تبلیغات
شهر قرآنی

شهر قرآنی
تدبر در قرآن
ذكر امروز
همراه با كلام وحی

1- اللّه است و معبودى جز او نیست , زنده و پاینده است .
2- اللّه است و معبودى جز او نیست , نامهاى نیكوتر ویژه اوست .
3- اللّه است و معبودى جز او نیست , مومنان باید بر اللّه توكل كنند و بس .
4- اللّه است و معبودى جز او نیست , به یقین در روز رستاخیز, كه هیچ شكى در آن نمى باشد, شما راگرد خواهد آورد.
چه كسى راستگوتر از اللّه است .
5- اللّه نور آسمانها و زمین است .
6- اللّه بهتر مى داند كه رسالت خویش را در كجا قرار دهد.
7- اللّه است آن كه آسمانها و زمین را آفرید و از آسمان آبى فروفرستاد, و به وسیله آن از میوه ها براىشما روزى بیرون آورد.
8- اللّه دوست و كار0ساز كسانى است كه ایمان آورده اند, آنان رااز تاریكیها به سوى روشنایى بیرونمى برد.
9- اللّه است آن كه شما را آفرید, آنگاه به شما روزى عطا فرمود,سپس شما را مى میراند و پس از آنزنـده تـان مـى گرداند.
آیا درمیان شریكهایى كه شما (براى او مى پندارید) كسى هست كه چیزىازاین كارها را بتواند انجام دهد.

او منزه است از آنچه (برایش ) انبازقرار مى دهند.
10- اللّه اسـت آن كـه زمـین را قرارگاه شما قرار داد و آسمان رابرافراشت و شما را صورتگرى كرد وصورتهایتان را نیكوگردانید و از چیزهاى پاكیزه به شما روزى بخشید.
11- اللّه به بندگانش مهربان است , هركه را خواهد روزى دهد, اونیرومند و شكست ناپذیر است .
12- اللّه آفریننده همه چیز است و او بر هر چیز نگهبان است .
13- اللّه اسـت كـه آفـریـنـش را آغـاز مـى كـند, سپس آن را بازمى گرداند, پس از آن به سوى او بازگردانیده مى شوید.
14- اللّه اسـت كـه شـمـا را آفـریـد درحالى كه ناتوان بودید, پس ازناتوانى نیرو و توان بخشید, بعد ازنیرومندى ناتوانى و پیرى قرارداد, هرچه خواهد مى آفریند و او دانا و توانا است .

منبع: کتاب انوار از قرآن




طبقه بندی: جلوه هائى از نور قرآن،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:40 ب.ظ ]

