شهر قرآنی
تدبر در قرآن
ذكر امروز
همراه با كلام وحی

شما خواننده گرامى باید توجه كنى كه قطعا سخن درست محكم و استوارى كه به دلائل قطعى از عقلى و نقلى مسلم و روشن شده این عقیده است كه هر آن چه از قرآن كریم در دسترس مردم هست تمامش چیزهائى است كه خداوند بلند مرتبه بر پیامبرش آخرین برانگیختگان ، حضرت محمد بن عبدالله (ص ) فرو فرستاده ، و هیچگونه كم و زیادى در آن نشده و دلیل این عقیده این است كه :
1- اندازه سوره هاى قرآن كه یكصد و چهارده تاست بدون تردید از دوران خود رسول خدا (ص ) تا كنون تغییر نیافته است .
2- ترتیب و در جاى خود قرار دادن آیات و سوره ها، به دستور شارع مقدس بوده كه كسى حق چون و چرا در آن را ندارد، و یقینا به دستور پیامبر (ص ) بوده و همانگونه كه جبرئیل امین وحى خدا به فرمان پروردگارش به او خبر داده ، تنظیم گردیده است .
3- در زمان زندگى پیامبر خدا پیش از آن كه جهان فانى را بدرود گوید مردم سوره ها را با نامهاى ویژه شان مى شناختند .
4- سرح ریزى حروف و علائم ، و صورت سازى خطوط در قرآن مجید طبق همان طرحى است كه از نوشته هاى نویسندگان وحى در دوره پیامبر نمونه بردارى شده است .
5- علت آن كه در آغاز نهمین سوره قرآن برائت آیة بسم الله الرحمن الرحیم نوشته نشده ، آن است كه : چنانكه با یكصد و سیزده سوره دیگر غیر آن یكباره نازل شده با این سوره نازل نگردیده است .
6- بسم الله الرحمن الرحیم جزء هر سوره است همانگونه كه جزء آیه اى از سوره 27 نمل مى باشد (1)
7- اخبار و آثارى كه گویاى آن است كه عده زیادى از یاران پیغمبر در دوران آن حضرت یا بعد از درگذشت آن بزرگوار قرآن را گرد آورده اند مانند آن كه گویند: در دوره خلافت ابوبكر آیات پراكنده قرآن جمع آورى شده مقصود آن نیست كه آنان آیات را در سوره ها مرتب نمودند.در مورد ترتیب سوره ها نیز بزودى به تحقیق خواهیم پرداخت . همه این مطالب را كه یاد آور شدیم عقیده اهل تحقیق از دانشمندان پیرو ائمه اطهار است كه بهشت خداجایگاهشان باد و جز آنان برخى از علماء اهل تسنن نیز به آن معتقد مى باشند و هر كه عقیده اى بر خلاف آن را برگزیده بدون بصیرت بوده و سخن بیهوده اى گفته و به كوره راهى گام نهاده است . لازم به تذكر است اگر مى خواستم در هر یك از عناوین فوق همه دلائل آن را مفصلا یادآورى نمائیم و بطلان گفته مخالف را بیاوریم نوشته ما به درازا مى كشید، و سخن رویاروى ما پراكنده مى گشت و گرفتارى ما افزون مى گشت ، بدین جهت مختصرى از دلایل هر یك از آن عناوین را مى آوریم و به خواست خدا براى آن كه در قفسه سینه دلى سالم دارد بسنده خواهد بود .

پی نوشتها:

1- انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم ؛ النمل 27

منبع: کتاب قرآن هرگز تحریف نشده




طبقه بندی: شبهات قرآنی،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:39 ب.ظ ]

