تبلیغات
شهر قرآنی

شهر قرآنی
تدبر در قرآن
ذكر امروز
همراه با كلام وحی

آدم و حوا داستان پر رمز و رازى دارند. خداوند آنان را در بهشت جاى داد و دستور داد تا از فلان میوه یا دانه نخورند. اما شیطان آنان را وسوسه كرد و آنان از آن خوردند و گرفتار شدند. خداوند به آنان گفت: <آیا من شمارا از آن نهى نكردم و نگفتم كه شیطان دشمن آشكار شماست.»

در این هنگام، آدم و حوا توبه كردند و دست به دعا برداشتند و گفتند:

رَبّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكونَنَّ مِنَ الخاسِرینَ؛ (1)

بارالها، ما به خود ستم كردیم - كه نافرمانى تو كردیم - اگر ما را نیامرزى و به ما رحم نكنى ما از زیان كاران خواهیم بود.

پی نوشتها:

1- اعراف (7) آیه 23

منبع: کتاب دعاهاى قرآنى




طبقه بندی: دعاهای قرآنی،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:40 ب.ظ ]

1- اللّه است و معبودى جز او نیست , زنده و پاینده است .
2- اللّه است و معبودى جز او نیست , نامهاى نیكوتر ویژه اوست .
3- اللّه است و معبودى جز او نیست , مومنان باید بر اللّه توكل كنند و بس .
4- اللّه است و معبودى جز او نیست , به یقین در روز رستاخیز, كه هیچ شكى در آن نمى باشد, شما راگرد خواهد آورد.
چه كسى راستگوتر از اللّه است .
5- اللّه نور آسمانها و زمین است .
6- اللّه بهتر مى داند كه رسالت خویش را در كجا قرار دهد.
7- اللّه است آن كه آسمانها و زمین را آفرید و از آسمان آبى فروفرستاد, و به وسیله آن از میوه ها براىشما روزى بیرون آورد.
8- اللّه دوست و كار0ساز كسانى است كه ایمان آورده اند, آنان رااز تاریكیها به سوى روشنایى بیرونمى برد.
9- اللّه است آن كه شما را آفرید, آنگاه به شما روزى عطا فرمود,سپس شما را مى میراند و پس از آنزنـده تـان مـى گرداند.
آیا درمیان شریكهایى كه شما (براى او مى پندارید) كسى هست كه چیزىازاین كارها را بتواند انجام دهد.

او منزه است از آنچه (برایش ) انبازقرار مى دهند.
10- اللّه اسـت آن كـه زمـین را قرارگاه شما قرار داد و آسمان رابرافراشت و شما را صورتگرى كرد وصورتهایتان را نیكوگردانید و از چیزهاى پاكیزه به شما روزى بخشید.
11- اللّه به بندگانش مهربان است , هركه را خواهد روزى دهد, اونیرومند و شكست ناپذیر است .
12- اللّه آفریننده همه چیز است و او بر هر چیز نگهبان است .
13- اللّه اسـت كـه آفـریـنـش را آغـاز مـى كـند, سپس آن را بازمى گرداند, پس از آن به سوى او بازگردانیده مى شوید.
14- اللّه اسـت كـه شـمـا را آفـریـد درحالى كه ناتوان بودید, پس ازناتوانى نیرو و توان بخشید, بعد ازنیرومندى ناتوانى و پیرى قرارداد, هرچه خواهد مى آفریند و او دانا و توانا است .

