شهر قرآنی
تدبر در قرآن
ذكر امروز
همراه با كلام وحی

مطابق نص صریح قرآن مجید، نوح پیغمبر مدت 950 سال در میان قوم زیست و به تبلیغ و راهنمایى آنان پرداخت (1)   نوح پیغمبر مردم را سرزنش ‍ مى كرد كه چرا ایمان به خداى یكتا نمى آورند و از سنگ ، بت ساخته و آنها را پرستش مى كنند؟
عمر نوح در روایات اسلامى افزون از هزار سال بوده است . در مدت 950 سال ماءمور تبلیغ خلق بوده و هدایت قوم را به عهده داشته است . مردم آن روز با اینكه هنوز تعداد زیادى نبوده اند مع الوصف بر اثر هواخواهى و سركشى نفس در شرك و بت پرستى و فساد اخلاق فرو رفته بودند .
نوح از یك خانواده شهرى ، زنى به همسرى گرفت . این زن اگرچه پاكدامن بود ولى یك عادت ناپسند داشت كه به همان سبب نیز قرآن مجید او را توبیخ و ملامت كرده است . زن نوح اسرار خانه را به خارج مى برد و از شوى خود به این و آن شكایت مى نمود .
زن نوح با همه تبلیغات پیگیر و طولانى همسرش پیغمبر خدا، كافر بود و ایمان به خداى یگانه نداشت . او نیز تحت تاءثیر انحراف فكرى مردم محیط از اینكه مبداء عالم را خداى خالق توانا و آفریدگار لایزال بداند امتناع مى ورزید و در مقابل نصایح مشفقانه و تذكرات خیرخواهانه نوح پیغمبر، سرپیچى مى نمود. مردم در غفلت و بى خبرى به سر مى بردند، نه درباره فلسفه خلقت و آفرینش خود مى اندیشیدند و نه از اعتقاد خرافى و كردار ناپسند و رفتار زشت خود احساس شرمسارى مى نمودند .
سالهاى سال سپرى شد و قوم نوح همچنان در معصیت و نافرمانى الهى فرو رفته بودند و نسبت به وضعى كه داشتند شادى مى كردند. در طول این مدت دراز تعداد كسانى كه به نوح گرویدند و دعوت او را اجابت نمودند، به صد نفر نرسید! زن نوح نیز همرنگ جماعت شده بود و از اینكه یكتاپرست باشد سرباز مى زد. او علاوه به شوهر خود نیز خیانت مى نمود و پاس احترام او را نگاه نمى داشت . زن نوح به میان قوم مى آمد و آنان را از پذیرش دعوت همسرش نوح برحذر مى داشت و مى گفت : او پیر شده و قدرت تعقل و تفكر خود را از دست داده است ! گوش به او ندهید كه عقل درستى ندارد !!
در نتیجه نوح نه تنها از اینكه پس از سالهاى متمادى و تبلیغات دامنه دار قومش همچنان در گمراهى فرو رفته بودند، رنج مى برد بلكه خیانت همسرش و اینكه وى نیز با گمراهان همفكر است حتى آنان را به گمراهى بیشتر تشویق هم مى كند، رنج بیشتر مى برد. این وضع چندان ادامه پیدا كرد تا سرانجام حوصله نوح به سر آمد .
او دیگر از اصلاح قوم و به راه آمدن آنان ماءیوس شد و دعوت خود را بى نتیجه دید. نوح قوم گناهكار و بى بندوبار را نفرین نمود و عرض كرد : خدایا! تمام این مردم كافر و بى دین را نابود گردان و یك نفر از آنان را در روى زمین باقى مگذار (2)
البته این هنگامى بود كه نوح همه چیز را به قوم خود گفت ولى قوم در خود سرى ولجبازى و شرارت و نافرمانى كه پیش گرفته بودند اصرار ورزیدند . خداوند ماجراى نصایح نوح و سخنان نافذ و سازنده او را در قرآن مجید در سوره نوح بدینگونه به تفصیل شرح مى دهد : ما نوح را به سوى قوم فرستادیم و گفتیم كه قوم خود را از نافرمانى ما بیم ده ، پیش از آنكه عذاب ما آنان را فرا گیرد
نوح هم به سوى قوم آمد و گفت : اى قوم ! من براى هدایت و بیم دادن شما از عذاب الهى آمده ام ، آمده ام كه به شما بگویم خداى یگانه را پرستش كنیدو از كیفر او بر حذر باشید و اطاعت ذات مقدسش را گردن نهید تا شما را بیامرزد . بدانید كه چون مرگتان در رسد، چیزى جلو آن را نمى گیرد و چون با این همه پند و اندرز باز هم از خواب غفلت بیدار نشدند و ترتیب اثرى به مواعظ نوح ندادند نوح گفت : خدایا! من قوم خود را شب و روز دعوت به دین حق كردم ولى آنان به جاى اینكه گوش فرا دهند،دسته دسته گریختند .
هر وقت آنان را دعوت نمودم (تا به راه بیایند) و توایشان را بیامرزى ، انگشتان خود را در گوشها نهادند و خود را پوشاندند تا سخنان مرا نشنوند! از پذیرش سخنانم سرباز زدند و تكبر ورزیدند .
آنان را آشكارا دعوت نمودم و همه چیز را برایشان بیان كردم و گفتم در پیشگاه الهى توبه كنید كه خداى عالم بخشنده است ولى سرانجام تمامى زحمات مرا نادیده گرفته و به راهى رفتند كه جز زیان ، طرفى نبستند .
خدایا! آنان بسیارى از مردم را گمراه نمودند. من دیگر امیدى به هدایتشان ندارم . آنان به خود و دیگران ستم نمودند و هر چه بیشتر بمانند گمراهتر و ستمكارتر مى شوند :
اگر آنان را باقى گذارى بندگانت را گمراه مى كنند و نسلى هم كه از آنان باقى بماند همگى آلوده و كافر خواهند بود (3)
خدایا! مرا و پدر و مادرم را و هر كس كه ایمان بیاورد و به خانه من در آید و مردان و زنان با ایمان را بیامرز و ستمگران را از روى زمین برانداز (4)
مصیبت بزرگ نوح این بود كه گذشته از همسرش ، پسر او نیز رنگ محیط به خود گرفته و در میان مردم گمراه ، گمراه شده بود. نوح نه تنها در معرض ریشخندقوم نادان و جسوربود بلكه در خانه هم راه احتیاط را نگاه مى داشت .
سرانجام خداوند نفرین نوح را پذیرفت و دستور داد كه چون دیگر در بقاى قوم سركش و هوا پرست ، امیدى نیست ، كشتى بساز و خود و تمام پیروان و معتقدانت در آن قرار گیرید ولى ستمگران را به حال خود رها كن و از من مخواه كه آنان را نجات دهم چون همه باید غرق شوند .
همینكه فرمان خدا براى نابودى قوم صادر شد و آب از مخازن زمینى جوشیدن گرفت ، خداوند فرمود : اى نوح ! (چون طوفان همه چیز را نابود مى كند) از جنس آدمیان و سایر جانداران یك جفت نر و ماده و بستگانت را به كشتى بیاور جز آن كس (زن و فرزند نوح ) كه قبلا خدا فرموده است باید هلاك شوند. و هر كس كه ایمان آورده باشد نیز به كشتى بیاور ولى جز عده كمى به وى ایمان نیاورده بودند (5)
طوفان نوح سراسر جهان یا قلمرو تبلیغاتش را فرا گرفت . رعد و برقى آمد و از آسمان مانند آبشار باران بارید. با یك زلزله نیز انفجارهایى در زمین پدید آمد و دهن چاههاى زمینى گشوده شد و آب فواره وار از آن جوشید. آب همه بلندیها و پستیها،شهرها،قریه ها و زمینها را فرا گرفت و همه را نابودگردانید .
در این طوفان جهانى ، فقط نوح و سرنشینان كشتى جان به سلامت بردند. زن نوح و پسر او كه هر دو از گمراهان و كافران بودند نیز با سایر ستمگران هلاك شدند و نام ننگى از خود به یادگار گذاردند .