طفیل بن عمرو كه شاعر شیرینِ زبان خردمندى بود و در میان قبیله خود، نفوذ كلمه داشت، زمانى وارد مكه گردید.اسلام آوردن مردى مانند طفیل، براى قریش بسیار گران بود، از همین رو سران قریش و بازیگران صحنه سیاست، گرد او را گرفتند و گفتند: این مردى كه كنار كعبه نماز مىگزارد، با آوردن آیین جدید، اتحاد ما را بر هم زده و با سحر بیان خود سنگ تفرقه میان ما افكنده است! مىترسیم میان قبیله شما نیز دو دستگى بیفكند.چه بهتر كه با وى سخن نگویى!طفیل مىگوید: سخنان آنها چنان مرا بیمناك كرد كه از ترس تأثیر سحر بیان او تصمیم گرفتم با او سخن نگویم و سخن او را هم نشنوم.و براى جلوگیرى از نفوذ سحر او هنگام طواف، پنبه در گوشهاى خود كردم تا مبادا زمزمه قرآن و نماز او به گوش من برسد.بامدادان در حالى كه پنبه داخل گوشهاى خود نموده بودم وارد مسجد شدم و هیچ مایل نبودم سخنى از او بشنوم.نمىدانم چطور شد كه یكباره كلام بسیار شیرین و زیبایى به گوشم رسید و بیش از حد، احساس لذت نمودم.با خود گفتم مادر در سوگت نشیند! تو كه یك مردى سخنپرداز و خردمندى، چه مانع دارد سخن این مرد را بشنوى تا هر گاه نیك باشد بپذیرى و اگر زشت باشد آن را رد كنى!  

پس براى اینكه آشكارا با آن حضرت تماس نگیرم مقدارى صبر كردم تا پیامبر راه خانه خود را پیش گرفت و وارد خانه شد.من نیز اجازه خواسته، وارد شدم و ماجراى خود را از آغاز تا پایان بازگو كردم و گفتم قریش درباره شما چنین مىگویند و من در آغاز تصمیم نداشتم با شما ملاقات كنم ولى تلاوت قرآن شما مرا به سویتان جلب كرد.اكنون مىخواهم حقیقت آیین خود را براى من تشریح كنى و اندكى قرآن براى من بخوانى! رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آیین خود را بر او عرضه داشت و مقدارى قرآن خواند.طفیل مىگوید: به خدا سوگند كلامى زیباتر از آن نشنیده و آیین معتدلتر از آن ندیده بودم.به حضرتش عرض كردم: من در میان قبیله خود فردى سرشناس و با نفوذى هستم و براى نشر آیین شما فعالیت مىكنم.ابن هشام گوید: طفیل تا روز حادثه خیبر میان قبیله خود بود به نشر آیین اسلام اشتغال داشت و در همان حادثه با هفتاد، هشتاد خانواده مسلمان به پیامبر(صلى الله علیه وآله) پیوست و در اسلام خود همچنان پایدار بود تا اینكه پس از درگذشت پیامبر به عصر خلفا در جنگ یمامه شربت شهادت نوشید.

منبع: کتاب چهل داستان از عظمت قرآن كریم




طبقه بندی: جلوه هائى از نور قرآن،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:38 ب.ظ ]