منبع: کتاب انوار از قرآن




طبقه بندی: جلوه هائى از نور قرآن،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:40 ب.ظ ]

مطابق نص صریح قرآن مجید، نوح پیغمبر مدت 950 سال در میان قوم زیست و به تبلیغ و راهنمایى آنان پرداخت (1)   نوح پیغمبر مردم را سرزنش ‍ مى كرد كه چرا ایمان به خداى یكتا نمى آورند و از سنگ ، بت ساخته و آنها را پرستش مى كنند؟
عمر نوح در روایات اسلامى افزون از هزار سال بوده است . در مدت 950 سال ماءمور تبلیغ خلق بوده و هدایت قوم را به عهده داشته است . مردم آن روز با اینكه هنوز تعداد زیادى نبوده اند مع الوصف بر اثر هواخواهى و سركشى نفس در شرك و بت پرستى و فساد اخلاق فرو رفته بودند .
نوح از یك خانواده شهرى ، زنى به همسرى گرفت . این زن اگرچه پاكدامن بود ولى یك عادت ناپسند داشت كه به همان سبب نیز قرآن مجید او را توبیخ و ملامت كرده است . زن نوح اسرار خانه را به خارج مى برد و از شوى خود به این و آن شكایت مى نمود .
زن نوح با همه تبلیغات پیگیر و طولانى همسرش پیغمبر خدا، كافر بود و ایمان به خداى یگانه نداشت . او نیز تحت تاءثیر انحراف فكرى مردم محیط از اینكه مبداء عالم را خداى خالق توانا و آفریدگار لایزال بداند امتناع مى ورزید و در مقابل نصایح مشفقانه و تذكرات خیرخواهانه نوح پیغمبر، سرپیچى مى نمود. مردم در غفلت و بى خبرى به سر مى بردند، نه درباره فلسفه خلقت و آفرینش خود مى اندیشیدند و نه از اعتقاد خرافى و كردار ناپسند و رفتار زشت خود احساس شرمسارى مى نمودند .
سالهاى سال سپرى شد و قوم نوح همچنان در معصیت و نافرمانى الهى فرو رفته بودند و نسبت به وضعى كه داشتند شادى مى كردند. در طول این مدت دراز تعداد كسانى كه به نوح گرویدند و دعوت او را اجابت نمودند، به صد نفر نرسید! زن نوح نیز همرنگ جماعت شده بود و از اینكه یكتاپرست باشد سرباز مى زد. او علاوه به شوهر خود نیز خیانت مى نمود و پاس احترام او را نگاه نمى داشت . زن نوح به میان قوم مى آمد و آنان را از پذیرش دعوت همسرش نوح برحذر مى داشت و مى گفت : او پیر شده و قدرت تعقل و تفكر خود را از دست داده است ! گوش به او ندهید كه عقل درستى ندارد !!
در نتیجه نوح نه تنها از اینكه پس از سالهاى متمادى و تبلیغات دامنه دار قومش همچنان در گمراهى فرو رفته بودند، رنج مى برد بلكه خیانت همسرش و اینكه وى نیز با گمراهان همفكر است حتى آنان را به گمراهى بیشتر تشویق هم مى كند، رنج بیشتر مى برد. این وضع چندان ادامه پیدا كرد تا سرانجام حوصله نوح به سر آمد .
او دیگر از اصلاح قوم و به راه آمدن آنان ماءیوس شد و دعوت خود را بى نتیجه دید. نوح قوم گناهكار و بى بندوبار را نفرین نمود و عرض كرد : خدایا! تمام این مردم كافر و بى دین را نابود گردان و یك نفر از آنان را در روى زمین باقى مگذار (2)
البته این هنگامى بود كه نوح همه چیز را به قوم خود گفت ولى قوم در خود سرى ولجبازى و شرارت و نافرمانى كه پیش گرفته بودند اصرار ورزیدند . خداوند ماجراى نصایح نوح و سخنان نافذ و سازنده او را در قرآن مجید در سوره نوح بدینگونه به تفصیل شرح مى دهد : ما نوح را به سوى قوم فرستادیم و گفتیم كه قوم خود را از نافرمانى ما بیم ده ، پیش از آنكه عذاب ما آنان را فرا گیرد