مطابق نص صریح قرآن مجید، نوح پیغمبر مدت 950 سال در میان قوم زیست و به تبلیغ و راهنمایى آنان پرداخت (1)   نوح پیغمبر مردم را سرزنش ‍ مى كرد كه چرا ایمان به خداى یكتا نمى آورند و از سنگ ، بت ساخته و آنها را پرستش مى كنند؟
عمر نوح در روایات اسلامى افزون از هزار سال بوده است . در مدت 950 سال ماءمور تبلیغ خلق بوده و هدایت قوم را به عهده داشته است . مردم آن روز با اینكه هنوز تعداد زیادى نبوده اند مع الوصف بر اثر هواخواهى و سركشى نفس در شرك و بت پرستى و فساد اخلاق فرو رفته بودند .
نوح از یك خانواده شهرى ، زنى به همسرى گرفت . این زن اگرچه پاكدامن بود ولى یك عادت ناپسند داشت كه به همان سبب نیز قرآن مجید او را توبیخ و ملامت كرده است . زن نوح اسرار خانه را به خارج مى برد و از شوى خود به این و آن شكایت مى نمود .
زن نوح با همه تبلیغات پیگیر و طولانى همسرش پیغمبر خدا، كافر بود و ایمان به خداى یگانه نداشت . او نیز تحت تاءثیر انحراف فكرى مردم محیط از اینكه مبداء عالم را خداى خالق توانا و آفریدگار لایزال بداند امتناع مى ورزید و در مقابل نصایح مشفقانه و تذكرات خیرخواهانه نوح پیغمبر، سرپیچى مى نمود. مردم در غفلت و بى خبرى به سر مى بردند، نه درباره فلسفه خلقت و آفرینش خود مى اندیشیدند و نه از اعتقاد خرافى و كردار ناپسند و رفتار زشت خود احساس شرمسارى مى نمودند .
سالهاى سال سپرى شد و قوم نوح همچنان در معصیت و نافرمانى الهى فرو رفته بودند و نسبت به وضعى كه داشتند شادى مى كردند. در طول این مدت دراز تعداد كسانى كه به نوح گرویدند و دعوت او را اجابت نمودند، به صد نفر نرسید! زن نوح نیز همرنگ جماعت شده بود و از اینكه یكتاپرست باشد سرباز مى زد. او علاوه به شوهر خود نیز خیانت مى نمود و پاس احترام او را نگاه نمى داشت . زن نوح به میان قوم مى آمد و آنان را از پذیرش دعوت همسرش نوح برحذر مى داشت و مى گفت : او پیر شده و قدرت تعقل و تفكر خود را از دست داده است ! گوش به او ندهید كه عقل درستى ندارد !!
در نتیجه نوح نه تنها از اینكه پس از سالهاى متمادى و تبلیغات دامنه دار قومش همچنان در گمراهى فرو رفته بودند، رنج مى برد بلكه خیانت همسرش و اینكه وى نیز با گمراهان همفكر است حتى آنان را به گمراهى بیشتر تشویق هم مى كند، رنج بیشتر مى برد. این وضع چندان ادامه پیدا كرد تا سرانجام حوصله نوح به سر آمد .
او دیگر از اصلاح قوم و به راه آمدن آنان ماءیوس شد و دعوت خود را بى نتیجه دید. نوح قوم گناهكار و بى بندوبار را نفرین نمود و عرض كرد : خدایا! تمام این مردم كافر و بى دین را نابود گردان و یك نفر از آنان را در روى زمین باقى مگذار (2)
البته این هنگامى بود كه نوح همه چیز را به قوم خود گفت ولى قوم در خود سرى ولجبازى و شرارت و نافرمانى كه پیش گرفته بودند اصرار ورزیدند . خداوند ماجراى نصایح نوح و سخنان نافذ و سازنده او را در قرآن مجید در سوره نوح بدینگونه به تفصیل شرح مى دهد : ما نوح را به سوى قوم فرستادیم و گفتیم كه قوم خود را از نافرمانى ما بیم ده ، پیش از آنكه عذاب ما آنان را فرا گیرد
نوح هم به سوى قوم آمد و گفت : اى قوم ! من براى هدایت و بیم دادن شما از عذاب الهى آمده ام ، آمده ام كه به شما بگویم خداى یگانه را پرستش كنیدو از كیفر او بر حذر باشید و اطاعت ذات مقدسش را گردن نهید تا شما را بیامرزد . بدانید كه چون مرگتان در رسد، چیزى جلو آن را نمى گیرد و چون با این همه پند و اندرز باز هم از خواب غفلت بیدار نشدند و ترتیب اثرى به مواعظ نوح ندادند نوح گفت : خدایا! من قوم خود را شب و روز دعوت به دین حق كردم ولى آنان به جاى اینكه گوش فرا دهند،دسته دسته گریختند .
هر وقت آنان را دعوت نمودم (تا به راه بیایند) و توایشان را بیامرزى ، انگشتان خود را در گوشها نهادند و خود را پوشاندند تا سخنان مرا نشنوند! از پذیرش سخنانم سرباز زدند و تكبر ورزیدند .
آنان را آشكارا دعوت نمودم و همه چیز را برایشان بیان كردم و گفتم در پیشگاه الهى توبه كنید كه خداى عالم بخشنده است ولى سرانجام تمامى زحمات مرا نادیده گرفته و به راهى رفتند كه جز زیان ، طرفى نبستند .
خدایا! آنان بسیارى از مردم را گمراه نمودند. من دیگر امیدى به هدایتشان ندارم . آنان به خود و دیگران ستم نمودند و هر چه بیشتر بمانند گمراهتر و ستمكارتر مى شوند :
اگر آنان را باقى گذارى بندگانت را گمراه مى كنند و نسلى هم كه از آنان باقى بماند همگى آلوده و كافر خواهند بود (3)
خدایا! مرا و پدر و مادرم را و هر كس كه ایمان بیاورد و به خانه من در آید و مردان و زنان با ایمان را بیامرز و ستمگران را از روى زمین برانداز (4)
مصیبت بزرگ نوح این بود كه گذشته از همسرش ، پسر او نیز رنگ محیط به خود گرفته و در میان مردم گمراه ، گمراه شده بود. نوح نه تنها در معرض ریشخندقوم نادان و جسوربود بلكه در خانه هم راه احتیاط را نگاه مى داشت .
سرانجام خداوند نفرین نوح را پذیرفت و دستور داد كه چون دیگر در بقاى قوم سركش و هوا پرست ، امیدى نیست ، كشتى بساز و خود و تمام پیروان و معتقدانت در آن قرار گیرید ولى ستمگران را به حال خود رها كن و از من مخواه كه آنان را نجات دهم چون همه باید غرق شوند .
همینكه فرمان خدا براى نابودى قوم صادر شد و آب از مخازن زمینى جوشیدن گرفت ، خداوند فرمود : اى نوح ! (چون طوفان همه چیز را نابود مى كند) از جنس آدمیان و سایر جانداران یك جفت نر و ماده و بستگانت را به كشتى بیاور جز آن كس (زن و فرزند نوح ) كه قبلا خدا فرموده است باید هلاك شوند. و هر كس كه ایمان آورده باشد نیز به كشتى بیاور ولى جز عده كمى به وى ایمان نیاورده بودند (5)
طوفان نوح سراسر جهان یا قلمرو تبلیغاتش را فرا گرفت . رعد و برقى آمد و از آسمان مانند آبشار باران بارید. با یك زلزله نیز انفجارهایى در زمین پدید آمد و دهن چاههاى زمینى گشوده شد و آب فواره وار از آن جوشید. آب همه بلندیها و پستیها،شهرها،قریه ها و زمینها را فرا گرفت و همه را نابودگردانید .
در این طوفان جهانى ، فقط نوح و سرنشینان كشتى جان به سلامت بردند. زن نوح و پسر او كه هر دو از گمراهان و كافران بودند نیز با سایر ستمگران هلاك شدند و نام ننگى از خود به یادگار گذاردند .