1- انسان خلیفه‏ء خدا در زمین است .
"
روزی كه خواست او را بیافریند ، اراده خویش را به فرشتگان اعلام‏ كرد . آنها گفتند :
آیا موجودی می‏آفرینی كه در زمین تباهی خواهد كرد و خون خواهد ریخت ؟ او گفت : من چیزی می‏دانم كه شما نمی‏دانید " ( (1
"
اوست كه شما انسانها را جانشینهای خود در زمین قرار داده تا شما را در مورد سرمایه‏هایی كه داده است در معرض آزمایش قرار دهد " ( 2)
2- ظرفیت علمی انسان بزرگترین ظرفیتهایی است كه یك مخلوق ممكن است‏ داشته باشد .
"
تمام اسماء را به آدم آموخت ( او را به همه‏ء حقایق آشنا ساخت ( . آنگاه از فرشتگان ) موجودات ملكوتی ) پرسید : نامهای اینها را بگویید چیست . گفتند : ما جز آنچه تو مستقیما به ما آموخته‏ای نمی‏دانیم ( آنچه‏ را تو مستقیما به ما نیاموخته باشی ما از راه كسب نتوانیم آموخت ( . خدا به آدم گفت : ای آدم ! تو به اینها بیاموز و اینها را آگاهی ده . همینكه آدم فرشتگان را آموزانید و آگاهی داد ، خدا به فرشتگان گفت : نگفتم كه من از نهانهای آسمانها و زمین آگاهم ( می‏دانم چیزی را كه حتما نمی‏دانید ) و هم می‏دانم آنچه را شما اظهار می‏كنید و آنچه را پنهان‏ می‏دارید ؟ " (3)
3- او فطرتی خدا آشنا دارد ، به خدای خویش در عمق وجدان خویش آگاهی‏ دارد . همه‏ء انكارها و تردیدها ، بیماریها و انحرافهایی است از سرشت‏ اصلی انسان .
"
هنوز كه فرزندان آدم در پشت پدران خویش بوده ( و هستند و خواهند بود ) خداوند ( با زبان آفرینش ) آنها را بر وجود خودش گواه گرفت و آنها گواهی دادند " ( 4)
"
چهره‏ء خود را به سوی دین نگه‏دار ، همان كه سرشت خدایی است و همه‏ء مردم را بر آن سرشته است " (5)
4- در سرشت انسان علاوه بر عناصر مادی كه در جماد و گیاه و حیوان وجود دارد ، عنصری ملكوتی و الهی وجود دارد . انسان تركیبی است از طبیعت و ماورای طبیعت ، از ماده و معنی ، از جسم و جان
"
آن كه هر چه را آفرید نیكو آفرید و آفرینش انسان را از گل آغاز كرد ، سپس نسل او را از شیره‏ء كشیده‏ای كه آبی پست است قرارداد ، آنگاه او را بیاراست و از روح خویش در او دمید " (6)
5- فرینش انسان ، آفرینشی حساب شده است ، تصادفی نیست . انسان‏ موجودی انتخاب شده و برگزیده است .
"
خداوند آدم را بر گزید و توبه‏اش را پذیرفت و او را هدایت كرد (7)

6- او شخصیتی مستقل و آزاد دارد ، امانتدار خداست ، رسالت و مسؤولیت دارد ، از او خواسته شده است با كار و ابتكار خود زمین را آباد سازد و با انتخاب خود یكی از دو راه سعادت و شقاوت را اختیار كند " همانا امانت خویش را بر آسمان و زمین و كوه‏ها عرضه كردیم ، همه از پذیرش آن امتناع ورزیدند و از قبول آن ترسیدند ، اما انسان بار امانت‏ را به دوش كشید و آن را پذیرفت . همانا او ستمگر و نادان بود " (8)  
" ما انسان را از نطفه‏ای مركب و ممزوج آفریدیم تا او را مورد آزمایش‏ قرار دهیم ، پس او را شنوا و بینا قرار دادیم . همانا راه را به او نمودیم ، او خود یا سپاسگزار است و یا كافر نعمت . یا راه راست را كه نمودیم خواهد رفت و به سعادت خواهد رسید و یا كفران نعمت كرده ، منحرف می‏گردد " (9)
7- او ازیك كرامت ذاتی و شرافت ذاتی بر خوردار است ، خدا او را بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری داده است . او آنگاه خویشتن واقعی خود را درك و احساس‏می‏كند كه این كرامت و شرافت را در خود درك كند و خود را برتر از پستیها و دنائتها و اسارتها و شهوترانیها بشمارد .
"
همانا ما بنی آدم را كرامت بخشیدیم و آنان را بر صحرا و دریا ) خشك و تر ) مسلط كردیم و بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری دادیم (10)
8- او از وجدانی اخلاقی برخوردار است ، به حكم الهامی فطری زشت و زیبا را درك می‏كند
"
سوگند به نفس انسان و اعتدال آن ، كه ناپاكیها و پاكیها را به او الهام كرد (11)
9- او جز با یاد خدا با چیز دیگر آرام نمی‏گیرد . خواستهای او بی‏ نهایت است ، به هر چه برسد از آن سیر و دلزده می‏شود مگر آنكه به ذات‏ بی حد و نهایت ( خدا ) بپیوندد .
"
هماناتنها بایاد او دلها آرام می‏گیرد " (12)
"
ای انسان ! توبه سوی پرورد گار خویش بسیار كوشنده هستی و عاقبت او را دیدار خواهی كرد " (13)
10- نعمتهای زمین برای انسان آفریده شده است .
"
همانا اوست كه آنچه در زمین است برای شما آفرید " (14)
"
آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است مسخر او قرار داده است پس‏ او حق بهره‏گیری مشروع همه‏ء اینها را دارد " (15)
11- او را برای این آفرید كه تنها خدای خویش را پرستش كند و فرمان‏ او را بپذیرد . پس او وظیفه‏اش اطاعت امر خداست .
"
همانا جن و انس را نیافریدیم مگر برای اینكه مرا پرستش كنند (16)
12- او جز در راه پرستش خدای خویش و جزبا یاد او خود را نمی‏یابد ،