پی نوشتها:

1- فَلَبِثَ فی هِمْ اَلْفَ سَنَةٍ اِلاّ خَمْسی نَ عاماً (سوره عنكبوت ، آیه 14 (
2- وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى اْلاَرْضِ مِنَ الْكافِری نَ دَیّارًا (سوره نوح ، آیه 26 (
3- اِنَّكَ اِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا یَلِدوُا اِلاّ فاجِرا كَفّارا (سوره نوح ، آیه 27 )
4- رَبِّ اغْفِرْلى وَلِوالِدَىَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَیْتِىَ مُؤْمِنا وَ لِلْمُؤْمِنی نَ وَاْلمُؤْمِناتِ وَ لاتَزِدِ الظّ الِمی نَ اِلاّتَبارا (سوره نوح ، آیه 28)
5- حَتّى اِذاجاءَ اَمْرُنا وَفارَالتَّنُّورُ قُلْنَا احمِلْ فی ها مِنْ كُلِّ زَوْجَیْنِ اثْنَینِ وَ اَهلَكَ اِلاّمَنْسَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ ا مَنَ وَ ما امَنَ مَعَهُ اِلاّ قَلی لٌ (سوره هود، آیه 40)  

منبع: کتاب زن در قرآن




طبقه بندی: زن در قرآن،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 01:39 ب.ظ ]
دانشنامه قرآنی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
حمایت می كنیم