پی نوشتها:

1- فَلَبِثَ فی هِمْ اَلْفَ سَنَةٍ اِلاّ خَمْسی نَ عاماً (سوره عنكبوت ، آیه 14 (
2- وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى اْلاَرْضِ مِنَ الْكافِری نَ دَیّارًا (سوره نوح ، آیه 26 (
3- اِنَّكَ اِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا یَلِدوُا اِلاّ فاجِرا كَفّارا (سوره نوح ، آیه 27 )
4- رَبِّ اغْفِرْلى وَلِوالِدَىَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَیْتِىَ مُؤْمِنا وَ لِلْمُؤْمِنی نَ وَاْلمُؤْمِناتِ وَ لاتَزِدِ الظّ الِمی نَ اِلاّتَبارا (سوره نوح ، آیه 28)
5- حَتّى اِذاجاءَ اَمْرُنا وَفارَالتَّنُّورُ قُلْنَا احمِلْ فی ها مِنْ كُلِّ زَوْجَیْنِ اثْنَینِ وَ اَهلَكَ اِلاّمَنْسَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ ا مَنَ وَ ما امَنَ مَعَهُ اِلاّ قَلی لٌ (سوره هود، آیه 40)  

منبع: کتاب زن در قرآن




طبقه بندی: زن در قرآن،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:39 ب.ظ ]