و اگر خدای خویش را فراموش كند خود را فراموش می‏كند و نمی‏داند كه‏ كیست و برای چیست و چه باید كند و كجا باید برود .
"
همانا از آنان مباشید كه خدا را فراموش كردند و خداوند خودشان را ازیاد خودشان برد " (17)
13- او همینكه از این جهان برود و پرده‏ء تن كه حجاب چهره‏ء جان است‏ دور افكنده شود ، بسی حقایق پوشیده كه امروز بر او نهان است بروی آشكار گردد .
"
همانا پرده را كنار زدیم ، اكنون دیده‏ات تیز است " (18)
14- او تنها برای مسائل مادی كار نمی‏كند ، یگانه محرك او حوایج مادی‏ زندگی نیست . او احیانا برای هدفها و آرمانهایی بس علی می‏جنبد و می‏جوشد او ممكن است كه از حركت و تلاش خود جزر رضای آفریننده ، مطلوبی دیگر نداشته باشد .
"
ای نفس آرامش یافته ! همانا به سوی پرورد گارت باز گرد با خشنودی‏ متقابل : تو از او و او از تو خشنود " (19) .
"
خداوند به مردان و زنان با ایمان باغها و عده كرده است كه در آنها نهرها جاری است ، جاویدان در آنجا خواهند بود و هم مسكنهای پاكیزه ، اما خشنودی خدا از همه‏ء اینها برتر و بالاتر است . آن است رستگاری بزرگ (20)
بنابر آنچه گفته شد از نظر قرآن انسان موجودی است برگزیده از طرف‏ خداوند ، خلیفه و جانشین او در زمین ، نیمه ملكوتی و نیمه مادی ، دارای فطرتی خدا آشنا ، آزاد ، مستقل ، امانتدار خدا و مسؤول خویشتن و جهان ، مسلط بر طبیعت و زمین و آسمان ، ملهم به خیر و شر، و جودش از ضعف و ناتوانی آغاز می‏شود و به سوی قوت و كمال سیر می‏كند و بالا می‏رود اما جز در بارگاه الهی و جز با یاد او آرام نمی‏گیرد ، ظرفیت‏ علمی و عملی‏اش نا محدود است ، از شرافت و كرامتی ذاتی بر خوردار است‏، احیانا انگیزه هایش هیچ گونه رنگ مادی و طبیعی ندارد ، حق بهره گیری‏ مشروع از نعمتهای خدا به او داده شده است ولی در برابر خدای خودش و ظیفه دار است .
پی نوشتها:

1- بقره 30
2- انعام 165

3- بقره  31 - 33
4- اعراف 172
5- روم 43
6- الم سجده  7 - 9
7- طه 121

8- احزاب 72
9- دهر 3
10- اسراء 70

11- شمس  8 و . 9
12- رعد 28
13- انشقاق 6
14- بقرش 29
15- جاثیة 13
16- ذاریات 56

17- حشر 18
18- ق 22
19- فجر 28
20- توبه 72

منبع: کتاب مقدمه‏ای بر جهان بینی اسلامی جلد جهارم




طبقه بندی: انسان در قرآن،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:37 ب.ظ ]

خواندن قرآن داراى احكام و آداب فراوان است كه اكنون به برخى از آن ها اشاره مى كنیم:

1. احترام گذاشتن به قرآن و برگه هاى آن لازم و واجب است.

2. بدون وضو یا طهارت نباید دست یا عضوى دیگر از بدن خود را به نوشته هاى قرآن برسانیم.

