زرق و برق دنیاى آنان، تو را بفریبد! از این گونه افراد كه قلبشان از یاد ما غافل است، اطاعت و پیروى مكن!

«وَ اتَّبَعَ هَوَیهُ وَ كانَ اَمْرُهُ فُرُطاً»

این ثروتمندان تابع هوى و هوس خویش هستند و تمام كارهایشان افراط و تفریط است!

از این آیه شریفه استفاده مى شود كه اسلام از آنِ مستضعفان و زجركشیدگان است، نه ثروتمندان و خودبرتربینان!

این منطق براى برخى تعجّب آور بود; به همین جهت براى رفع این تعجّب و حیرت، خداوند براى افراد مستكبر و مستضعف مثالى زد تا مسأله براى همگان كاملاً روشن شود.

پی نوشتها:

1- 1- تفسیر نمونه، جلد 15، صفحه 414

2- سوره زخرف، آیه 31

3- این مضمون در آیات متعدّدى، از جمله آیه 32 سوره انعام، 64 سوره عنكبوت، و 36 سوره محمّد، آمده است

4- سوره حجرات، آیه 13

منبع: کتاب مثالهاى زیباى قرآن، جلد دوم

ادامه دارد................




طبقه بندی: مثل های قرآنی،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 01:41 ب.ظ ]
دانشنامه قرآنی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
حمایت می كنیم