شما خواننده گرامى باید توجه كنى كه قطعا سخن درست محكم و استوارى كه به دلائل قطعى از عقلى و نقلى مسلم و روشن شده این عقیده است كه هر آن چه از قرآن كریم در دسترس مردم هست تمامش چیزهائى است كه خداوند بلند مرتبه بر پیامبرش آخرین برانگیختگان ، حضرت محمد بن عبدالله (ص ) فرو فرستاده ، و هیچگونه كم و زیادى در آن نشده و دلیل این عقیده این است كه :
1- اندازه سوره هاى قرآن كه یكصد و چهارده تاست بدون تردید از دوران خود رسول خدا (ص ) تا كنون تغییر نیافته است .
2- ترتیب و در جاى خود قرار دادن آیات و سوره ها، به دستور شارع مقدس بوده كه كسى حق چون و چرا در آن را ندارد، و یقینا به دستور پیامبر (ص ) بوده و همانگونه كه جبرئیل امین وحى خدا به فرمان پروردگارش به او خبر داده ، تنظیم گردیده است .
3- در زمان زندگى پیامبر خدا پیش از آن كه جهان فانى را بدرود گوید مردم سوره ها را با نامهاى ویژه شان مى شناختند .
4- سرح ریزى حروف و علائم ، و صورت سازى خطوط در قرآن مجید طبق همان طرحى است كه از نوشته هاى نویسندگان وحى در دوره پیامبر نمونه بردارى شده است .
5- علت آن كه در آغاز نهمین سوره قرآن برائت آیة بسم الله الرحمن الرحیم نوشته نشده ، آن است كه : چنانكه با یكصد و سیزده سوره دیگر غیر آن یكباره نازل شده با این سوره نازل نگردیده است .
6- بسم الله الرحمن الرحیم جزء هر سوره است همانگونه كه جزء آیه اى از سوره 27 نمل مى باشد (1)
7- اخبار و آثارى كه گویاى آن است كه عده زیادى از یاران پیغمبر در دوران آن حضرت یا بعد از درگذشت آن بزرگوار قرآن را گرد آورده اند مانند آن كه گویند: در دوره خلافت ابوبكر آیات پراكنده قرآن جمع آورى شده مقصود آن نیست كه آنان آیات را در سوره ها مرتب نمودند.در مورد ترتیب سوره ها نیز بزودى به تحقیق خواهیم پرداخت . همه این مطالب را كه یاد آور شدیم عقیده اهل تحقیق از دانشمندان پیرو ائمه اطهار است كه بهشت خداجایگاهشان باد و جز آنان برخى از علماء اهل تسنن نیز به آن معتقد مى باشند و هر كه عقیده اى بر خلاف آن را برگزیده بدون بصیرت بوده و سخن بیهوده اى گفته و به كوره راهى گام نهاده است . لازم به تذكر است اگر مى خواستم در هر یك از عناوین فوق همه دلائل آن را مفصلا یادآورى نمائیم و بطلان گفته مخالف را بیاوریم نوشته ما به درازا مى كشید، و سخن رویاروى ما پراكنده مى گشت و گرفتارى ما افزون مى گشت ، بدین جهت مختصرى از دلایل هر یك از آن عناوین را مى آوریم و به خواست خدا براى آن كه در قفسه سینه دلى سالم دارد بسنده خواهد بود .

پی نوشتها:

1- انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم ؛ النمل 27

منبع: کتاب قرآن هرگز تحریف نشده




طبقه بندی: شبهات قرآنی،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:39 ب.ظ ]