نوح هم به سوى قوم آمد و گفت : اى قوم ! من براى هدایت و بیم دادن شما از عذاب الهى آمده ام ، آمده ام كه به شما بگویم خداى یگانه را پرستش كنیدو از كیفر او بر حذر باشید و اطاعت ذات مقدسش را گردن نهید تا شما را بیامرزد . بدانید كه چون مرگتان در رسد، چیزى جلو آن را نمى گیرد و چون با این همه پند و اندرز باز هم از خواب غفلت بیدار نشدند و ترتیب اثرى به مواعظ نوح ندادند نوح گفت : خدایا! من قوم خود را شب و روز دعوت به دین حق كردم ولى آنان به جاى اینكه گوش فرا دهند،دسته دسته گریختند .
هر وقت آنان را دعوت نمودم (تا به راه بیایند) و توایشان را بیامرزى ، انگشتان خود را در گوشها نهادند و خود را پوشاندند تا سخنان مرا نشنوند! از پذیرش سخنانم سرباز زدند و تكبر ورزیدند .
آنان را آشكارا دعوت نمودم و همه چیز را برایشان بیان كردم و گفتم در پیشگاه الهى توبه كنید كه خداى عالم بخشنده است ولى سرانجام تمامى زحمات مرا نادیده گرفته و به راهى رفتند كه جز زیان ، طرفى نبستند .
خدایا! آنان بسیارى از مردم را گمراه نمودند. من دیگر امیدى به هدایتشان ندارم . آنان به خود و دیگران ستم نمودند و هر چه بیشتر بمانند گمراهتر و ستمكارتر مى شوند :
اگر آنان را باقى گذارى بندگانت را گمراه مى كنند و نسلى هم كه از آنان باقى بماند همگى آلوده و كافر خواهند بود (3)
خدایا! مرا و پدر و مادرم را و هر كس كه ایمان بیاورد و به خانه من در آید و مردان و زنان با ایمان را بیامرز و ستمگران را از روى زمین برانداز (4)
مصیبت بزرگ نوح این بود كه گذشته از همسرش ، پسر او نیز رنگ محیط به خود گرفته و در میان مردم گمراه ، گمراه شده بود. نوح نه تنها در معرض ریشخندقوم نادان و جسوربود بلكه در خانه هم راه احتیاط را نگاه مى داشت .
سرانجام خداوند نفرین نوح را پذیرفت و دستور داد كه چون دیگر در بقاى قوم سركش و هوا پرست ، امیدى نیست ، كشتى بساز و خود و تمام پیروان و معتقدانت در آن قرار گیرید ولى ستمگران را به حال خود رها كن و از من مخواه كه آنان را نجات دهم چون همه باید غرق شوند .
همینكه فرمان خدا براى نابودى قوم صادر شد و آب از مخازن زمینى جوشیدن گرفت ، خداوند فرمود : اى نوح ! (چون طوفان همه چیز را نابود مى كند) از جنس آدمیان و سایر جانداران یك جفت نر و ماده و بستگانت را به كشتى بیاور جز آن كس (زن و فرزند نوح ) كه قبلا خدا فرموده است باید هلاك شوند. و هر كس كه ایمان آورده باشد نیز به كشتى بیاور ولى جز عده كمى به وى ایمان نیاورده بودند (5)
طوفان نوح سراسر جهان یا قلمرو تبلیغاتش را فرا گرفت . رعد و برقى آمد و از آسمان مانند آبشار باران بارید. با یك زلزله نیز انفجارهایى در زمین پدید آمد و دهن چاههاى زمینى گشوده شد و آب فواره وار از آن جوشید. آب همه بلندیها و پستیها،شهرها،قریه ها و زمینها را فرا گرفت و همه را نابودگردانید .
در این طوفان جهانى ، فقط نوح و سرنشینان كشتى جان به سلامت بردند. زن نوح و پسر او كه هر دو از گمراهان و كافران بودند نیز با سایر ستمگران هلاك شدند و نام ننگى از خود به یادگار گذاردند .