3. اگر قرآن به زبان فارسى یا زبانى دیگر ترجمه شده باشد، تماس دست یا عضوى دیگر از بدن با آن ـ بدون وضو یا طهارت ـ اشكال ندارد وجایز است. البتّه اگر در ترجمه قرآن نام خدا یا پیغمبران یا امامان یا حضرت فاطمه زهرا(علیهم السلام) وجود داشته باشد، نیز نباید دست یا عضوى دیگر از بدن را ـ بدون وضو یا طهارت ـ به آن نام ها برسانیم.
 

4. در هر یك از چهار سوره سَجده (آیه 15) و سوره فُصِّلَت (آیه 37) و سوره نَجم (آیه 62) و سوره عَلَق (آیه 19) یك آیه سجده وجود دارد. در قرآن، كنار این آیه ها عبارت «سجده واجبه» نوشته شده است. هر گاه انسان این آیه ها را بخواند یا به آن ها گوش دهد، باید فوراً سجده كند. اگر كسى این كار را فراموش كند، باید هر لحظه كه آن را به یاد بیاورد، سجده كند.

5. براى خواندن قرآن، لباس پاكیزه بپوشیم; وضو بگیریم; مسواك بزنیم; عطر بمالیم; و رو به قبله بنشینیم.

6. هنگام خواندن قرآن، پاهاى خود را دراز نكنیم و پشتمان را به جایى تكیه ندهیم.

7. در حال خواندن قرآن، تنها به قرآن و معانى آن توجّه كنیم و «حضور قلب» داشته باشیم، یعنى یاد خدا و عظمت و بزرگى او را در ذهن خود تقویت كنیم.

8. در آیات قرآن تفكّر و تدبّر كنیم و به گونه اى قرآن بخوانیم كه گویى با خدا سخن مى گوییم و خدا نیز با ما سخن مى گوید.

9. پیش از خواندن قرآن صَلَوات بفرستیم و دعا بخوانیم، به ویژه دعاهایى كه پیشوایان معصوم(علیهم السلام) به ما آموخته اند.

10. پیش از خواندن سوره هاى آخر این كتاب ـ بجز سوره حمد ـ أَللّهُ أَكْبَرُ بگوییم.

11. پیش از خواندن قرآن، اوّل بگوییم: «أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ» ]= از شیطان رانده شده به خدا پناه مى برم.[ سپس بگوییم: «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ».

12. هنگام خواندن قرآن، به كلمات و آیات آن نگاه كنیم، حتّى اگر آن ها را حفظ كرده باشیم.

13. كلمات قرآن را نه به تندى و نه با فاصله زیاد بخوانیم، بلكه آن ها را شمرده شمرده قراءت كنیم.

14. بكوشیم تا قرآن را درست یاد بگیریم و درست بخوانیم.

15. اگر مى توانیم، قرآن را با صداى زیبا و نیكو بخوانیم.

16. بكوشیم تا گذشته از خواندنِ قرآن، معانى آیات را نیز فرا گیریم.

17. هر مقدار كه مى توانیم، آیات و سوره هاى قرآن را به صورت صحیح حفظ كنیم.

18. بسیار قرآن بخوانیم و به دستورهاى آن عمل كنیم. مخصوصاً باید بكوشیم كه در هر روز چند آیه از قرآن را بخوانیم.

19. هنگامى كه صداى قرآن به گوشمان مى رسد، ساكت باشیم و به آن گوش فرا دهیم و چیزى نخوریم و ننوشیم.

20. در خانه یك قرآن داشته باشیم و همیشه همان را بخوانیم.

21. هنگام خواندن قرآن، آن را در جایى بلندتر از زمین ـ مانند رَحل ـ بگذاریم یا با دستهامان آن را بگیریم.

22. قرآن را با كمال ادب وتواضع بخوانیم. از آغاز تا پایان قراءت، نخندیم و با كسى حرف نزنیم.

23. قرآن را در جاهاى مناسب ـ مانند خانه، مسجد و حَرَم ـ بخوانیم، نه در جاهاى نامناسب ـ مانند محلّ رفت و آمد مردم ـ .

24. هنگام خواندن قرآن، اگر به نام مبارك پیامبر عزیز خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) رسیدیم، صلوات بفرستیم.

25. قرآن را با صداى رسا بخوانیم، البتّه به طورى كه دیگران آزرده نشوند.

26. اگر مى توانیم، قرآن را با لحن و لهجه عربى بخوانیم.