طفیل بن عمرو كه شاعر شیرینِ زبان خردمندى بود و در میان قبیله خود، نفوذ كلمه داشت، زمانى وارد مكه گردید.اسلام آوردن مردى مانند طفیل، براى قریش بسیار گران بود، از همین رو سران قریش و بازیگران صحنه سیاست، گرد او را گرفتند و گفتند: این مردى كه كنار كعبه نماز مىگزارد، با آوردن آیین جدید، اتحاد ما را بر هم زده و با سحر بیان خود سنگ تفرقه میان ما افكنده است! مىترسیم میان قبیله شما نیز دو دستگى بیفكند.چه بهتر كه با وى سخن نگویى!طفیل مىگوید: سخنان آنها چنان مرا بیمناك كرد كه از ترس تأثیر سحر بیان او تصمیم گرفتم با او سخن نگویم و سخن او را هم نشنوم.و براى جلوگیرى از نفوذ سحر او هنگام طواف، پنبه در گوشهاى خود كردم تا مبادا زمزمه قرآن و نماز او به گوش من برسد.بامدادان در حالى كه پنبه داخل گوشهاى خود نموده بودم وارد مسجد شدم و هیچ مایل نبودم سخنى از او بشنوم.نمىدانم چطور شد كه یكباره كلام بسیار شیرین و زیبایى به گوشم رسید و بیش از حد، احساس لذت نمودم.با خود گفتم مادر در سوگت نشیند! تو كه یك مردى سخنپرداز و خردمندى، چه مانع دارد سخن این مرد را بشنوى تا هر گاه نیك باشد بپذیرى و اگر زشت باشد آن را رد كنى!  

پس براى اینكه آشكارا با آن حضرت تماس نگیرم مقدارى صبر كردم تا پیامبر راه خانه خود را پیش گرفت و وارد خانه شد.من نیز اجازه خواسته، وارد شدم و ماجراى خود را از آغاز تا پایان بازگو كردم و گفتم قریش درباره شما چنین مىگویند و من در آغاز تصمیم نداشتم با شما ملاقات كنم ولى تلاوت قرآن شما مرا به سویتان جلب كرد.اكنون مىخواهم حقیقت آیین خود را براى من تشریح كنى و اندكى قرآن براى من بخوانى! رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آیین خود را بر او عرضه داشت و مقدارى قرآن خواند.طفیل مىگوید: به خدا سوگند كلامى زیباتر از آن نشنیده و آیین معتدلتر از آن ندیده بودم.به حضرتش عرض كردم: من در میان قبیله خود فردى سرشناس و با نفوذى هستم و براى نشر آیین شما فعالیت مىكنم.ابن هشام گوید: طفیل تا روز حادثه خیبر میان قبیله خود بود به نشر آیین اسلام اشتغال داشت و در همان حادثه با هفتاد، هشتاد خانواده مسلمان به پیامبر(صلى الله علیه وآله) پیوست و در اسلام خود همچنان پایدار بود تا اینكه پس از درگذشت پیامبر به عصر خلفا در جنگ یمامه شربت شهادت نوشید.

منبع: کتاب چهل داستان از عظمت قرآن كریم




طبقه بندی: جلوه هائى از نور قرآن،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:38 ب.ظ ]