پی نوشتها:

1- فَلَبِثَ فی هِمْ اَلْفَ سَنَةٍ اِلاّ خَمْسی نَ عاماً (سوره عنكبوت ، آیه 14 (
2- وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى اْلاَرْضِ مِنَ الْكافِری نَ دَیّارًا (سوره نوح ، آیه 26 (
3- اِنَّكَ اِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا یَلِدوُا اِلاّ فاجِرا كَفّارا (سوره نوح ، آیه 27 )
4- رَبِّ اغْفِرْلى وَلِوالِدَىَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَیْتِىَ مُؤْمِنا وَ لِلْمُؤْمِنی نَ وَاْلمُؤْمِناتِ وَ لاتَزِدِ الظّ الِمی نَ اِلاّتَبارا (سوره نوح ، آیه 28)
5- حَتّى اِذاجاءَ اَمْرُنا وَفارَالتَّنُّورُ قُلْنَا احمِلْ فی ها مِنْ كُلِّ زَوْجَیْنِ اثْنَینِ وَ اَهلَكَ اِلاّمَنْسَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ ا مَنَ وَ ما امَنَ مَعَهُ اِلاّ قَلی لٌ (سوره هود، آیه 40)  

منبع: کتاب زن در قرآن




طبقه بندی: زن در قرآن،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:39 ب.ظ ]

شما خواننده گرامى باید توجه كنى كه قطعا سخن درست محكم و استوارى كه به دلائل قطعى از عقلى و نقلى مسلم و روشن شده این عقیده است كه هر آن چه از قرآن كریم در دسترس مردم هست تمامش چیزهائى است كه خداوند بلند مرتبه بر پیامبرش آخرین برانگیختگان ، حضرت محمد بن عبدالله (ص ) فرو فرستاده ، و هیچگونه كم و زیادى در آن نشده و دلیل این عقیده این است كه :
1- اندازه سوره هاى قرآن كه یكصد و چهارده تاست بدون تردید از دوران خود رسول خدا (ص ) تا كنون تغییر نیافته است .
2- ترتیب و در جاى خود قرار دادن آیات و سوره ها، به دستور شارع مقدس بوده كه كسى حق چون و چرا در آن را ندارد، و یقینا به دستور پیامبر (ص ) بوده و همانگونه كه جبرئیل امین وحى خدا به فرمان پروردگارش به او خبر داده ، تنظیم گردیده است .
3- در زمان زندگى پیامبر خدا پیش از آن كه جهان فانى را بدرود گوید مردم سوره ها را با نامهاى ویژه شان مى شناختند .
4- سرح ریزى حروف و علائم ، و صورت سازى خطوط در قرآن مجید طبق همان طرحى است كه از نوشته هاى نویسندگان وحى در دوره پیامبر نمونه بردارى شده است .
5- علت آن كه در آغاز نهمین سوره قرآن برائت آیة بسم الله الرحمن الرحیم نوشته نشده ، آن است كه : چنانكه با یكصد و سیزده سوره دیگر غیر آن یكباره نازل شده با این سوره نازل نگردیده است .
6- بسم الله الرحمن الرحیم جزء هر سوره است همانگونه كه جزء آیه اى از سوره 27 نمل مى باشد (1)
7- اخبار و آثارى كه گویاى آن است كه عده زیادى از یاران پیغمبر در دوران آن حضرت یا بعد از درگذشت آن بزرگوار قرآن را گرد آورده اند مانند آن كه گویند: در دوره خلافت ابوبكر آیات پراكنده قرآن جمع آورى شده مقصود آن نیست كه آنان آیات را در سوره ها مرتب نمودند.در مورد ترتیب سوره ها نیز بزودى به تحقیق خواهیم پرداخت . همه این مطالب را كه یاد آور شدیم عقیده اهل تحقیق از دانشمندان پیرو ائمه اطهار است كه بهشت خداجایگاهشان باد و جز آنان برخى از علماء اهل تسنن نیز به آن معتقد مى باشند و هر كه عقیده اى بر خلاف آن را برگزیده بدون بصیرت بوده و سخن بیهوده اى گفته و به كوره راهى گام نهاده است . لازم به تذكر است اگر مى خواستم در هر یك از عناوین فوق همه دلائل آن را مفصلا یادآورى نمائیم و بطلان گفته مخالف را بیاوریم نوشته ما به درازا مى كشید، و سخن رویاروى ما پراكنده مى گشت و گرفتارى ما افزون مى گشت ، بدین جهت مختصرى از دلایل هر یك از آن عناوین را مى آوریم و به خواست خدا براى آن كه در قفسه سینه دلى سالم دارد بسنده خواهد بود .