27. قرآن را پاكیزه و تمیز نگاه داریم و آن را در جلد و جاى مناسب قرار دهیم.

28. هر گاه به آیات مربوط به بهشت رسیدیم، خوشحال شویم و رفتن به بهشت را از خدا بخواهیم. و هر گاه به آیات جهنّم رسیدیم، ناراحت شویم و به خدا پناه ببریم.

29. در پایان قراءت قرآن، بگوییم: «صَدَقَ اللّهُ الْعَلِىُّ الْعَظیمُ» (خداى بلندپایه بزرگ راست گفته است.)

30. پس از قرات قرآن دعا بخوانیم، به ویژه دعاهایى كه پیشوایان معصوم(علیهم السلام)به ما آموخته اند.

منبع: کتاب آموزش قرآن




طبقه بندی: آموزش كلام وحی،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:36 ب.ظ ]

این سوره مباركه از جمله معدود سوره هاى قرآنى است كه نامهاى متعددى دارد و با استقرایى كه به عمل آمد ، معلوم شد كه این سوره چهارده نام دارد كه بعضى از آنها معروف و بعضى دیگر غیر معروف است. اكنون ما این نامها را با ذكر علت نامگذارى بیان مى كنیم:
1 ـ سوره حمد، به سبب اینكه اولین كلمه این سوره، كلمه حمد مى باشد.
2 ـ سوره فاتحة الكتاب، به دلیل اینكه قرآن كریم كه یكصدو چهارده سوره دارد با این سوره آغاز مى شود و نیز به طوریكه خواهیم گفت این سوره نخستین سوره كاملى است كه بر پیامبر خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) نازل شده است.
3 ـ سوره ام الكتاب یا ام القرآن، این نامگذارى از آن جهت است كه این سوره مشتمل است بر مجموع مطالبى است كه در قرآن آمده و مى توان آنرا فشرده و خلاصه اى از معارف قرآن دانست بگونه اى كه در تفسیر سوره خواهیم دید.
4 ـ سوره سبع مثانى، این اسم به معناى «هفت تاى دو به دو» مى باشد و این نامگذارى به این جهت است كه اولا این سوره هفت آیه است و ثانیاً در هر نماز دو بار خوانده مى شود. البته وجوه دیگرى هم ذكر كرده اند كه ما از نقل آنها خوددارى كردیم.

5 ـ سوره كنز، زیرا كنز به معناى گنجینه است و این سوره گنجینه معارف قرآنى است.
6 ـ سوره وافیة، شاید علت نامگذارى آن باشد كه این سوره مباركه وافى به معارف قرآنى است.

7 ـ سوره كافیة، زیرا این سوره در نماز از سوره هاى دیگر كفایت مى كند و مى تواند جایگزین آنها بشود ولى سوره هاى دیگر نمى توانند جایگزین این سوره در نماز باشند.
8 ـ سوره شافیة، زیرا این سوره مباركه شفا دهنده امراض روحى است. البته تمام قرآن چنین حالت را دارد ولى از آنجا كه این سوره فشرده اى از همه قرآن است، به این نام نامیده شد.
9 ـ سوره شفاء، علت این نامگذارى همانست كه در نام قبلى بیان شد.
10 ـ سوره صلاة، بدانجهت كه باید در نمازهاى واجب و مستحب خوانده شود.
11 ـ سوره اساس، چون در اول قرآن آمده و لذا پایه و اساس قرآن است.
12 ـ سوره سؤال، زیرا كسى كه این سوره را مى خواند، از خداوند درخواست عبودیت و كمك و هدایت مى كند.
13 ـ سوره شكر، زیرا در این سوره از رحمت الهى و ربوبیت او صحبت مى شود و بیان همین معنى نوعى شكر و سپاسگزارى به درگاه خداوند است.
14 ـ سوره دعا، چون این سوره مشتمل است بر دعایى است كه خواننده سوره در حق خود مى كند.

منبع: کتاب تفسیر كوثر جلد اول




طبقه بندی: تفسیر وحی،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:33 ب.ظ ]

تعداد کل صفحات : 13 :: ... 6 7 8 9 10 11 12 ...

دانشنامه قرآنی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
حمایت می كنیم