1- انسان خلیفه‏ء خدا در زمین است .
"
روزی كه خواست او را بیافریند ، اراده خویش را به فرشتگان اعلام‏ كرد . آنها گفتند :
آیا موجودی می‏آفرینی كه در زمین تباهی خواهد كرد و خون خواهد ریخت ؟ او گفت : من چیزی می‏دانم كه شما نمی‏دانید " ( (1
"
اوست كه شما انسانها را جانشینهای خود در زمین قرار داده تا شما را در مورد سرمایه‏هایی كه داده است در معرض آزمایش قرار دهد " ( 2)
2- ظرفیت علمی انسان بزرگترین ظرفیتهایی است كه یك مخلوق ممكن است‏ داشته باشد .
"
تمام اسماء را به آدم آموخت ( او را به همه‏ء حقایق آشنا ساخت ( . آنگاه از فرشتگان ) موجودات ملكوتی ) پرسید : نامهای اینها را بگویید چیست . گفتند : ما جز آنچه تو مستقیما به ما آموخته‏ای نمی‏دانیم ( آنچه‏ را تو مستقیما به ما نیاموخته باشی ما از راه كسب نتوانیم آموخت ( . خدا به آدم گفت : ای آدم ! تو به اینها بیاموز و اینها را آگاهی ده . همینكه آدم فرشتگان را آموزانید و آگاهی داد ، خدا به فرشتگان گفت : نگفتم كه من از نهانهای آسمانها و زمین آگاهم ( می‏دانم چیزی را كه حتما نمی‏دانید ) و هم می‏دانم آنچه را شما اظهار می‏كنید و آنچه را پنهان‏ می‏دارید ؟ " (3)
3- او فطرتی خدا آشنا دارد ، به خدای خویش در عمق وجدان خویش آگاهی‏ دارد . همه‏ء انكارها و تردیدها ، بیماریها و انحرافهایی است از سرشت‏ اصلی انسان .
"
هنوز كه فرزندان آدم در پشت پدران خویش بوده ( و هستند و خواهند بود ) خداوند ( با زبان آفرینش ) آنها را بر وجود خودش گواه گرفت و آنها گواهی دادند " ( 4)
"
چهره‏ء خود را به سوی دین نگه‏دار ، همان كه سرشت خدایی است و همه‏ء مردم را بر آن سرشته است " (5)
4- در سرشت انسان علاوه بر عناصر مادی كه در جماد و گیاه و حیوان وجود دارد ، عنصری ملكوتی و الهی وجود دارد . انسان تركیبی است از طبیعت و ماورای طبیعت ، از ماده و معنی ، از جسم و جان
"
آن كه هر چه را آفرید نیكو آفرید و آفرینش انسان را از گل آغاز كرد ، سپس نسل او را از شیره‏ء كشیده‏ای كه آبی پست است قرارداد ، آنگاه او را بیاراست و از روح خویش در او دمید " (6)
5- فرینش انسان ، آفرینشی حساب شده است ، تصادفی نیست . انسان‏ موجودی انتخاب شده و برگزیده است .
"
خداوند آدم را بر گزید و توبه‏اش را پذیرفت و او را هدایت كرد (7)

6- او شخصیتی مستقل و آزاد دارد ، امانتدار خداست ، رسالت و مسؤولیت دارد ، از او خواسته شده است با كار و ابتكار خود زمین را آباد سازد و با انتخاب خود یكی از دو راه سعادت و شقاوت را اختیار كند " همانا امانت خویش را بر آسمان و زمین و كوه‏ها عرضه كردیم ، همه از پذیرش آن امتناع ورزیدند و از قبول آن ترسیدند ، اما انسان بار امانت‏ را به دوش كشید و آن را پذیرفت . همانا او ستمگر و نادان بود " (8)  
" ما انسان را از نطفه‏ای مركب و ممزوج آفریدیم تا او را مورد آزمایش‏ قرار دهیم ، پس او را شنوا و بینا قرار دادیم . همانا راه را به او نمودیم ، او خود یا سپاسگزار است و یا كافر نعمت . یا راه راست را كه نمودیم خواهد رفت و به سعادت خواهد رسید و یا كفران نعمت كرده ، منحرف می‏گردد " (9)
7- او ازیك كرامت ذاتی و شرافت ذاتی بر خوردار است ، خدا او را بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری داده است . او آنگاه خویشتن واقعی خود را درك و احساس‏می‏كند كه این كرامت و شرافت را در خود درك كند و خود را برتر از پستیها و دنائتها و اسارتها و شهوترانیها بشمارد .
"
همانا ما بنی آدم را كرامت بخشیدیم و آنان را بر صحرا و دریا ) خشك و تر ) مسلط كردیم و بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری دادیم (10)
8- او از وجدانی اخلاقی برخوردار است ، به حكم الهامی فطری زشت و زیبا را درك می‏كند
"
سوگند به نفس انسان و اعتدال آن ، كه ناپاكیها و پاكیها را به او الهام كرد (11)
9- او جز با یاد خدا با چیز دیگر آرام نمی‏گیرد . خواستهای او بی‏ نهایت است ، به هر چه برسد از آن سیر و دلزده می‏شود مگر آنكه به ذات‏ بی حد و نهایت ( خدا ) بپیوندد .
"
هماناتنها بایاد او دلها آرام می‏گیرد " (12)
"
ای انسان ! توبه سوی پرورد گار خویش بسیار كوشنده هستی و عاقبت او را دیدار خواهی كرد " (13)
10- نعمتهای زمین برای انسان آفریده شده است .
"
همانا اوست كه آنچه در زمین است برای شما آفرید " (14)
"
آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است مسخر او قرار داده است پس‏ او حق بهره‏گیری مشروع همه‏ء اینها را دارد " (15)
11- او را برای این آفرید كه تنها خدای خویش را پرستش كند و فرمان‏ او را بپذیرد . پس او وظیفه‏اش اطاعت امر خداست .
"
همانا جن و انس را نیافریدیم مگر برای اینكه مرا پرستش كنند (16)
12- او جز در راه پرستش خدای خویش و جزبا یاد او خود را نمی‏یابد ،