پی نوشتها:

1- انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم ؛ النمل 27

منبع: کتاب قرآن هرگز تحریف نشده




طبقه بندی: شبهات قرآنی،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:39 ب.ظ ]

طفیل بن عمرو كه شاعر شیرینِ زبان خردمندى بود و در میان قبیله خود، نفوذ كلمه داشت، زمانى وارد مكه گردید.اسلام آوردن مردى مانند طفیل، براى قریش بسیار گران بود، از همین رو سران قریش و بازیگران صحنه سیاست، گرد او را گرفتند و گفتند: این مردى كه كنار كعبه نماز مىگزارد، با آوردن آیین جدید، اتحاد ما را بر هم زده و با سحر بیان خود سنگ تفرقه میان ما افكنده است! مىترسیم میان قبیله شما نیز دو دستگى بیفكند.چه بهتر كه با وى سخن نگویى!طفیل مىگوید: سخنان آنها چنان مرا بیمناك كرد كه از ترس تأثیر سحر بیان او تصمیم گرفتم با او سخن نگویم و سخن او را هم نشنوم.و براى جلوگیرى از نفوذ سحر او هنگام طواف، پنبه در گوشهاى خود كردم تا مبادا زمزمه قرآن و نماز او به گوش من برسد.بامدادان در حالى كه پنبه داخل گوشهاى خود نموده بودم وارد مسجد شدم و هیچ مایل نبودم سخنى از او بشنوم.نمىدانم چطور شد كه یكباره كلام بسیار شیرین و زیبایى به گوشم رسید و بیش از حد، احساس لذت نمودم.با خود گفتم مادر در سوگت نشیند! تو كه یك مردى سخنپرداز و خردمندى، چه مانع دارد سخن این مرد را بشنوى تا هر گاه نیك باشد بپذیرى و اگر زشت باشد آن را رد كنى!  

پس براى اینكه آشكارا با آن حضرت تماس نگیرم مقدارى صبر كردم تا پیامبر راه خانه خود را پیش گرفت و وارد خانه شد.من نیز اجازه خواسته، وارد شدم و ماجراى خود را از آغاز تا پایان بازگو كردم و گفتم قریش درباره شما چنین مىگویند و من در آغاز تصمیم نداشتم با شما ملاقات كنم ولى تلاوت قرآن شما مرا به سویتان جلب كرد.اكنون مىخواهم حقیقت آیین خود را براى من تشریح كنى و اندكى قرآن براى من بخوانى! رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آیین خود را بر او عرضه داشت و مقدارى قرآن خواند.طفیل مىگوید: به خدا سوگند كلامى زیباتر از آن نشنیده و آیین معتدلتر از آن ندیده بودم.به حضرتش عرض كردم: من در میان قبیله خود فردى سرشناس و با نفوذى هستم و براى نشر آیین شما فعالیت مىكنم.ابن هشام گوید: طفیل تا روز حادثه خیبر میان قبیله خود بود به نشر آیین اسلام اشتغال داشت و در همان حادثه با هفتاد، هشتاد خانواده مسلمان به پیامبر(صلى الله علیه وآله) پیوست و در اسلام خود همچنان پایدار بود تا اینكه پس از درگذشت پیامبر به عصر خلفا در جنگ یمامه شربت شهادت نوشید.

منبع: کتاب چهل داستان از عظمت قرآن كریم




طبقه بندی: جلوه هائى از نور قرآن،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:38 ب.ظ ]

تعداد کل صفحات : 15 :: ... 7 8 9 10 11 12 13 ...

دانشنامه قرآنی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
تبلیغات متنی