و اگر خدای خویش را فراموش كند خود را فراموش می‏كند و نمی‏داند كه‏ كیست و برای چیست و چه باید كند و كجا باید برود .
"
همانا از آنان مباشید كه خدا را فراموش كردند و خداوند خودشان را ازیاد خودشان برد " (17)
13- او همینكه از این جهان برود و پرده‏ء تن كه حجاب چهره‏ء جان است‏ دور افكنده شود ، بسی حقایق پوشیده كه امروز بر او نهان است بروی آشكار گردد .
"
همانا پرده را كنار زدیم ، اكنون دیده‏ات تیز است " (18)
14- او تنها برای مسائل مادی كار نمی‏كند ، یگانه محرك او حوایج مادی‏ زندگی نیست . او احیانا برای هدفها و آرمانهایی بس علی می‏جنبد و می‏جوشد او ممكن است كه از حركت و تلاش خود جزر رضای آفریننده ، مطلوبی دیگر نداشته باشد .
"
ای نفس آرامش یافته ! همانا به سوی پرورد گارت باز گرد با خشنودی‏ متقابل : تو از او و او از تو خشنود " (19) .
"
خداوند به مردان و زنان با ایمان باغها و عده كرده است كه در آنها نهرها جاری است ، جاویدان در آنجا خواهند بود و هم مسكنهای پاكیزه ، اما خشنودی خدا از همه‏ء اینها برتر و بالاتر است . آن است رستگاری بزرگ (20)
بنابر آنچه گفته شد از نظر قرآن انسان موجودی است برگزیده از طرف‏ خداوند ، خلیفه و جانشین او در زمین ، نیمه ملكوتی و نیمه مادی ، دارای فطرتی خدا آشنا ، آزاد ، مستقل ، امانتدار خدا و مسؤول خویشتن و جهان ، مسلط بر طبیعت و زمین و آسمان ، ملهم به خیر و شر، و جودش از ضعف و ناتوانی آغاز می‏شود و به سوی قوت و كمال سیر می‏كند و بالا می‏رود اما جز در بارگاه الهی و جز با یاد او آرام نمی‏گیرد ، ظرفیت‏ علمی و عملی‏اش نا محدود است ، از شرافت و كرامتی ذاتی بر خوردار است‏، احیانا انگیزه هایش هیچ گونه رنگ مادی و طبیعی ندارد ، حق بهره گیری‏ مشروع از نعمتهای خدا به او داده شده است ولی در برابر خدای خودش و ظیفه دار است .
پی نوشتها:

1- بقره 30
2- انعام 165

3- بقره  31 - 33
4- اعراف 172
5- روم 43
6- الم سجده  7 - 9
7- طه 121

8- احزاب 72
9- دهر 3
10- اسراء 70

11- شمس  8 و . 9
12- رعد 28
13- انشقاق 6
14- بقرش 29
15- جاثیة 13
16- ذاریات 56

17- حشر 18
18- ق 22
19- فجر 28
20- توبه 72

منبع: کتاب مقدمه‏ای بر جهان بینی اسلامی جلد جهارم




طبقه بندی: انسان در قرآن،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:37 ب.ظ ]

تعداد کل صفحات : 16 :: ... 8 9 10 11 12 13 14 ...

دانشنامه قرآنی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
تبلیغات متنی